خلاصه داستان: یک نیروی سابق یگان ویژه بهطور غیرمنتظرهای ثروتمند میشود و با تکیه بر منابع مالی تازه به دست آوردهاش، تیمی حرفهای و کارآزموده تشکیل میدهد تا قاتلان همسرش را پیدا کند. او که انگیزهای جز انتقام ندارد، وارد مسیری خطرناک برای اجرای عدالت به شیوه خود میشود.
خلاصه داستان: سلین به گذشته و به خانهٔ تابستانیای که در آن اقامت دارد سفر میکند و ناگهان خود را در دوران جوانیِ مادرش مییابد. او در حالی که سرنوشت خانوادهاش را دگرگون میکند، این فرصت را پیدا میکند تا زندگی خودش را نیز از نو بسازد.
خلاصه داستان: افسر پلیسی به نام آرون که سالها به قانون و نظم پایبند بوده، در جریان تحقیقاتی محرمانه با نوجوانی روبهرو میشود که توسط شبکهای مخوف بهعنوان آدمکش حرفهای تربیت شده است. آرون که خود پدری دلسوز است، درمییابد که این نوجوان قربانی شرایطی است که او هرگز نتوانسته از آن جلوگیری کند. از سوی دیگر، خانواده آرون نیز تحت فشار خشونتهای ناشی از تبعیض طبقاتی و تعصبهای اخلاقی جامعه، در آستانه فروپاشی قرار دارد. او حالا میان وفاداری به نهاد قانون و پیوندهای خونی خانوادهاش گیر کرده است؛ انتخابهایی که هر کدام او را به نقطهای بیبازگشت میکشاند. سوگند عدالت روایتی از تقابل وظیفه و عاطفه است؛ جایی که عدالت دیگر یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه به بهای از دست دادن همه چیز به دست میآید.
خلاصه داستان: رویای آمریکایی داستان واقعی ژرمی، کارمند پشت پیشخوان یک فروشگاه ویدئو، و بونا، کارگر نظافتچی فرودگاه است که بدون هیچ آشنایی، پارتی، پول یا تسلط کامل به زبان انگلیسی، به مدیر برنامههای ستارگان NBA تبدیل میشوند. این دو نفر که از هیچ شروع کردند، با پشتکار و تلاش بیوقفه، مسیری غیرممکن را طی میکنند و به یکی از موفقترین مدیران ورزشی جهان تبدیل میشوند. روایتی انگیزشی و واقعی از ارادهای که میتواند سرنوشت را تغییر دهد.
خلاصه داستان: وقتی یکی از نقشههای هامدینگر به شکلی غیرمنتظره به هم میریزد، خانه یکی از بچهگربههای زبالهگرد ویران میشود و راکی مسئولیتی بزرگتر از توانش را بر عهده میگیرد. در حالی که این بچهگربه دردسرهای بیشتری از آنچه انتظار میرود به وجود میآورد، راکی یاد میگیرد که حتی قهرمانها هم گاهی به کمک دیگران نیاز دارند.
خلاصه داستان: گروهی از گردشگران جوان برای تجربهای متفاوت به باتلاقهای دورافتادهٔ لوئیزیانا سفر میکنند. اما ماجراجویی آنها به کابوسی مرگبار تبدیل میشود، وقتی با اسب آبی عظیمالجثهای روبهرو میشوند که از یک مرکز پرورش غیرمجاز فرار کرده و حالا قلمروی خود را در این آبهای تاریک و پیچیده ساخته است. این حیوان که زمانی اهلی بوده، حالا به موجودی وحشی و بیرحم تبدیل شده و هر غریبهای را بهعنوان تهدید میبیند. گردشگران که راه خود را گم کردهاند، باید برای زنده ماندن در باتلاق، با یکدیگر همکاری کنند و راهی برای فرار از این شکارچی بیامان بیابند. هر لحظه ممکن است آبهای آرام به صحنهٔ حملهای مرگبار تبدیل شوند و هیچکس نمیداند چه کسی زنده خواهد ماند.