خلاصه داستان: بارنی پسری است که صاحب رباتی به نام ران میشود؛ رباتی که میتواند راه برود، صحبت کند و با دنیای دیجیتال ارتباط برقرار کند. با این حال، ران برخلاف انتظارها همیشه درست رفتار نمیکند و عملکردهای عجیبش دردسرهایی برای بارنی به وجود میآورد. این دو که هرکدام به شیوهای متفاوت با محیط اطراف خود روبهرو میشوند، درگیر سفری ماجراجویانه میشوند. در طول این مسیر، رابطه میان انسان و ربات شکل تازهای پیدا میکند و بارنی فرصت مییابد معنای دوستی را از زاویهای متفاوت تجربه کند.
خلاصه داستان: داستان فیلم جدانشدنیها درباره یک عروسک خیمهشببازی و یک عروسک پارچهای است که در پارک مرکزی شهر نیویورک رها شدهاند. این دو شخصیت که هرکدام شرایط متفاوتی دارند، بهطور اتفاقی با یکدیگر روبهرو میشوند و در ادامه تصمیم میگیرند برای سفری پرهیجان در سراسر شهر متحد شوند. ماجراهای آنها در خیابانها و فضای شهری نیویورک، زمینهساز آشنایی بیشتر و شکلگیری همراهی میانشان میشود. این انیمیشن خانوادگی با تکیه بر دوستی، همکاری و تجربههای مشترک، مخاطب را به دنبال کردن مسیر این دو عروسک دوستداشتنی دعوت میکند.
خلاصه داستان: اختراع عجیب و غریب ون هلسینگ، زندگی ساکنان هتل را وارد مرحلهای تازه میکند. دراکولا و دوستانش ناگهان به انسان تبدیل میشوند و بدنهای جدیدشان با چیزی که همیشه بودهاند، هماهنگ نیست. این تغییر غیرمنتظره، دردسرهای خندهدار و موقعیتهای ناآشنایی برای آنها به وجود میآورد. گروه باید با وجود اختلافها و سردرگمیهای فراوان، کنار یکدیگر بماند و راهی برای بازگشت به حالت قبلی پیدا کند. زمان نیز اهمیت زیادی دارد، چون اگر راهحل مناسب پیدا نشود، ممکن است این وضعیت برای همیشه ادامه داشته باشد. ماجرا سفری پرتحرک، خانوادگی و سرشار از شوخیهای فانتزی را رقم میزند.
خلاصه داستان: بچه های بد درباره گروهی از دزدان افسانهای و بدنام است که سالها با هویت خلافکارانه خود شناخته میشوند. اعضای این گروه در برابر چالش بزرگ و متفاوتی قرار میگیرند: خوب شدن. این تصمیم، مسیر آنها را وارد موقعیتهایی تازه میکند و نگاهشان را به خودشان و دیگران تغییر میدهد. فیلم با ترکیب ماجراجویی، کمدی و حالوهوای جنایی، تلاش گروه برای عبور از گذشته و روبهرو شدن با انتخابهای دشوار را دنبال میکند. روایت بدون آشکار کردن گره اصلی، فضایی سرگرمکننده درباره تغییر، اعتماد و امکان انتخاب راهی تازه میسازد.
خلاصه داستان: رونی، دختر دوازدهساله، همراه خانوادهاش راهی سفری به مکزیک میشود؛ سفری که قرار است فرصتی برای بودن در کنار خانواده باشد، اما با اتفاقی غیرمنتظره تغییر میکند. او بهطور تصادفی یک نیمهخدای باستانی را که درون کوهی گرفتار شده، آزاد میکند و ناگهان خودش را در برابر مسئلهای بزرگ میبیند. رونی برای برگرداندن اوضاع به حالت عادی، به کمک خانوادهاش نیاز دارد. این ماجراجویی، اعضای خانواده را در موقعیتی تازه قرار میدهد و اهمیت همکاری، مسئولیتپذیری و اعتماد میان آنها را پررنگ میکند؛ بدون آنکه راز اصلی سفر را آشکار کند.
خلاصه داستان: در دنیایی که کشتی هیولاها به ورزشی جهانی تبدیل شده، هیولاها مانند ستارههای محبوب مسابقات شناخته میشوند. وینی، دختر جوانی که میخواهد راه پدرش را به عنوان مربی ادامه دهد، مسئولیت آموزش استیو را بر عهده میگیرد؛ هیولایی دوستداشتنی، اما بیتجربه که هنوز برای رقابتهای بزرگ آماده نیست. وینی تلاش میکند تواناییهای پنهان استیو را پیدا کند و او را برای روبهرو شدن با قهرمان فعلی مسابقات آماده سازد. مسیر این دو، ترکیبی از تمرین، تلاش، شوخی و شکلگیری رابطهای صمیمی میان مربی و ورزشکار است.