خلاصه داستان: زنی که گذشته مجرمانهاش را پشت سر گذاشته، ناچار میشود بار دیگر با گذشتهاش روبهرو شود و برای انجام آخرین مأموریت، دوباره به فعالیتهای غیرقانونی بازگردد؛ مأموریتی که امیدوار است آزادیاش را تضمین کند و برای همیشه به زندگی گذشتهاش پایان دهد.
خلاصه داستان: در آیندهای نه چندان دور، زمین به دلیل آلودگی سمی هوا غیرقابل سکونت شده است. ده هزار انسان بازمانده در یک سیلوی غولپیکر زیرزمینی به عمق صدها طبقه زندگی میکنند. این جامعه تحت قوانین سختگیرانهای اداره میشود که ظاهراً برای محافظت از ساکنان وضع شدهاند، اما حقیقت پشت این قوانین و دلیل ساخت سیلو در هالهای از ابهام قرار دارد. جولیت، یک مهندس کنجکاو، پس از مرگ مشکوک همسرش، شروع به پرسش درباره رازهای سیلو میکند. او به تدریج متوجه میشود که مقامات سیلو اطلاعات زیادی را از مردم پنهان میکنند و هر کسی که به دنبال حقیقت باشد، با خطر مرگ مواجه میشود. داستان سریال سیلو ماجرای تلاش جولیت برای کشف حقیقت و به چالش کشیدن نظام حاکم بر این دنیای بسته است.
خلاصه داستان: داستان فیلم حرکت آخر دربارهٔ فرهاد، استاد شطرنج بازنشستهای است که پس از سالها سکوت، با یک چالش مرگبار روبرو میشود. یک گروه مرموز او را مجبور به شرکت در مسابقهای میکنند که هر حرکت اشتباه به قیمت جان یک انسان تمام میشود. فرهاد که در گذشته قهرمان جهان بوده، حالا باید با ذهن خود و بدون کمک کسی، این بازی خطرناک را پیش ببرد. او در این مسیر با دخترش سارا، یک روزنامهنگار شجاع، همراه میشود و رازهای تاریکی از گذشتهٔ خود و این گروه فاش میشود. فیلم با فضایی پرتنش و معمایی، مخاطب را تا پایان درگیر نگه میدارد و پیچشهای داستانی متعدد، غافلگیریهای بزرگی را رقم میزند.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۸۰، محله هلز کیچن نیویورک صحنه نبرد قدرت میان گروههای تبهکار است. گروه خشن و کوچک «وستیها» با وجود تعداد کمتر، با خشونت بیرحم خود سهمی از سود ساخت مرکز جاویتز به دست میآورند. تحقیقات افبیآی عمیقتر میشود و تنشهای نسلی درون گروه بالا میگیرد. این سریال جنایی-درام روایتی از جاهطلبی، خیانت و بقا در دنیای زیرزمینی نیویورک است.
خلاصه داستان: داستان فیلم هرگز عوض نشو دربارهٔ مردی به نام الکسیس است که در یک شهر کوچک زندگی میکند و به دلیل یک حادثهٔ تروماتیک در کودکی، دچار اختلال هویت چندگانه شده است. او در طول زندگی خود با شخصیتهای مختلف درونش دست و پنجه نرم میکند، اما یک روز با زنی به نام لنا آشنا میشود که ادعا میکند میتواند به او کمک کند تا بر این اختلال غلبه کند. الکسیس در مسیر درمان با خاطرات سرکوبشده و حقایق تلخی روبرو میشود که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد. این سفر درونی او را به کشف رازهای تاریک خانوادهاش و مواجهه با شخصیتهای فرعیای میکشاند که هر کدام بخشی از حقیقت را در خود دارند.
خلاصه داستان: داستان جان استوارت، عضو تازهوارد سپاه فانوسها، و هال جردن، یکی از افسانههای این گروه را دنبال میکند؛ دو پلیس بینکهکشانی که هنگام تحقیق درباره یک قتل در قلب آمریکا، وارد معمایی تاریک و مرموز در زمین میشوند. این دو شخصیت با پیشینهها و دیدگاههای کاملاً متفاوت، مجبور به همکاری در منطقهای روستایی و متروک میشوند تا راز جنایتی وحشتناک را کشف کنند. هر چه بیشتر در این پرونده پیش میروند، مرز میان قهرمانی و تباهی باریکتر شده و آنها با تهدیدی فراتر از تصوراتشان روبرو میشوند.