خلاصه داستان: یک دانشجوی ترکتحصیلکرده روانپزشکی از دانشگاه استنفورد به زادگاهش بازمیگردد تا به عنوان هیپنوتراپیست در یک شهر کوچک کنار رودخانه فعالیت کند. هرچقدر که او عمیقتر به روان مردم شهر فرو میرود و به حل مشکلاتشان کمک میکند، سریعتر درگیر یک جنزدگی میشود. او در تلاش برای نجات بیمارانش و خودش، با گذشتهای تاریک و رازهایی که رودخانه در خود پنهان کرده روبهرو میشود.
خلاصه داستان: جاشوا، یک محافظ خصوصی سابق در ارتش، مأموریت مییابد از زنی جوان و برجسته که بهتازگی از لندن به چنای بازگشته است، محافظت کند. در این مسیر، او با توطئهای پیچیده و دشمنانی خطرناک روبهرو میشود که قصد جان آن زن را دارند. جاشوا باید میان تعهد حرفهای و وجدان شخصی خود، یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: در دنیایی که جادو و واقعیت در هم آمیختهاند، دارکا و برهما در جستجوی تریشانوکویی مانی، سنگی افسانهای با قدرتهای بینهایت، به رقابتی مرگبار میپردازند. مرگ جویس، اشتا را از وجود این سنگ باخبر میکند و او را به سفری پرمخاطره میکشاند. در این میان، پسر تقلبی که با جادوی تاریک آغشته شده، در برابر پسر واقعی قرار میگیرد تا سرنوشت خانوادهاش را رقم بزند. نبرد میان خیر و شر، عشق و خیانت، و حقیقت و دروغ، قهرمانان را به چالش میکشد و هر قدم، آنها را به رازهای عمیقتری از گذشته نزدیک میکند. آیا اشتا میتواند با تکیه بر ایمان و شجاعت، خانوادهاش را از نابودی نجات دهد و حقیقت را آشکار کند؟
خلاصه داستان: فیلم بهیما روایتی از یک روستای آرام است که زیر سلطه یک سیاستمدار فاسد قرار گرفته است. او با سوءاستفاده از قدرت، مردم را به بردگی گرفته و منابع آنان را غارت میکند. در این میان، یک وکیل صادق به نام بهیما با شنیدن درد دل روستاییان، تصمیم میگیرد وارد میدان شود. او به جای اقدام مستقیم، نقشهای زیرکانه طراحی میکند تا با بهرهگیری از اختلافات داخلی و اعتماد افراد نزدیک به سیاستمدار، او را از درون فرو بپاشد. این مسیر پر از خطر و خیانت، بهیما را با چالشهای اخلاقی و حقوقی بزرگی روبهرو میکند. او باید میان عدالت و قانون، مسیری را برگزیند که به آزادی مردم بینجامد.
خلاصه داستان: فیبی، خواهر بزرگترش بکس، برادر کوچکترش پری و مادرشان زندگی راحتی در گلاسکو دارند تا اینکه ناگهان از زندگیشان جدا شده و به ارتفاعات دورافتاده اسکاتلند منتقل میشوند. آنها در خانهای نزدیک یک خط راهآهن ساکن میشوند و با دنیای جدیدی از قطارها، طبیعت و چالشهای ناشناخته روبهرو میشوند. این جابهجایی اجباری، آنها را وارد ماجرایی میکند که در آن دوستی، شجاعت و پیوندهای خانوادگی نقش اصلی را بازی میکنند. فیبی و خواهر و برادرش باید با شرایط جدید کنار بیایند و رازهایی را کشف کنند که زندگیشان را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: لیلا، دختری جوان که آرزوی قهرمان شدن دارد، به دلیل شرایط خانوادگی مجبور میشود با آریوو، مردی سادهدل ۳۵ ساله که پس از سالها زندگی در مالزی به زادگاهش بازگشته، ازدواج کند. آریوو که از ابتدا میفهمد لیلا به این ازدواج راضی نیست و او را انتخاب نکرده است، تصمیم میگیرد با صبر و محبت، قلب او را به دست آورد. در این مسیر، او باید با گذشتهای که سالها سرکوب کرده نیز روبهرو شود. این برخورد با گذشته، زندگی هر دوی آنها را دستخوش تغییر میکند و آنها را به سفری پر از احساس و چالش میکشاند.