خلاصه داستان: یک زن جوان با نیت خیر تصمیم میگیرد تعطیلات خانوادگی را به برنامهای منظم و خوشبینانه تبدیل کند تا اعضای خانواده ناکارآمدش را دور هم جمع کند. اما نقشههای پیچیده مادرشوهرش و اختلافات قدیمی، هر تلاشی را به چالشی تازه تبدیل میکند. در این میان، موقعیتهای طنز و احساسی پیاپی، روابط را دستخوش تغییر کرده و شخصیتها را به سمت درک متقابل سوق میدهد. این فیلم کمدی-درام، با نگاهی به پیچیدگیهای روابط خانوادگی، تلاش میکند تعطیلاتی که قرار بود خاطرهانگیز باشد، به آزمونی برای عشق و صبر تبدیل میشود.
خلاصه داستان: یتارام، مردی آرام و صلحجو، پس از حمله یک باند قاچاق مواد مخدر به روستایش، چارهای جز مبارزه نمیبیند. او که گذشتهای تاریک دارد، بار دیگر به داکو مهاراج تبدیل میشود تا عدالت را برقرار کند. در این مسیر، او باید نهتنها دشمنانش، بلکه خودِ قدیمیاش را نیز شکست دهد. داستان با تعلیق و صحنههای اکشن پرتنش پیش میرود و شخصیتپردازی عمیقی از قهرمان ارائه میدهد.
خلاصه داستان: میسون، مردی که پس از یک سرقت بزرگ تلاش میکند از دنیای تبهکاری فاصله بگیرد، ناگهان با ربودهشدن همسرش توسط سالازار، دشمن قدیمیاش، مواجه میشود. سالازار برای انتقام، میسون را مجبور میکند تا از یک کازینوی مجلل سرقت کند. میسون که چارهای جز پذیرش این مأموریت خطرناک ندارد، وارد دنیای پر از خیانت و خشونت میشود. او باید با کمک دوستان قدیمیاش، نقشهای پیچیده بچیند تا همسرش را نجات دهد و از چنگال سالازار فرار کند. اما هر قدم او را به پرتگاه نزدیکتر میکند و رازهایی در کازینو نهفته است که میتواند همه چیز را تغییر دهد.
خلاصه داستان: اریک، یک کارآفرین موفق آمریکایی، با شنیدن خبر خرید یک ویلای قدیمی و نیمهویران در حومهٔ شهر کوچکی در توسکانی توسط دخترش، بلافاصله راهی ایتالیا میشود تا او را از این تصمیم عجولانه منصرف کند. اما به محض ورود به آن دیار، با اصرار دخترش برای بازسازی ویلا مواجه میشود و ناخواسته درگیر ماجرایی میشود که مسیر زندگیاش را تغییر میدهد. در این میان، آشنایی با یک زن ایتالیایی و فرهنگ گرم و صمیمی مردم محلی، او را به بازنگری در ارزشهای زندگی و اولویتهایش وا میدارد. «ویلای شیرین» داستانی لطیف و دلنشین دربارهٔ عشق، خانواده و یافتن خوشبختی در سادهترین لحظات است.
خلاصه داستان: وال، یک سخنران انگیزشی، پس از مرگ مادرش دچار خارش شدیدی در سر میشود که زندگی او را مختل میکند. هرچه وسواس او به خاراندن بیشتر میشود، ترسها و خاطرات سرکوبشدهی او آشکار شده و واقعیت و توهم در هم میآمیزند. این ماجرا او را به مرز جنون میکشاند و نشان میدهد که شاید چیزی فراتر از ذهنش او را کنترل میکند. وال در تلاش است تا حرفهاش را حفظ کند و در عین حال با کابوسهای شبانه و حملات پانیک دست و پنجه نرم میکند. او به تدریج متوجه میشود که این خارش نه یک بیماری جسمی، بلکه نشانهای از یک آسیب روانی عمیق است. سفری درونی به اعماق ذهن او آغاز میشود، جایی که مرز باریک میان عقل و جنون کمرنگ میگردد.
خلاصه داستان: یک بیماری مرموز و ناشناخته، ثروتمندترین افراد جهان را یکی پس از دیگری از پای درمیآورد. ابتدا میلیاردرها قربانی میشوند، سپس نوبت به میلیونرها میرسد و این روند وحشتناک با سرعتی هولناک ادامه مییابد. به زودی مشخص میشود که این بیماری هر کسی را که دارای ثروت و دارایی است، تهدید میکند و مرگ او را رقم میزند. در حالی که وحشت و هرجومرج سراسر جهان را فرا گرفته، مردم به دنبال راهی برای نجات خود هستند؛ آنها تلاش میکنند داراییهایشان را بفروشند و از ثروت خود رهایی یابند، اما دیگر هیچکس تمایلی به خرید چیزی ندارد و همه در تلهای گرفتار شدهاند که خود ساختهاند.