خلاصه داستان: پس از از دست دادن فرزندش، استاد قدرات باید با آزمونی حتی سختتر روبهرو شود. این بار شیطان همسرش، عزیـزه، را هدف گرفته تا ایمان قدرات را نابود کند و او را وادارد در برابر شیطان سر فرود آورد و از خدا روی برگرداند. قدرات که با نیروی ایمان و دعا به جنگ تاریکی میرفت، حالا باید میان عشق به خانواده و تعهد معنوی خود یکی را برگزیند. شیطان با وسوسههای تازه، ذهن او را نشانه رفته و او را به مرز جنون میکشاند. اما قدرات برای نجات همسرش، سفری پرمخاطره را آغاز میکند؛ سفری که در آن با موجودات شیطانی و نیروهای فراطبیعی روبهرو میشود و در نهایت باید ثابت کند که ایمان واقعی هیچگاه تسلیم نمیشود. این قسمت از داستان، ابعاد تازهای از شخصیت قدرات و باورهای او را نشان میدهد و او را در برابر بزرگترین آزمون زندگیاش قرار میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۳، آمنه، دختر شش ساله مورین، توسط شوهر سابقش، کریم، از کشور خارج میشود. مورین پس از سالها جستجوی بینتیجه، با یک کارآگاه بینالمللی متخصص در پروندههای کودکربایی آشنا میشود. این کارآگاه که خود نیز تجربه تلخی در این زمینه دارد، به مورین قول میدهد در ازای همکاری او، به یافتن آمنه کمک کند. اما این همکاری، مورین را در مسیری پر از خطر و چالشهای روانی قرار میدهد. او باید با گذشته خود روبهرو شود و برای بازگرداندن دخترش، با سیستمهای حقوقی و تاریکیهای پنهان مبارزه کند. داستان بر اساس واقعیت، روایتی احساسی از عشق مادرانه، امید و رستگاری است.
خلاصه داستان: صابر و مرتضی دو پسرخالهاند که در کار دزدی دستی دارند. ماجرا از آنجا شروع میشود که پدر صابر جعبهای را از زنی به نام مهتاب میدزدد و آن را به آنها میسپارد. صابر و مرتضی که از ارزش واقعی محموله بیخبرند، برای حفظ جان خود ناچار به پنهان کردن جعبه میشوند. اما مهتاب و برادرش برای پسگرفتن جعبه، پدر صابر را به قتل میرسانند. صابر و مرتضی برای شرکت در مراسم خاکسپاری به شهرستان میروند و پس از ده روز به تهران بازمیگردند. آنها متوجه میشوند مهتاب در کمین آنهاست و برای نجات خود باید محموله گرانبهایی را که ارزشی برابر با سی میلیارد تومان دارد، با خود ببرند. اما وقتی به محل اختفا میرسند، میبینند آن مکان به کلانتری تبدیل شده است و حالا باید با شرایط غیرمنتظرهای روبهرو شوند.
خلاصه داستان: جسیکا، پرلا، جولی، نعیما و آریان همگی در شرایط سختی بزرگ شدهاند و در یک پناهگاه مخصوص مادران جوان اسکان داده شدهاند. آنها در تلاشاند تا با وجود چالشهای فراوان، زندگی بهتری برای خود و فرزندانشان بسازند. این فیلم روایتی صمیمی و بیپیرایه از مقاومت، همدلی و امید در میان مادرانی است که با وجود سن کم، بار سنگین مسئولیت را بر دوش میکشند. داستان بر روابط میان این زنان جوان و تلاش آنها برای یافتن هویت و آیندهای مستقل تمرکز دارد.
خلاصه داستان: سالها پس از ماجراهای عجیب تس و آنا، حالا آنا زندگی جدیدی را با یک دختر و یک دخترخوانده آغاز کرده است. اما ادغام دو خانواده چالشهای تازهای به همراه دارد و تس و آنا دوباره با پدیدهای ماورایی مواجه میشوند که زندگیشان را زیر و رو میکند. این بار اما پای نسل جدید هم به ماجرا باز میشود و آنها باید یاد بگیرند که درک متقابل، کلید عبور از هر بحرانی است. رعد و برق شاید دوباره بزند، اما این بار درسهایی که میگیرند عمیقتر از همیشه است.
خلاصه داستان: داستان دخترکی روستایی به نام رعناست که دلبستگی عمیقی به مرغش کاکلی دارد. او روی پوسته تخممرغهایی که کاکلی میگذارد نقاشی میکشد. با مرگ کاکلی و گم شدن تخممرغهای رنگشده، رعنا افسرده میشود و توانایی سخن گفتن را از دست میدهد. برادرش رحمان برای بهبود او جستجو برای یافتن تخممرغها را آغاز میکند و در این مسیر با رازهایی از گذشته روستا روبهرو میشود.