خلاصه داستان: در یک روز معمولی در بیکینی باتم، باب اسفنجی و پاتریک به طور تصادفی دستگاهی مرموز را فعال میکنند که آنها را به سفری پرشتاب در دل زمان میاندازد. آنها در دورههای تاریخی مختلف و آیندههای دور ظاهر میشوند و با شخصیتهای عجیب و موقعیتهای خندهداری روبهرو میشوند. در این مسیر، دو دوست صمیمی تلاش میکنند راهی برای بازگشت به خانه پیدا کنند، اما هر بار که فکر میکنند به زمان خودشان نزدیک شدهاند، اتفاقی غیرمنتظره آنها را به دوران دیگری پرتاب میکند. در طول این ماجراجویی، آنها با نسخههای متفاوتی از خودشان و دیگر ساکنان بیکینی باتم آشنا میشوند و درسهای تازهای درباره دوستی و شجاعت میآموزند. با وجود همه آشفتگیها، باب اسفنجی و پاتریک هرگز امید خود را از دست نمیدهند و با خنده و خلاقیت، تلاش میکنند تا بار دیگر به خانه بازگردند.
خلاصه داستان: بابک، مهندس جوانی که در دهه بیست زندگی خود با والدینش زندگی میکند، توانایی شنوایی ماورایی دارد؛ او میتواند صداها را از میان دیوارهای ضخیم و از فواصل دور بشنود. اما بابک تنها فرد با قدرتهای غیرعادی نیست. گروهی از انسانهای استثنایی یکییکی ظاهر میشوند و یکدیگر را پیدا میکنند. آنها باید یاد بگیرند که چگونه از تواناییهایشان استفاده کنند و در دنیایی که این تفاوتها را درک نمیکند، جایگاه خود را بیابند.
خلاصه داستان: فیلم مروا به کارگردانی کریم فائقیان، روایتگر داستانی در بستر آیینهای سنتی تعزیه در شهر بوشهر است. در این فیلم، شمرخوان گروه تعزیه به دلیل مشکلاتی که برایش پیش میآید، دیگر نمیتواند در مراسم شرکت کند. این اتفاق، گروه تعزیه را با چالشی جدی مواجه میسازد و تلاشها برای یافتن جایگزین و برگزاری هرچه بهتر مراسم، محور اصلی داستان را شکل میدهد. فیلم به تضاد میان سنت و مدرنیته، پایبندی به آیینها و روابط انسانی در بستر یک جامعه کوچک میپردازد. مروا با فضاسازی بومی و توجه به جزئیات فرهنگی، تصویری از زندگی و باورهای مردم جنوب ایران ارائه میدهد.
خلاصه داستان: روایت اسطورهای جمشید، پادشاه باستانی ایران، در دوران شکوه و آبادانی هفتصدسالهاش است. او با فرزانگی و دادگری، مردمان را به نیکویی و آبادانی میرساند و آرامش و آسایش را برای همگان به ارمغان میآورد. اما این سعادت دیرپای، با پیدایش خودپسندی در وجود او رنگ میبازد. جمشید که خود را فراتر از یک شاه میبیند، در نهایت دعوی خدایی میکند و با این گناه بزرگ، نظم و برکت را از سرزمین خود میزداید و سرنوشت خود و قومش را به تباهی میکشاند. نمایشی از بلندپروازی، غرور و سقوط انسانی.
خلاصه داستان: جون دیگر عاشق ویکتور نیست، اما برایش سخت است که احساس کند در حال دروغ گفتن به اوست. آلیس، بهترین دوست او، به او اطمینان میدهد که خودش نسبت به شریکش اریک احساس هیجان ندارد، اما رابطهشان بدون مشکل پیش میرود. آلیس هیچگونه
خلاصه داستان: درامی دلانگیز که در منطقهای روستایی از ایرانِ پس از جنگ جریان دارد. این داستان گرم و انسانی، زندگی زنی جوان و اندیشمند را دنبال میکند که در نقش رهبری برای جامعهاش ظاهر میشود، و همچنین مردی جوان و بهظاهر سادهدل که دلباختهی دختری محلی است. فیلم با نگاهی آرام و شاعرانه به آیینها و سنتهای آنان در دل طبیعت میپردازد. با وجود آسیبهای جبرانناپذیری که به زندگیشان وارد شده است، امید و عشق در میان شخصیتها جاری میشود و آنان را به سوی آیندهای روشنتر سوق میدهد.