خلاصه داستان: در قلب زمستان سخت مینهسوتا، یک پیک غذای بیرونبر با ماشین خود در جادههای برفی و لغزنده مشغول کار است. ناگهان یک ماشین برفروب مرموز با رانندهای که هویتش مشخص نیست، شروع به تعقیب او میکند. راننده پیک که ابتدا فکر میکند با یک راننده بیاحتیاط طرف است، بهزودی متوجه میشود که این تعقیبوگریز مرگبار است و پای جانش در میان است. او باید با تکیه بر هوش و آگاهی خود از خیابانهای خالی و برفگرفته فرار کند و از تلههای راننده دیوانه بگریزد. هر لحظه ممکن است برفروب او را از جاده خارج کند یا با او تصادف مرگبار کند. تنهایی، سرما و تاریکی بر تنش میافزاید و او باید در این شرایط دشوار، راهی برای نجات خود بیابد. این فیلم پر از تعلیق و صحنههای نفسگیر است که مخاطب را تا پایان همراه خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: سوری، یک مأمور پلیس فروتن، ناخواسته درگیر مأموریتی خطرناک و مخفیانه برای دولت هند در سریلانکا میشود. سفر او بهطور عمیقی با برادر جداافتادهاش، سیوا، و خطراتی که در دیدار دوبارهشان نهفته است، گره خورده است. در این میان، او با چالشهای اخلاقی و فیزیکی متعددی مواجه میشود که هویت و وفاداری او را زیر سؤال میبرد.
خلاصه داستان: در نسخهای پادآرمانشهری از آمریکا که تحت سلطهی یک حکومت تمامیتخواه اداره میشود، پنجاه پسر نوجوان در مسابقهای مرگبار شرکت میکنند؛ رقابتی که در آن باید با سرعتی حداقلی به راهرفتن ادامه دهند، وگرنه اعدام میشوند — تا زمانی که تنها یک بازمانده باقی بماند.
خلاصه داستان: سالها پس از پایان دادن به یک دشمنی خانوادگی بزرگ و گذراندن دوران حبس خانگی در پنجاب، جسی سینگ رندهـاوا این بار نه به دنبال دردسر، بلکه در پی عشق بازمیگردد. اما وقتی برای بهدست آوردن همسر جداشدهاش به اسکاتلند میرسد، ناخواسته درگیر یک بحران گروگانگیری، جنگ مافیا و عجیبترین عروسی سردار قرن میشود. او در میان دسیسههای خانوادگی و تهدیدهای تبهکاران محلی، باید هم عشقش را نجات دهد و هم ثابت کند که هنوز هم یک سردار واقعی است.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی همسرش، نوال، مادری جوان و شاغل، در جامعهای پدرسالارانه باید برای حفظ ارث و خانهاش بجنگد. طبق قانون، ارث شوهر تنها به پسر او میرسد و نوال با وجود دخترش، حق ارث ندارد. او برای نجات دختر و خانهشان از چنگ بستگان همسرش، با موانع حقوقی و اجتماعی زیادی روبهرو میشود. در این مسیر، نوال مجبور است میان سنتهای کهن و آینده فرزندش یکی را برگزیند. فیلم «انشاءالله پسر خواهد بود» روایتی تأثیرگذار از تلاش زنی است که در برابر بیعدالتی و نگاه جنسیتی جامعه ایستادگی میکند. داستان با نگاهی واقعگرایانه، لایههای پنهان قانون و فرهنگ را به تصویر میکشد و پرسشی تکاندهنده درباره ارزش انسانها در جامعه مطرح میکند.
خلاصه داستان: فیلم کمی نزدیک تر، اثری مستند به کارگردانی علی شیرزادیان، روایتی تازه از اردوهای جهادی و تلاش های داوطلبانه است. این مستند با نگاهی متفاوت، از کلیشه های تکراری فاصله می گیرد و با نزدیک شدن به آدم ها و شنیدن ناگفته هایشان، تصویری صمیمی از جهادگرانی ارائه می دهد که در دل محرومیت ها، مشغول خدمت رسانی اند. فیلم بر جنبه های انسانی این اردوها، از بغض های فروخورده تا حس رضایت عمیق ناشی از کمک به دیگران، تمرکز دارد و مفاهیمی مانند ایثار، امید و همدلی را در بستر واقعیت های اجتماعی ایران به تصویر می کشد. این اثر با پرداختن به نعمت هایی که کمتر روایت شده اند، دعوتی است به تماشای دقیق تر جهانی که در آن زندگی می کنیم.