خلاصه داستان: تیمور، سربازی کارکشته و باتجربه، در یک مأموریت پرخطر فرماندهی گروهی از نیروهای ویژه را بر عهده میگیرد تا پژوهشگرانی را که در دل جنگلهای صعبالعبور ربوده شدهاند، آزاد کنند. آنها در منطقهای بحرانی و پرتنش گرفتار میشوند و باید با مسیرهای دشوار، کمبود زمان و خطرات غیرمنتظرهای روبهرو شوند. هر قدم آنها میتواند آخرین باشد؛ اما تیمور با تکیه بر تجربه و ارادهی پولادین خود، گروه را در میان آتش و دود هدایت میکند. در این مسیر، او نه تنها با دشمنان بیرونی، بلکه با زخمهای گذشته و تردیدهای درونی خود نیز دستوپنجه نرم میکند. آیا او میتواند جان گروگانها را نجات دهد و اعتماد همتیمیهایش را حفظ کند؟ فیلم تیمور روایتی است از شجاعت، فداکاری و سایههای جنگ که شخصیت اصلی را در آستانهی انتخابهای سرنوشتساز قرار میدهد.
خلاصه داستان: اَگنس احساس میکند درجا زده است. برخلاف بهترین دوستش، لیدى، که به نیویورک نقل مکان کرده و حالا منتظر تولد نوزادش است، اگنس هنوز در همان خانهی نیوانگلندی زندگی میکند که زمانی در دوران تحصیلات تکمیلی با هم در آن ساکن بودند و اکنون بهعنوان استاد در دانشگاه محل تحصیلش کار میکند. چند سال پیش «اتفاق بدی» برای اگنس افتاد و از آن زمان، با وجود تمام تلاشهایش، زندگیاش دیگر به روال عادی برنگشته است.
خلاصه داستان: در فیلم ترول ۲، پس از ظهور یک ترول مرموز و مخرب در سرزمینهای نروژ، نورا، آندریاس و سرگرد کریس که قبلاً با تهدیدهای مشابهی روبرو شدهاند، بار دیگر برای مقابله با این موجود افسانهای وارد عمل میشوند. این ترول جدید نه تنها از نظر قدرت، بلکه از نظر هوش و تواناییهایش تفاوتهای قابل توجهی با نمونههای قبلی دارد و مقابله با آن بسیار دشوارتر از قبل است. در حالی که شهرها یکی پس از دیگری در خطر نابودی قرار میگیرند، این سه شخصیت اصلی باید با اتکا به تجربههای گذشته و همکاری با یکدیگر، راهی برای متوقف کردن این فاجعه بیابند. اما این بار، آنها با رازهایی روبرو میشوند که ماهیت این موجودات را زیر سؤال میبرد و ممکن است کلید نجات یا نابودی بشریت در آن نهفته باشد.
خلاصه داستان: گریس، زنی جوان و نویسندهای مشتاق، همراه با همسرش جکسون و فرزند تازهبهدنیاآمدهشان به خانهای قدیمی در حومهی شهر نقل مکان میکند. او در تلاش است تا میان رویای نویسندگی، مسئولیتهای مادری و رابطهای که بهتدریج سرد و بیثبات میشود، تعادلی بیابد. غیبتهای مکرر جکسون و فشارهای روحی زندگی روزمره، گریس را بهتدریج از درون میفرساید. او در تنهایی و ناامیدی فرو میرود و رفتارهایش بهطور فزایندهای غیرقابلپیشبینی و ویرانگر میشود. داستان با نگاهی نافذ و روانشناختی، مرز باریک میان عشق، جنون و نیاز به رهایی را کاوش میکند و نشان میدهد که چگونه فشارهای پنهان زندگی میتواند فردی را تا آستانهی فروپاشی کامل پیش ببرد.
خلاصه داستان: گروهی از سربازان جوان که تازه از اردوگاه آموزشی فارغالتحصیل شدهاند، پس از غرق شدن کشتیشان توسط دشمن، خود را در یک قایق در وسط اقیانوس سرگردان میبینند. آنها برای زنده ماندن باید با یک کوسه سفید بزرگ گرسنه مبارزه کنند. این موجود وحشتناک هر لحظه به قایق نزدیک میشود و سربازان را به چالش میکشد. در میان امواج خروشان و ترس از مرگ، آنها باید از مهارتهای نظامی و روحیه تیمی خود استفاده کنند تا بتوانند از این کابوس جان سالم به در ببرند. فیلم «هیولای جنگ» یک داستان بقای نفسگیر را روایت میکند که در آن انسان در برابر طبیعت وحشی قرار میگیرد.
خلاصه داستان: جیک، افسر سابق واحد سگهای پلیس، هنوز زیر سایهٔ حادثهای تلخ در گذشتهاش زندگی میکند. زندگی آرام او زمانی فرو میپاشد که باندی خلافکار بهطرزی وحشیانه به خانوادهاش حمله میکند. او با همراهی سگ پلیس جدیدش، آرگوس، وارد مسیری خطرناک میشود تا پرده از شبکهٔ بزرگ مواد مخدر بردارد. در این مسیر، جیک با مسئولان فاسد و جنایتکارانی بیرحم روبهرو میشود و در حالی که آنها را تعقیب میکند، ناچار است با شیاطین درونی خود نیز بجنگد. این تعقیب و گریز نفسگیر، او را به عمق دنیای تاریک شهر گرگها میبرد؛ جایی که مرز میان قانون و انتقام کمرنگ میشود و هر انتخابی میتواند قیمتی سنگین داشته باشد.