خلاصه داستان: «لوئیز ویولت»، زنی چهلساله و معلم پاریسی، به مأموریتی در حومه فرانسه فرستاده میشود. اما در مکانی که زندگی روزمره با فصلها، زمین و محصولات کشاورزی گره خورده است، او ابتدا باید والدین را قانع کند که فرزندانشان را به مدرسه بفرستند. با کمک شهردار، کمکم مورد پذیرش والدین و کودکانشان قرار میگیرد. اما خیلی زود، گذشتهاش به سراغش میآید. با وجود تمام موانعی که بر سر راهش قرار میگیرد، خانم ویولت قلب و جان خود را وقف باورش میکند که تحصیل کلید آزادی است.
خلاصه داستان: علی (صابر ابر) به نامزدش، مهتاب (پگاه آهنگرانی)، دروغ گفته است که تمام خانوادهاش را در یک تصادف رانندگی از دست داده است. اما یک شب تصمیم میگیرد واقعیت زندگیاش را برای مهتاب بازگو کند. او مهتاب را به خانهی خانوادگیشان در بیرون از تهران میبرد؛ خانهای که مادرش در آنجا زندگی میکند و شب ورود آنها، همه اعضای خانواده برای مهمانی خداحافظی برادرزادهی علی حاضر شدهاند. بازگشت ناگهانی علی به خانه، به درگیریهای لفظی شدید بین او و برادر و خواهرش میانجامد. مهتاب در میان پرخاشها متوجه میشود که علی به دلیل اعتیاد سه سال ناپدید بوده و جستجوهای خانواده برای یافتن او بینتیجه مانده است. مادر از بازگشت علی شادمان است، اما تندی اعضای خانواده باعث میشود علی قصد ترک خانه کند. مهتاب اما میخواهد بماند و بفهمد چرا برادر و خواهر از بازگشت علی اینقدر عصبانیاند.
خلاصه داستان: فیلم درخت گردو به کارگردانی محمدحسین مهدویان، روایتی درام و تاریخی از زندگی قادر مولانپور، مردی از روستای مرزی رشهرمه در نزدیکی سردشت است. داستان در سه بازه زمانی ۱۳۶۶، ۱۳۸۴ و ۱۳۹۵ روایت میشود و بر پایه اتفاقی واقعی و تلخ ساخته شده است. قادر و خانوادهاش درگیر فاجعه بمباران شیمیایی سردشت میشوند و این حادثه تأثیری عمیق بر زندگی آنان میگذارد. فیلم با نگاهی انسانی و بیطرفانه، ابعاد شخصی و اجتماعی این تراژدی را به تصویر میکشد و تلاشهای قادر برای زنده ماندن و حفظ خانوادهاش را در برابر مصائب نشان میدهد.
خلاصه داستان: میلی کالووی، زن جوانی که در تلاش برای فرار از گذشتهای تاریک است، به عنوان خدمتکار خانه در عمارت مجلل خانواده وینچستر مشغول به کار میشود. نینا و اندرو وینچستر، زوجی ثروتمند و ظاهراً بینقص، به او شغلی رویایی و خانهای امن پیشنهاد میکنند. اما خیلی زود، رازهایی که در این خانه پنهان شده بود، یکی پس از دیگری آشکار میشوند. میلی در میان بازی خطرناک قدرت، رسوایی و فریب گرفتار میشود و در مییابد که این خانواده ظاهراً بیعیب، رازهای شومتری از گذشته خود او دارند. او باید برای نجات جان خود و کشف حقیقت، با هوشیاری تمام وارد این بازی پیچیده شود، غافل از اینکه هر قدم او را به پرتگاه نزدیکتر میکند.
خلاصه داستان: بن ریچاردز، کارگری از طبقه پایین جامعه، برای تأمین هزینه درمان دختر بیمارش با مشکلات مالی جدی روبهروست. در این میان، تهیهکننده جذاب اما بیرحم برنامه تلویزیونی «مرد دونده» او را متقاعد میکند که به عنوان آخرین راه چاره وارد این بازی مرگبار رقابتی شود. بن که در ابتدا تنها به فکر نجات دخترش است، به سرعت متوجه میشود که این مسابقه چیزی فراتر از یک نمایش ساده است. سرکشی و شجاعت او نه تنها او را به محبوب تماشاگران تبدیل میکند، بلکه تهدیدی جدی برای کل سیستم به شمار میرود. با افزایش رتبهبندی برنامه، خطرات نیز بیشتر میشود و بن باید علاوه بر شکارچیان، تماشاگرانی را که به تماشای سقوط او معتاد شدهاند، فریب دهد و راهی برای بقا پیدا کند.
خلاصه داستان: در شبی به یادماندنی در ۳۱ مارس ۱۹۴۳، لورِنس هارت، ترانهسرای نامدار و نیمهفراموششده، در بار ساردی نیویورک نشسته است. همکار سابقش، ریچارد راجرز، در همان حوالی موفقیت خیرهکنندهی موزیکال تازهاش «اوکلاهما!» را جشن میگیرد؛ اثری که تاریخ تئاتر را دگرگون کرده است. هارت که درگیر ورشکستگی روحی و خماری الکل است، با خاطرات تلخ و شیرین همکاری دیرینهاش با راجرز مواجه میشود. این شب، او را به مرور رابطهای پیچیده میکشاند: از روزهای نخستین موفقیتهای مشترک تا جداییهای تلخ و دلمشغولیهای عاطفی. «ماه آبی» روایتی صمیمی و بیپرده از یک نابغهی رو به زوال است که در آستانهی فراموشی، با یک شب گفتوگو و اعتراف، معنای تازهای به زندگیاش میبخشد.