خلاصه داستان: آرنولد، پسر یازدهساله با سر عجیب و قلبی مهربان، زندگی آرامی را در محله محبوبش در شهر بزرگ سپری میکند. اما آرامش محله با نقشه شوم یک توسعهدهنده بیرحم به نام آقای اسمیت تهدید میشود. او قصد دارد تمام ساختمانهای قدیمی محله را تخریب کند تا یک مرکز خرید مدرن بسازد. آرنولد و بهترین دوستش جرالد، همراه با مادربزرگ و دیگر همسایهها، برای نجات خانه و خاطراتشان دست به اقدامی جسورانه میزنند. آنها باید نقشهای بکشند تا مانع تخریب شوند و در این مسیر با ماجراهای بامزه و هیجانانگیزی روبهرو میشوند. در حالی که زمان رو به اتمام است، آرنولد درمییابد که برای پیروزی باید شجاعت و هوش خود را با هم به کار بگیرد.
خلاصه داستان: پس از اینکه بن مالوی، رئیس سابق ایستگاه سیا در اروپای شرقی، متوجه میشود مرگ همسرش تصادفی نبوده، ناگزیر به دنیای خطرناک جاسوسی بازمیگردد. او در جستجوی حقیقت، با یک افسر اطلاعاتی سابق و مرموز به نام کسنیا متحد میشود تا توطئهای را کشف کند که میتواند همه چیز را زیر سوال ببرد. در این مسیر، بن با دشمنان قدیمی و همکاران بیاعتماد روبرو میشود و باید میان وفاداری به سازمان و عدالت شخصی یکی را انتخاب کند. هر قدم او را به حقیقتی تیرهتر نزدیک میکند و پرده از رازهایی برمیدارد که فراتر از تصور اوست.
خلاصه داستان: در این دنبالهٔ پرماجرا، بیلی بتسون و خانوادهٔ فرزندخواندهاش که حالا به ابرقهرمانهایی بالغ تبدیل شدهاند، با تهدیدی تازه روبهرو میشوند: دختران اطلس که قدرتهای باستانی دارند، به زمین میآیند تا انتقام بگیرند. آنها برای نجات جهان و بشریت باید با یکدیگر همکاری کنند و قدرتهایشان را برای صلح با خدایان به کار بگیرند. این مأموریت، آنها را به سفری میبرد که در آن با چالشهای تازهای روبهرو میشوند و باید یاد بگیرند که قدرت واقعی در اتحاد و خانواده است.
خلاصه داستان: جنا، یک سردبیر مد با سابقه، پس از یک جدایی پرماجرا و اخراج از مجلهاش، تصمیم میگیرد به صنعت مد بازگردد. او در یک شرکت نوپای دیجیتال مشغول به کار میشود، جایی که با اریک، کارگردان جوان و جذاب، آشنا میشود. بین آنها جرقههای عاشقانهای شکل میگیرد، اما جنا بهزودی متوجه میشود که اریک پسر رئیساش است و این رابطه میتواند موقعیت شغلی او را به خطر بیندازد. جنا باید بین عشق پنهانی و حرفهای که برای بازسازی آن تلاش میکند، یکی را انتخاب کند. این انتخاب او را با چالشهای پیچیدهای روبهرو میکند و او باید تصمیم بگیرد که آیا ارزش دارد همه چیز را برای یک رابطه مخفی به خطر بیندازد یا خیر.
خلاصه داستان: شینجی ایزوموتو، طراح مانگا، در آستانه نابینایی قرار دارد و به دلیل از دست دادن بینایی، پروژههایش لغو شده است. او که دیگر نمیتواند از مادربزرگش مراقبت کند، به فکر خودکشی میافتد، اما در لحظه آخر با هیبکی آیدا، طرفدار ناشنوای آثارش، آشنا میشود. هیبکی با حضور خود و ارتباطی که از طریق زبان اشاره برقرار میکند، به شینجی امید دوباره میدهد. این آشنایی سرآغاز سفری عاطفی است که هر دو شخصیت را با چالشهای ناتوانی و عشق روبرو میکند.
خلاصه داستان: یک روانپزشک به نام الیزابت درگیر پروندهای عجیب میشود؛ بیمار جوانی به نام آسا به او مراجعه میکند و داستانی باورنکردنی از تسخیر شدن توسط یک وجود باستانی تعریف میکند. در ابتدا الیزابت این روایت را هذیان میپندارد، اما به تدریج با وقوع رویدادهایی فراطبیعی در اطراف خود، به حقیقت ماجرا پی میبرد. او درمییابد که با نیرویی شیطانی و کهن روبهروست که از بدنی به بدن دیگر منتقل میشود و قربانیان خود را به بازی میگیرد. حال الیزابت باید برای نجات خود و اطرافیانش با این موجود باستانی مقابله کند، اما هر گامی که برمیدارد او را عمیقتر به یک کابوس روانشناختی و ترسناک میکشاند و مرز میان واقعیت و توهم برای او کمرنگتر میشود.