خلاصه داستان: کشتی پدر و پسری در جزیرهای دورافتاده به گل مینشیند؛ جایی که در یک شکار غنائم، توسط شخصی مرموز و بیرحم گرفتار میشوند. مردی که از زمین به عنوان حفاظتگاه شکار نخبگان برای تعقیب خطرناکترین بازیها استفاده میکند…
خلاصه داستان: نژا، پسری که با قدرتهای افسانهای و سرنوشتی شگفتانگیز متولد شده، از کودکی به عنوان موجودی نفرینشده شناخته میشود. او که در حقیقت تجسم روح شیطانی است، تنها سه سال فرصت دارد تا سرنوشت خود را تغییر دهد و از نابودی روستایش جلوگیری کند. نژا با وجود ترس و نفرت اطرافیان، در تلاش است تا هویت واقعی خود را بپذیرد و ثابت کند که قهرمان میتواند از دل یک شیطان برخیزد. او در این مسیر با دوستیهای تازه، دشمنان قدرتمند و رازهایی از گذشته روبهرو میشود. این انیمیشن ماجراجویانه با روایتی احساسی و پرکشش، داستان پسرکی را روایت میکند که برای نجات جامعهای که از او میترسد، باید با نیروهای تاریک مبارزه کند و سرنوشت خود را بازنویسی نماید.
خلاصه داستان: داستان واقعی تعقیب و گریز و دستگیری چارلز کالن، یکی از پرکارترین قاتلان زنجیرهای تاریخ که مظنون به قتل ۴۰۰ بیمار در طول ۱۶ سال زندگی حرفهای خود به عنوان پرستار است و به او لقب «فرشته مرگ» دادهاند. این فیلم روایتگر تلاشهای پرستاری به نام ایمی لافلن است که با مشاهده رفتارهای مشکوک همکارش، چارلز کالن، به حقیقت هولناکی پی میبرد و با همکاری پلیس، او را به دام میاندازد. فیلم پرستار خوب به کارگردانی توبیاس لیندهولم، با بازی درخشان ادی ردمین و جسیکا چستین، پرده از یکی از تاریکترین جنایتهای تاریخ پزشکی برمیدارد.
خلاصه داستان: رابرت، دونی و خاویر سه دوست دوران کودکی هستند که پس از سالها جدایی، در مراسم عروسی برادر رابرت دوباره به هم میرسند. خاطرات گذشته و رازهای ناگفته، آنها را بار دیگر درگیر ماجراهایی میکند که ریشه در یک تراژدی خانوادگی دارد. هر یک از آنها مهارتهای رزمی خاصی دارند که در مواقع بحران به کارشان میآید. اما دشمنی قدیمی با یک باند محلی، زندگی آنها را به خطر میاندازد. آنها مجبور میشوند برای محافظت از خانوادههایشان و انتقام از ظلمهایی که در گذشته بر آنها رفته است، متحد شوند. این اتحاد آنها را به سفری پر از خشونت و هیجان میکشاند که در آن هر تصمیم میتواند عواقب جبرانناپذیری داشته باشد.
خلاصه داستان: بهروز، مردی کلاهبردار و حقهباز، ناگهان درگیر حادثهای عجیب میشود. او در روز جاری گرفتار میشود و هر کاری میکند تا فردا بیاید، اما فردا هرگز نمیآید. این وضعیت غیرعادی، او را در موقعیتهای طنزآمیز و در عین حال تاملبرانگیزی قرار میدهد و به او فرصتی میدهد تا به زندگی و اعمال گذشتهاش نگاهی دوباره بیندازد.
خلاصه داستان: سه سارق جوان که مصمم به سرقت از یک طلافروش هستند، وارد خانه روستایی او میشوند. مرد و همسرش کمتر از آنچه به نظر میرسند بیدفاع هستند و بهزودی شکارچی و شکار جای خود را عوض میکنند. این درگیری نفسگیر، مرز میان قربانی و مهاجم را محو میکند و هر یک از شخصیتها را به نقطهای میرساند که دیگر بازگشتی برایشان ممکن نیست.