خلاصه داستان: فیلم «هفت و پنج دقیقه» روایتگر زندگی سه زن در شهر کوچکی در فرانسه است. هر یک از این زنان در مواجهه با جامعه، خانواده و هنجارهای پیرامون خود، با انتخابهایی دشوار روبهرو میشوند که مسیر زندگیشان را بهطور بنیادین تغییر میدهد. داستان با نگاهی ظریف به روابط انسانی، به بررسی پیامدهای این تصمیمها بر سرنوشت شخصی و جمعی میپردازد.
خلاصه داستان: آلیسون و کارلوس تورس، زوجی پر مشغله با سه فرزند، در مدرسهای با سنت «روز بلهگویی» آشنا میشوند؛ روزی که والدین باید بیست و چهار ساعت به تمام خواستههای بچهها پاسخ مثبت بدهند. آنها که از فاصله گرفتن از فرزندانشان نگرانند، تصمیم میگیرند این چالش را بپذیرند و یک روز را کاملاً به بچهها اختصاص دهند. بچهها با ذوق فراوان لیستی از خواستههای جسورانه و گاهی دیوانهوار تهیه میکنند؛ از بستنی صبحانه تا نقاشی روی دیوارها. اما با پیش آمدن ماجراهای غیرمنتظره، این روز قرار است روابط خانوادگی را به شکلی تازه محک بزند و به همه یادآوری کند که گاهی «بله» گفتن میتواند بهترین راه برای نزدیک شدن باشد. فیلمی شاد و پرانرژی که با نگاهی طنز به چالشهای فرزندپروری، اهمیت شنیدن و احترام به خواستههای کودکان را نشان میدهد.
خلاصه داستان: ستاره، دختر جوانی که در فضایی بسته و پر از راز بزرگ شده، با تمام وجود تلاش میکند تا دیوار سکوت اطرافش را بشکند. او در مسیر جستجوی حقیقت، با رازهایی از گذشته خانوادهاش روبهرو میشود که زندگیاش را دگرگون میکند. این فیلم روایتی احساسی از عشق، ایستادگی و امید است.
خلاصه داستان: الفی اتکینز پسربچهای هفت ساله و خیالپرداز است که در آپارتمانی کوچک با پدرش زندگی میکند. روزی الفی با یک دوربین جادویی که به نظر میرسد آرزوهایش را برآورده میکند، متوجه میشود که همسایههایش هر کدام سگهایی دارند که آنها را به گردش میبرند. او که به شدت آرزوی داشتن یک سگ را دارد، با اصرار از پدرش میخواهد که برایش سگ بگیرند، اما پدرش به دلیل محدودیتهای زندگی در آپارتمان مخالفت میکند. الفی که ناامید شده، تصمیم میگیرد با استفاده از خلاقیت و دوستان خیالیاش راهی برای برآورده کردن آرزویش پیدا کند. در این مسیر، او با ماجراهای کوچک و بزرگ روزمره روبهرو میشود و یاد میگیرد که گاهی خوشبختی در چیزهای سادهای است که از قبل دارد. داستان با نگاهی لطیف و شاعرانه به دنیای کودکان، درباره قدرت تخیل، روابط خانوادگی و ارزش قناعت روایت میشود و تجربهای گرم و صمیمی را برای مخاطب به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۶۲، در دشتهای مونتانا، خانواده هَستینگز به همراه دخترشان مالی تلاش میکنند زندگی تازهای را در مزرعهای دورافتاده آغاز کنند. اما حضور آنها توجه گروهی از خلافکاران بیرحم را به خود جلب میکند. آنها به رهبری شخصی خطرناک به مزرعه حمله میکنند و قصد دارند خانواده را از بین ببرند. مالی که زنی شجاع و مصمم است، مجبور میشود برای محافظت از خانوادهاش و خانهشان وارد نبردی نابرابر شود. او با استفاده از هوش و آگاهیاش از منطقه، سعی میکند مهاجمان را به بازی بگیرد و جان عزیزانش را نجات دهد. درگیریها و تعقیبوگریزهای نفسگیری میان او و مهاجمان شکل میگیرد و مالی باید با تمام توان از آنچه برایش اهمیت دارد دفاع کند.
خلاصه داستان: مت لوگان، پدری تازهویدهشده، پس از مرگ ناگهانی همسرش در حین زایمان، باید بهتنهایی از دختر تازهبهدنیاآمدهاش مراقبت کند. او در این مسیر پرپیچوخم با تردیدها، ترسها، شبهای بیخوابی و چالشهای بزرگ کردن یک نوزاد روبهرو میشود. این فیلم که از یک داستان واقعی الهام گرفته شده، سفر احساسی و تلخوشیرین مت را در نقش پدری تنها روایت میکند؛ او در حالی که با غم از دست دادن همسرش دستوپنجه نرم میکند، یاد میگیرد که عشق، مسئولیتپذیری و ارتباط با دخترش را در اولویت زندگی قرار دهد.