خلاصه داستان: شیر شاه، فیلمی سینمایی در ژانر ماجراجویی و خانوادگی به کارگردانی جان فاورو و محصول سال ۲۰۱۹ است. این اثر بازسازی لایواکشن انیمیشن کلاسیک و محبوب دیزنی با همین نام به شمار میرود. داستان درباره سیمبا، شیرزادی جوان در سرزمین پادشاهی آفریقاست که پس از مرگ پدرش، موفاسا، به دلیل احساس گناه و توطئههای عمویش اسکار، از خانه و هویت خود فرار میکند. او در تبعید، با دوستان جدیدی آشنا شده و در حالی که از سرنوشت خود به عنوان پادشاه آینده فرار میکند، باید با گذشتهاش روبرو شده و برای بازپسگیری جایگاهش بازگردد. این فیلم با جلوههای ویژه بصری خیرهکننده و وفاداری به اثر اصلی، داستانی ماندگار درباره مسئولیت، عشق و شجاعت را روایت میکند.
خلاصه داستان: در ادامهٔ ماجراهای خانواده کراولی و خدمتکاران عمارت دانتون، این بار مهمانانی ویژه از راه میرسند: فیلمسازان هالیوودی که قصد دارند فیلمی سکوت را در این عمارت تاریخی جلوی دوربین ببرند. در همین حال، ویولت کراولی، مادربزرگ خانواده، رازی را فاش میکند؛ او ویلایی را در جنوب فرانسه از مردی مرموز دریافت کرده است. ماجرای این ویلای فرانسوی، گذشتهای پنهان را از زندگی ویولت برملا میکند و خانواده را به سفری به فرانسه میکشاند؛ جایی که با رازهایی تازه و ارتباطاتی غیرمنتظره روبهرو میشوند. در این میان، زندگی خدمتکاران و اشراف نیز تحت تأثیر این تحولات قرار میگیرد.
خلاصه داستان: سرهنگ ابراهیم ابطحی، پیرمرد نظامی بازنشستهای است که به درخواست دخترش نوشین، که در شرایط اضطراری قرار گرفته، اداره مهدکودکش را برای یک روز قبول میکند. بچههای مهد که تصور میکنند او جایگزین مربی دوستداشتنیشان شده، او را در مخمصههایی میاندازند که با نظم و انضباط نظامی او در تضاد است. در این میان، دزد جوانی به نام پری به اشتباه وارد مهدکودک میشود و سرهنگ او را به جای مربی جدید استخدام میکند. این سوءتفاهم، ماجراهای خندهداری را رقم میزند و سرهنگ را با دنیای کودکان و چالشهای تربیتی آشنا میکند. در طول یک روز پر از اتفاق، سرهنگ و پری با کمک بچهها، درسهای تازهای درباره زندگی، مسئولیتپذیری و محبت میآموزند.
خلاصه داستان: بازرس «کانرز» (جیسون استاتهام) به همراه یک پلیس تازهکار به نام «دکر» (رایان فیلیپ) فرماندهی عملیاتی علیه گروهی از سارقان بانک را بر عهده دارند. سارقان که سردستهشان فردی به نام «لورنز» (وسلی اسنایپس) است بدون دزدیدن حتی یک پنی از بانک، آنجا را ترک میکنند. اما طولی نمیکشد که مشخص میشود آنها ویروسی را در سیستم بانک وارد کردهاند و از این طریق یک میلیارد دلار را از حسابهای مختلف ربودهاند.
خلاصه داستان: لیزا دریکسون، مادر جوانی که برای تأمین آیندهای بهتر برای خود و دخترش تلاش میکند، بهعنوان نماینده فروش در یک شرکت داروسازی کوچک و رو به ورشکستگی استخدام میشود. او با تکیه بر جذابیت و پشتکارش، خیلی زود فروش شرکت را به سطحی خیرهکننده میرساند و به یکی از افراد کلیدی تبدیل میشود. اما این موفقیت چشمگیر، توجه او را به پشتپرده تاریک و اخلاقیگریز این تجارت جلب میکند؛ جایی که پول هنگفت، سلامت بیماران و زندگیها را به خطر میاندازد. لیزا که حالا درگیر شبکهای از فریب، جنایت و قدرت شده، باید تصمیم بگیرد که آیا حاضر است برای حفظ موقعیتش، وجدانش را زیر پا بگذارد یا در برابر این سوداگری درد، بایستد.
خلاصه داستان: در تاریکی شب، ربکا در محوطهای متروکه از خواب بیدار میشود و خود را در بازداشت پلیس مییابد. او به یک ضرب و شتم و فرار متهم شده است، اما هیچ خاطرهای از آن شب ندارد. در جریان بازجویی، درگیری مرگباری رخ میدهد و نقاب از چهره مأموران برداشته میشود. ربکا که جایی برای رفتن ندارد، باید پیش از آنکه نابود شود، حقیقت را کشف کند. اما او رازهایی تاریکتر از آنچه آنها تصور میکنند در خود پنهان کرده است.