خلاصه داستان: علی، سرکارگر یک داروخانه، زندگی یکنواختی دارد و هر روز را با کسالت سپری میکند. اما آشنایی با آزرا، که دل به او باخته، همه چیز را زیر و رو میکند. علی که در ابراز احساسات و برقراری ارتباط ناتوان است، در آستانه ناامیدی قرار میگیرد تا اینکه تبلیغی عجیب در اینترنت توجهش را جلب میکند: «مربی زندگی ذهنی». او تصمیم میگیرد با این مربی تماس بگیرد و راهی برای نزدیک شدن به آزرا پیدا کند. این مربی با روشهای غیرمتعارف و گاه خندهدار، به علی کمک میکند تا بر ترسها و محدودیتهایش غلبه کند و مسیر تازهای برای رسیدن به عشقش بیابد.
خلاصه داستان: داستان این فیلم کمدی عاشقانه درباره «مارگارت»، دوشس مونتنارو، و «استیسی»، شیرینیپز شیکاگویی است که بار دیگر با همآشنا میشوند. این بار، در آستانه کریسمس، مارگارت برای مراسم تاجگذاری آماده میشود و استیسی نیز به مناسبت جشن کریسمس به کشور مونتنارو دعوت میشود. اما ماجرا وقتی پیچیده میشود که «فیونا»، زنی که شباهت عجیبی به هر دوی آنها دارد، وارد داستان میشود و نقشههایی برای خراب کردن مراسم دارد. حالا مارگارت و استیسی باید با کمک یکدیگر و با جابهجاییهای مکرر، جلوی نقشههای فیونا را بگیرند و کریسمس را نجات دهند. این فیلم پر از موقعیتهای خندهدار، عاشقانه و لحظات خانوادگی است.
خلاصه داستان: در آستانه شب کریسمس، هیولاهای کوچولوی مهدکودک با شور و هیجان در حال تزئین درخت کریسمس هستند که ناگهان بابانوئل با سورتمه جادوییاش ظاهر میشود. او خبر میدهد که اسباببازیهای مخصوص بچهها گم شدهاند و کارگاه شمالی در هرج و مرج فرو رفته است. بابانوئل از ابرهیولاها میخواهد که با استفاده از تواناییهای ویژهشان به او کمک کنند تا کریسمس را نجات دهند. هر کدام از هیولاها با مهارتهای منحصربهفرد خود، مثل پرواز، تغییر شکل یا قدرت بدنی بالا، وظیفهای را بر عهده میگیرند. در این میان، آنها یاد میگیرند که همکاری و دوستی مهمترین ابزار برای حل هر مشکلی است. در پایان، با تلاش گروهی و خلاقیت، همه هدایا پیدا میشوند و جشن کریسمس با شادی و لبخند برگزار میشود.
خلاصه داستان: در دنیایی که خرسهای عروسکی و تکشاخها درگیریای دیرینه دارند، دو برادر به نامهای بلوت و توبی به همراه گروهی از خرسهای جوان به یک مأموریت خطرناک در جنگل جادویی فرستاده میشوند. آنها باید با تکشاخها بجنگند تا وعدهی پیروزی و آغاز عصر جدیدی را محقق کنند. اما در این سفر، رازهای تاریکی از گذشته و ماهیت واقعی نبرد آشکار میشود. این انیمیشن با فضایی سیاه و طنز تلخ، به مضامینی مانند جنگ، برادرکشی، و آسیبهای روانی میپردازد و با تصاویری خشن و نمادین، تماشاگر را به تفکر دربارهی بیمعنایی خشونت دعوت میکند.
خلاصه داستان: در یک پاسگاه مرزی دورافتاده در سرزمینی بینام و امپراتوری مرموز، یک افسر پیر و وظیفهشناس به نام منشی ماژور سالهاست زندگی آرامی را سپری میکند. اما با آمدن سرهنگی ظالم و مغرور که برای بازجویی از «بربرهای» بومی به پاسگاه اعزام شده، آرامش او به هم میخورد. سرهنگ به وحشیگری و شکنجه متهمان روی میآورد و منشی ماژور که شاهد این بیعدالتیهاست، به تدریج نسبت به وفاداری خود به امپراتوری و اخلاقیات شخصیاش دچار تردید میشود. او در اقدامی اخلاقی و انسانی، تلاش میکند از یک زن بومی که قربانی ظلم سرهنگ شده، محافظت کند. این تصمیم، او را در مسیر تقابل مستقیم با سرهنگ و ساختار قدرت امپراتوری قرار میدهد و هزینههای سنگینی برایش به همراه دارد. او در نهایت باید میان اطاعت کورکورانه و عدالت، یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: پسری برای خواستگاری از دختر مورد علاقهاش، خود را به دروغ یک مهندس معرفی میکند. این دروغ در ادامه مشکلاتی را برای او پیش میآورد، چرا که بستگان دختر نیز از خواهران او خوششان آمده و...