خلاصه داستان: مش حسن، کشاورز سادهدل روستایی، تمام دارایی و امید زندگیاش را در گاوی خلاصه کرده که تنها سرمایه و مایه امرار معاش او و خانوادهاش است. این گاو برای اهالی روستا نیز برکت و روزی به همراه دارد و همه به نوعی از وجود آن بهرهمند میشوند. اما روزی که مش حسن برای کاری به شهر رفته است، گاو به علت نامشخصی میمیرد. اهالی روستا که از بازگشت او و برخورد با خبر مرگ گاو هراسناک هستند، با موافقت همسر مش حسن، لاشه گاو را در چاه قدیمی روستا میاندازند. وقتی مش حسن بازمیگردد، همه بر این باورند که بهتر است حقیقت را از او پنهان کنند و وانمود میکنند که گاو گریخته است. این دروغ جمعی، آغازگر بحرانی عمیق در ذهن و روان مش حسن میشود و او را به تدریج با گاو درون چاه همذاتپنداری میکند.
خلاصه داستان: هرشل گرینباوم، کارگر یهودی مهاجر در نیویورک ۱۹۲۰، هنگام کار در کارخانهٔ ترشیسازی به درون خمرهای از آب نمک سقوط میکند و بهطرز معجزهآسایی برای یک قرن کامل در همان حالت باقی میماند. او در دنیای امروز بیدار میشود و با نوهٔ خود، بن گرینباوم، روبرو میشود که برنامهنویسی موفق اما کمانرژی است. این دو شخصیت کاملاً متفاوت، یکی متعصب به سنتهای قدیمی و دیگری وابسته به زندگی مدرن، باید با هم کنار بیایند. اختلافات آنها بهسرعت به رقابت بر سر هویت خانوادگی تبدیل میشود و هرشل با راهاندازی یک کسبوکار ترشی خانگی، بن را به چالش میکشد. در این میان، تلاش برای یافتن جایگاه خود در جامعهٔ امروز، موقعیتهای خندهدار و تأملبرانگیزی خلق میکند. فیلم با نگاهی طنز به تفاوت نسلها، مفهوم سنت و نوآوری را به تصویر میکشد و در نهایت، هر دو شخصیت درمییابند که خانواده و ریشهها مهمتر از تفاوتهای ظاهریاند.
خلاصه داستان: برفا و نادر به شکلی کاملاً اتفاقی با یکدیگر آشنا میشوند و خیلی زود به هم دل میبازند. اما این آغاز یک رابطهٔ ساده نیست؛ هر کدام از آنها رازها و دغدغههای پنهانی دارند که با گذر زمان و بروز اتفاقات غیرمنتظره، زندگی مشترکشان را به نقطههای بحرانی میکشاند. «ایتالیا ایتالیا» روایتی است از عشق، انتخابهای دشوار و رویاهایی که گاه به کابوس تبدیل میشوند. کاوه صباغزاده با نگاهی تازه به سینمای عاشقانه، داستانی پرکشش را با ترکیبی از حسوحالهای متفاوت و شخصیتهای خاکستری روایت میکند. حامد کمیلی و سارا بهرامی در نقشهای اصلی، با بازیهای صمیمانه و باورپذیر، بار عاطفی فیلم را بر دوش میکشند. این اثر در سال ۱۳۹۶ ساخته شده و تلاش میکند تصویری واقعگرایانه از پیچیدگیهای روابط انسانی در دنیای امروز ارائه دهد.
خلاصه داستان: خرگوش کوچک و بازیگوشی به نام ای.بی در جزیره راپانویی (جزیره عید پاک) زندگی میکند و برخلاف سنت خانوادهاش که قرار است بعد از پدرش عید پاک شود، عاشق موسیقی درام است. او برای دنبال کردن رویای خود به هالیوود میرود و بهطور اتفاقی با فردی به نام فرد، که بیکار و بیهدف است، آشنا میشود. ای.بی به فرد میگوید که خرگوش عید پاک است و از او کمک میخواهد. در همین حین، یک جوجهٔ شرور به نام کارلوس و گروهش قصد دارند کارخانه عید پاک را تصاحب کنند و شکلاتهای بچهها را به تخممرغهای ترش تبدیل کنند. فرد و ای.بی باید با همکاری هم جلوی این نقشه را بگیرند و عید پاک را نجات دهند. این ماجراجویی پر از خنده و لحظات احساسی، ترکیبی از انیمیشن و لایواکشن است که برای تمام خانواده جذاب است.
خلاصه داستان: رن پپر (با بازی نینا دوبرو) در آستانه سیسالگی احساس میکند دوستان قدیمیاش هر یک مسیر خود را رفتهاند و فاصله میان آنها روزبهروز بیشتر میشود. او که از این تنهایی و دلزدگی به ستوه آمده، برای بازگرداندن صمیمیت به جمع، یک دروغ مصلحتی کوچک میگوید؛ اما این دروغ بیضرر بهسرعت از کنترل خارج میشود و زندگی رن و اطرافیانش را در موقعیتی پر از سوءتفاهم و موقعیتهای خندهدار قرار میدهد. رن در تلاش برای حفظ دروغش، با چالشهایی روبهرو میشود که او را وادار میکند معنای واقعی دوستی و صداقت را دوباره کشف کند. «دختر خفن» یک کمدی درباره روابط انسانی و پیامدهای غیرمنتظره دروغهای کوچک در دنیای امروز است.
خلاصه داستان: مایسابل لاسا، بیوهٔ یک سیاستمدار باسکی که توسط تروریستهای اِتا کشته شده، یازده سال بعد با درخواست ملاقات با یکی از قاتلان همسرش مواجه میشود. او که در مسیر عدالت ترمیمی گام برداشته، تصمیم میگیرد با وجود درد طاقتفرسا، با این مرد در زندان دیدار کند. این ملاقات، آغاز سفری احساسی و انسانی است که مرزهای بخشش، انتقام و همدردی را به چالش میکشد. فیلم بر اساس داستانی واقعی، روند دگرگونی هر دو طرف را در فضایی پرتنش و صمیمی به تصویر میکشد.