خلاصه داستان: سال ۱۹۱۷، جنگ جهانی اول به اوج وحشت خود رسیده است. پائول بوئمر، نوجوانی هفدهساله، همراه با دوستانش با شور و شوق میهنی به جبهه غربی اعزام میشود، اما خیلی زود با واقعیت تلخ جنگ روبهرو میشود. در سنگرهای گلآلود و زیر آتش بیامان توپخانه، آرمانهای جوانی رنگ میبازند و جای خود را به ترس، گرسنگی و مرگ میدهند. پائول شاهد مرگ تدریجی همرزمانش است و در هر نبرد، بخشی از انسانیت خود را از دست میدهد. او که به نمادی از نسلی قربانیشده تبدیل شده، در کشمکشی میان امید و ناامیدی، معنای زندگی و صلح را زیر سؤال میبرد. این فیلم روایتی سینمایی، تلخ و تأملبرانگیز از بیمعنایی جنگ و تأثیر مخرب آن بر روان نسل جوان است.
خلاصه داستان: داستان فیلم «هیتلر» درباره مردی است که به همراه عشق جدیدش، ناخواسته در میان درگیری خطرناک میان یک کارآگاه سرسخت و یک سیاستمدار مستبد گرفتار میشود. این درگیری که ریشه در قدرت و انتقام دارد، زندگی آنها را به خطر میاندازد و آنها را مجبور میکند برای بقا تصمیمهای سختی بگیرند. در این مسیر، رازهایی از گذشته کارآگاه و سیاستمدار فاش میشود و هر یک از شخصیتها باید با پیامدهای انتخابهای خود روبهرو شوند. فیلم با فضاسازی پرتنش و تعلیقهای پی در پی، مخاطب را تا پایان همراه خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: دومینیک، یک قاتل حرفهای آموزشدیده، برای فرار از گذشته پرآشوب خود تلاش میکند زندگی جدیدی را در آمریکای جنوبی آغاز کند. اما بهزودی خود را در شهری مییابد که گرفتار خشونت و فساد است. در مواجهه با حملات بیرحمانه پلیس و مافیا، دومینیک باید تصمیم بگیرد که آیا از خود محافظت کند یا از خانواده بیگناهی که به او پناه دادهاند.
خلاصه داستان: بیست و دو سال پس از از دست دادن خانهاش، آرولموجهی وارمان به زادگاهش تانجاوور بازمیگردد تا در عروسی پسرعمویش شرکت کند. در میان جشنها، آرول با مردی سرزنده روبرو میشود که او را به خاطر نمیآورد. با کمک آن مرد ناشناس، آرول دوباره با گذشتهاش ارتباط برقرار میکند.
خلاصه داستان: آبنوس جکسون، مادر مجردی که در حال مبارزه با شیاطین شخصی خود است، خانواده خود را برای شروعی تازه به خانه جدیدی منتقل میکند. اما زمانی که اتفاقات عجیب در داخل خانه، مشکوک به خدمات حفاظت از کودکان را افزایش میدهد و خانواده را از هم میپاشد، آبنوس بهزودی خود را درگیر نبردی برای زندگی و روح فرزندانش میبیند.
خلاصه داستان: ژانگ چی، قهرمان سابق مسابقات رالی، پس از یک دوره اوج و سقوط، اکنون به عنوان مربی یک آموزشگاه رانندگی کوچک در حاشیه زندگی میکند. او که با خاطرات تلخ گذشته و بدهیهای قدیمی دستوپنجه نرم میکند، در آستانه ناامیدی است. اما به شکلی غیرمنتظره، مدیر کارخانه خودروسازی لاوتوله که تولیدش به دلیل مشکلات مالی در شرف توقف است، به او مراجعه میکند و پیشنهادی وسوسهانگیز میدهد: بازگشت به دنیای حرفهای مسابقات رالی. او از ژانگ چی میخواهد تا تیمی جدید تشکیل دهد و در آخرین دوره مسابقات رالی بایینبروک شرکت کند. ژانگ چی با وجود تردیدهای فراوان، این فرصت را غنیمت میشمارد و با جمع کردن رانندگان جوان و بیتجربه، قدم به چالشهای تازهای میگذارد. در این مسیر، او با موانع فنی، رقابتهای شدید و گذشتهای که هرگز رهایش نمیکند روبهرو میشود. فیلم پگاسوس 2 روایتی از تلاش، امید و بازآفرینی است.