خلاصه داستان: الکس، نوجوانی که از آمریکا به مکزیک سفر میکند تا تعطیلات را با پدربزرگش بگذراند، به طور تصادفی موجودی افسانهای به نام چوپاکابرا را در آلونک پدربزرگ پیدا میکند. این موجود کوچک و آسیبپذیر که از خانوادهاش جدا شده، به کمک الکس و دوستانش نیاز دارد. الکس با وجود ترسهای اولیه، به چوپا دلبسته میشود و تصمیم میگیرد از او در برابر خطرات محافظت کند. آنها با هم سفری پرماجرا را آغاز میکنند تا چوپا را به خانوادهاش بازگردانند و در این مسیر، رازهای پنهان و پیوندهای خانوادگی را کشف میکنند.
خلاصه داستان: در آغاز قرن بیستم، زندگی در اوگتترا، روستایی در شمال ایتالیا، برای خانواده اوگتو بسیار دشوار شده است. لوئیجی اوگتو و همسرش سزارینا، همراه با فرزندانشان، آرزوی زندگی بهتر را در سر میپرورانند و سرانجام تصمیم میگیرند وطن را ترک کنند. این انیمیشن پویانمایی با تلفیق خاطرات شخصی و رویدادهای تاریخی، روایتگر سفری پرمخاطره از دل کوههای آلپ به سوی فرانسه است؛ جایی که با تبعیضها و دشواریهای تازهای روبهرو میشوند. آلن اوگتو، کارگردان این اثر، با نگاهی نوستالژیک و انسانی، داستان مهاجرت اجداد خود را روایت میکند؛ قصهای درباره امید، ازخودگذشتگی و تلاش برای ساختن آیندهای تازه در غربت.
خلاصه داستان: تد، کارگر سادهٔ ساختمانی در شیکاگو، آرزوی دیرینهای دارد که به یک باستانشناس بزرگ تبدیل شود. او که از کودکی شیفتهٔ ماجراهای ایندیانا جونز بوده، به طور اتفاقی درگیر یک ماجراجویی واقعی میشود: پیدا کردن شهر گمشدهٔ اینکاها در دل جنگلهای پرو. در این مسیر، او با سارا، دختر پروفسور لاوِرسون، همراه میشود و در حالی که خلافکاران بیرحمی به دنبال گنج پنهان هستند، تد باید شجاعت و ذکاوت خود را به کار بگیرد تا از پس خطرات برآید. این انیمیشن ماجراجویانه، با ترکیب humor و لحظات احساسی، داستانی سرگرمکننده برای تمام اعضای خانواده روایت میکند.
خلاصه داستان: سه خواهر جادوگر به نامهای وینیفرید، سارا و مری سندرسون در قرن هفدهم در سالِ م، برای جاودانگی، جان دختر جوانی به نام امیلی را میمکند. مردم دهکده آنها را محاکمه و به دار میآویزند، اما وینیفرید پیش از مرگ طلسمی میکند: اگر در شب هالووین، شخصی شمع سیاهی را در خانهٔ آنها روشن کند، خواهران به زندگی بازخواهند گشت. سیصد سال بعد، نوجوانی به نام مکس دنینسون که به تازگی به سالِم نقل مکان کرده، در شب هالووین به همراه خواهر کوچکش دنی و دوستش الیسون به خانهٔ متروکهٔ جادوگران میرود و ناخواسته شمع را روشن میکند. جادوگران زنده میشوند و برای بازیافتن جوانی خود به دنبال کودکان شهر میگردند. مکس و دوستانش باید با کمک گربهٔ سیاه سخنگویی به نام بینکز، آنها را پیش از طلوع آفتاب متوقف کنند وگرنه جادوگران برای همیشه بر شهر مسلط خواهند شد.
خلاصه داستان: در شهر آرمانشهری المنتال سیتی، امبر، دختری جوان و سرسخت ساختهشده از آتش، با وید، مردی آرام و احساساتی از جنس آب، آشنا میشود. این دو که از دو عنصر متضادند، در جریان یک ماجرای غیرمنتظره، دوستی عمیقی پیدا میکنند. اما این رابطه برای امبر که خانوادهاش در محلهای جدا از دیگر عناصر زندگی میکنند، چالشهایی به همراه دارد. او باید با تعصبات موجود کنار بیاید و درک کند که تفاوتها میتوانند به پلی برای همدلی تبدیل شوند. داستان درباره پذیرش دیگری و غلبه بر ترس از ناشناختههاست و سفری احساسی را روایت میکند که در آن عناصر نهتنها با هم کنار میآیند، بلکه از یکدیگر میآموزند.
خلاصه داستان: آشا، دختری ایدهآلیست و تیزبین، در پادشاهی روزاس زندگی میکند که پادشاه مگنیفیکو با قدرت جادویی خود آرزوهای مردم را محافظت میکند. اما آشا به زودی راز تاریک پادشاه را کشف میکند و آرزویی را چنان قدرتمند به آسمان میفرستد که با نیرویی کیهانی به نام ستاره پاسخ داده میشود. آشا و ستاره که انرژی بیحد و حصری دارد، برای نجات جامعه خود به مبارزه با پادشاه برمیخیزند. این سفر ماجراجویانه آنها را به کشف حقیقت، دوستی و شجاعت میرساند و ثابت میکند که وقتی اراده یک انسان شجاع با جادوی ستارگان پیوند میخورد، اتفاقات شگفتانگیزی ممکن است رخ دهد.