خلاصه داستان: لسیا، نوجوانی که سالهاست پدرش را ندیده، بهناگاه خود را در ویلایی دورافتاده مییابد؛ جایی که پدر فراریاش همراه با گروهی از افرادش در آنجا پنهان شده است. جنگی که میان این افراد و نیروهای بیرونی درمیگیرد، به مرگ و تعقیبوگریزی بیامان میانجامد. در میان این هرجومرج، پیوندی تازه و پیچیده میان پدر و دختر شکل میگیرد؛ رابطهای که هم از عشق سرشار است و هم از زخمهای کهنه. تسخیر ساوانا روایتی است از تقابل وفاداری و بقا، و تلاش برای بازسازی پیوندی که روزگاری از هم گسسته بود.
خلاصه داستان: پری، مدیر فروشگاه تشک، وقتی میفهمد لینت، عشق دوران کودکیاش، قصد دارد شهر را ترک کند، به وحشت میافتد. او برای جلب توجه لینت، با دوست بیفکرش وایات نقشهای احمقانه میکشد تا وانمود کنند برادر کوچک لینت را از یک آدمربایی ساختگی نجات دادهاند. اما نقشه آنها بهطور غیرمنتظرهای اشتباه پیش میرود و آنها واقعاً برادر را میدزدند. این اتفاق زنجیرهای از موقعیتهای کمدی و جنایی را رقم میزند که پری و وایات را درگیر ماجرایی پر از سردرگمی میکند. آنها در تلاش برای بازگرداندن اوضاع به حالت عادی، با چالشهای پیشبینینشدهای روبهرو میشوند که روابطشان را تحت تأثیر قرار میدهد. این فیلم ترکیبی از طنز موقعیت و تعقیبهای هیجانانگیز است که در نهایت به درکی تازه از عشق و دوستی میرسد.
خلاصه داستان: داستان فیلم دوست درباره نویسندهای است که در انزوا زندگی میکند. او پس از مرگ دوست صمیمیاش، بهناچار سرپرستی سگی غولپیکر از نژاد گریت دین به نام «آپولو» را بر عهده میگیرد. این سگ که یادآور روزهای گذشته است، نظم سختگیرانه و خلوت او را به هم میریزد. در این میان، نویسنده در تلاش برای نوشتن رمانی درباره همین دوست از دسترفته است و حضور بیقاعده سگ، او را به سفری غیرمنتظره به درون خاطرات و احساسات سرکوبشدهاش میبرد. این پیوند تازه، هرچند پر از چالش است، اما راهی برای رویارویی با غم، پذیرش زندگی و بازیابی الهام خلاقانهاش میشود.
خلاصه داستان: در دل شب، جسدی که برای اهدای عضو اهدا شده بود، بهطرزی مرموز به خاکستر تبدیل میشود. کمی بعد، پنج نفر که قلب، قرنیه، ریهها، کبد و کلیههای آن بدن را دریافت کردهاند، شروع به نشاندادن قدرتهایی فراطبیعی میکنند. یک دختر نوجوان قدرتی فوقالعاده بهدست میآورد، یک مرد خوشپوش توانایی کنترل امواج الکترومغناطیسی را پیدا میکند، یک نویسنده میتواند طوفانهایی سهمگین ایجاد کند، مدیر یک کارخانه قدرت شفا دادن دیگران را دارد و زنی دیگر متوجه توانایی عجیبی در خود میشود که هنوز ماهیت آن ناشناخته است.
خلاصه داستان: فومیکا ماتسوئوکا، دانشجوی جوان و بیخبر، پس از یک حادثه عجیب در محوطه دانشگاه، ناخواسته به میزبان روحی کینهتوز به نام کودو تبدیل میشود. کودو که در جستجوی انتقامی دیرینه از دنیای مردگان است، از فومیکا میخواهد که در این مسیر او را یاری کند. فومیکا که در ابتدا وحشتزده و مردد است، به تدریج با روح قاتل همپیمان میشود و وارد دنیایی پر از راز و خطر میشود. این همراهی اجباری، آنها را درگیر نبردهایی میکند که مرز میان زندگی و مرگ را کمرنگ میسازد. اما آیا فومیکا میتواند از این همپیمانی جان سالم به در ببرد و رازهای کودو را کشف کند؟