خلاصه داستان: دومینیک، یک قاتل حرفهای آموزشدیده، برای فرار از گذشته پرآشوب خود تلاش میکند زندگی جدیدی را در آمریکای جنوبی آغاز کند. اما بهزودی خود را در شهری مییابد که گرفتار خشونت و فساد است. در مواجهه با حملات بیرحمانه پلیس و مافیا، دومینیک باید تصمیم بگیرد که آیا از خود محافظت کند یا از خانواده بیگناهی که به او پناه دادهاند.
خلاصه داستان: بیست و دو سال پس از از دست دادن خانهاش، آرولموجهی وارمان به زادگاهش تانجاوور بازمیگردد تا در عروسی پسرعمویش شرکت کند. در میان جشنها، آرول با مردی سرزنده روبرو میشود که او را به خاطر نمیآورد. با کمک آن مرد ناشناس، آرول دوباره با گذشتهاش ارتباط برقرار میکند.
خلاصه داستان: آبنوس جکسون، مادر مجردی که در حال مبارزه با شیاطین شخصی خود است، خانواده خود را برای شروعی تازه به خانه جدیدی منتقل میکند. اما زمانی که اتفاقات عجیب در داخل خانه، مشکوک به خدمات حفاظت از کودکان را افزایش میدهد و خانواده را از هم میپاشد، آبنوس بهزودی خود را درگیر نبردی برای زندگی و روح فرزندانش میبیند.
خلاصه داستان: ژانگ چی، قهرمان سابق مسابقات رالی، پس از یک دوره اوج و سقوط، اکنون به عنوان مربی یک آموزشگاه رانندگی کوچک در حاشیه زندگی میکند. او که با خاطرات تلخ گذشته و بدهیهای قدیمی دستوپنجه نرم میکند، در آستانه ناامیدی است. اما به شکلی غیرمنتظره، مدیر کارخانه خودروسازی لاوتوله که تولیدش به دلیل مشکلات مالی در شرف توقف است، به او مراجعه میکند و پیشنهادی وسوسهانگیز میدهد: بازگشت به دنیای حرفهای مسابقات رالی. او از ژانگ چی میخواهد تا تیمی جدید تشکیل دهد و در آخرین دوره مسابقات رالی بایینبروک شرکت کند. ژانگ چی با وجود تردیدهای فراوان، این فرصت را غنیمت میشمارد و با جمع کردن رانندگان جوان و بیتجربه، قدم به چالشهای تازهای میگذارد. در این مسیر، او با موانع فنی، رقابتهای شدید و گذشتهای که هرگز رهایش نمیکند روبهرو میشود. فیلم پگاسوس 2 روایتی از تلاش، امید و بازآفرینی است.
خلاصه داستان: خانواده کینان برای بازسازی روابط از هم گسستهشان به هتلی دنج سفر میکنند، اما خیلی زود متوجه میشوند که در تلهای مرگبار گرفتار شدهاند. چهار قاتل روانی که هر کدام سبک وحشتناک و خاص خود را دارند، در راهروهای هتل کمین کردهاند و برای خلاقانهترین قتل ممکن با یکدیگر رقابت میکنند. حالا این خانواده باید برای بقا بجنگند و در میان بازیهای شیطانی قاتلان، راهی برای فرار پیدا کنند. هر گوشه هتل میتواند آخرین ایستگاه زندگی آنها باشد و هیچکس را نمیتوان در این بازی هولناک امین دانست.
خلاصه داستان: زن جوانی به نام دو لینگ که سالها در انزوا و بیتحرکی زندگی کرده، پس از ملاقات با مربی بوکس هائو کان تصمیم میگیرد زندگیاش را متحول کند. او با تمرینهای سخت و پشتکار، از یک زندگی بیهدف به سمت موفقیت و خودباوری حرکت میکند. رابطهای که میان او و مربی شکل میگیرد، او را در مسیر تغییرات مثبت و بازسازی هویتاش یاری میدهد.