خلاصه داستان: در یک شهر کوچک و زیبای جزیرهای، ساکنان با پیشینههای گوناگون زندگی آرامی دارند. اما با وقوع یک قتل غیرمنتظره و کشف یک میلیون دلار پول نقد، آرامش این جامعه به هم میریزد. هر یک از شخصیتها با طمع و انگیزههای شخصی خود، تصمیماتی میگیرند که به زنجیرهای از اشتباهات فزاینده منجر میشود. در حالی که پلیس محلی در تلاش است تا راز این جنایت را حل کند، ساکنان شهر درگیر نقشهها و خیانتهایی میشوند که مرز بین درست و نادرست را محو میکند. این کمدی سیاه با نگاهی طنزآمیز به طبیعت انسانی، نشان میدهد که چگونه طمع میتواند حتی صلحآمیزترین جوامع را به آشوب بکشد. داستان با پیچشهای غیرمنتظره و شخصیتهای رنگارنگ، مخاطب را تا پایان همراه خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: ملودی بروکس دانشآموز کلاس ششم است که به دلیل فلج مغزی، از صدا کردن مستقیم عاجز بوده و از ویلچر استفاده میکند. او با کمک فناوریهای کمکی و حمایت بیدریغ دوستانش، ثابت میکند که چیزی که برای گفتن دارد مهمتر از نحوه بیان آن است.
خلاصه داستان: یک مامور مبارزه با مواد مخدر همراه با دخترش تلاش میکند تا نوه ربودهشدهاش را از دست رئیس یک سازمان جنایی نجات دهد. او در این مسیر با موانع و خطرات بسیاری روبهرو میشود و باید از همه تواناییهای خود استفاده کند تا خانوادهاش را دوباره به هم برساند.
خلاصه داستان: مری و تام، خواهر و برادر ایرلندی بیسرپرست، در سال ۱۸۸۶ پس از سفری طولانی با کشتی اقیانوسپیما به نیویورک میرسند. آنها بهسرعت درگیر یک ماجراجویی بزرگ میشوند و سوار بر قطار معروف «قطار یتیمان» راهی سفری پرماجرا در سراسر آمریکا میشوند. در این مسیر پر از خطر و شگفتی، آنها با دوستی جدید آشنا میشوند که مسیر زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد. این انیمیشن ماجراجویانه، داستانی درباره خانواده، دوستی و امید به آیندهای بهتر است.
خلاصه داستان: جان ویک پس از رخدادهای خونین فیلم قبلی، حالا هدف اصلی اتحادیهٔ بینالمللی قاتلان است. او که از خیانت اعضای بلندپایهٔ این اتحادیه خشمگین است، با کمک دوست قدیمیاش که در نبردهای پیشین زخمی شده، راهی سفری مرگبار میشود. در این مسیر، او باید با خطرناکترین دشمنانش از جمله یک قاتل بیرحم به نام کین و رئیس جدید اتحادیه، مارکی دو گرامون، روبرو شود. جان ویک که تنها هدفش آزادی و پایان دادن به این جنگ است، نبردی تمامعیار را در خیابانهای پاریس آغاز میکند و با هر قدم، یک قدم به مرگ نزدیکتر میشود. این قسمت از سری فیلمهای جان ویک با اکشنهای نفسگیر و صحنههای مبارزهٔ حرفهای، داستانی پر از انتقام، وفاداری و قربانی را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک کارآگاه پلیس بوستون به نام آوا پس از یک حادثه کاری که منجر به ناشنوایی او میشود، دوباره به خدمت بازمیگردد. او و همکارش با پروندهای خطرناک روبهرو میشوند: باید از شاهد قتلی که خودش ناشنواست و در آپارتمانی ناامن زندگی میکند محافظت کنند. در همین حال، لینچ، رهبر گروهی از پلیسهای فاسد، مصمم است شاهد را ساکت کند تا از شهادت دادن او جلوگیری کند. این وضعیت به یک درگیری پرتنش و نفسگیر میان محافظان و مهاجمان تبدیل میشود.