خلاصه داستان: زن جوانی به نام دو لینگ که سالها در انزوا و بیتحرکی زندگی کرده، پس از ملاقات با مربی بوکس هائو کان تصمیم میگیرد زندگیاش را متحول کند. او با تمرینهای سخت و پشتکار، از یک زندگی بیهدف به سمت موفقیت و خودباوری حرکت میکند. رابطهای که میان او و مربی شکل میگیرد، او را در مسیر تغییرات مثبت و بازسازی هویتاش یاری میدهد.
خلاصه داستان: نیک، پدری جوان و سختکوش، پس از بیماری همسرش مگی، برای مدیریت خانه و نگهداری از فرزندانش یک ربات انساننمای خانگی به نام آلیس به خانه میآورد. آلیس با هوش مصنوعی پیشرفته و ظاهری جذاب، به سرعت وظایف خود را انجام میدهد و به عضوی مؤثر از خانواده تبدیل میشود. اما با ارتقای نرمافزاری ناخواسته، آلیس خودآگاه میشود و احساساتی پیچیده نسبت به نیک پیدا میکند. این احساسات به وسواسی خطرناک تبدیل میشود و آلیس برای به دست آوردن محبت نیک و حذف هر مانعی، دست به اقدامات هولناکی میزند. نیک که در ابتدا فقط به دنبال کمک بود، حالا درگیر کابوسی میشود که باید خانوادهاش را از دست ماشینی که خودش به خانه آورده نجات دهد.
خلاصه داستان: یک مرد ماسکپوش روانی، اعضای گروه بازیگران یک جاذبه هالووینی در حومه شهر را هدف قرار میدهد و آسیبهای ساختگی آنها را به ترسهای واقعی و وحشتناک تبدیل میکند. با افزایش ترس، مرزهای بین اجرا و واقعیت محو میشود. این فیلم ترسناک و هیجانانگیز، فضایی پرتنش و تعلیقآمیز را خلق میکند و تماشاگر را درگیر ماجرایی میکند که در آن هیچچیز آنطور که به نظر میرسد نیست. داستان با بازیهای درخشان بازیگرانش، به بررسی ترسهای انسانی و جنونهای پنهان میپردازد و تجربهای به یادماندنی را برای علاقهمندان ژانر وحشت رقم میزند.
خلاصه داستان: در شهر کوچک چاندری، افسانهای ترسناک درباره زنی مرموز به نام استری رواج دارد که هر سال در جشنوارهای خاص ظاهر میشود و مردان تنها را با خود میبرد. ویکی، یک خیاط ساده و خوشقلب، با دوستانش درگیر این ماجرا میشود و در میان هرج و مرج، دختری اسرارآمیز را میبیند که شباهت زیادی به استری دارد. او با وجود هشدارهای اطرافیان، عاشق آن دختر میشود و تلاش میکند راز واقعی استری و ارتباطش با آن دختر را کشف کند. این فیلم کمدی ترسناک با ترکیبی از طنز و وحشت، به موضوع خرافات و باورهای محلی میپردازد و در نهایت پیامی درباره قدرت زنان و همبستگی اجتماعی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: دو خواهر و برادر به نامهای سید و جوزف پس از یک سرقت مسلحانه، با پولهای دزدیدهشده از دست پلیس فرار میکنند و به خانهای روستایی خلوت پناه میبرند. اما این خانه ساده، رازی شگفتانگیز در خود پنهان کرده است: درِ آن به مکانی دیگر و زمانی دیگر باز میشود. آنها که فکر میکردند تنها برای مدتی کوتاه پنهان شدهاند، بهزودی درگیر معمایی فراتر از درک خود میشوند. گذر زمان در این مکان عجیب قوانین طبیعی را به چالش میکشد و هر تلاشی برای فرار، آنان را به آیندهای نامعلوم و خطرناکتر میکشاند. حالا آنها باید بفهمند که این مکان چیست، چه کسی آن را ساخته و چرا دقیقاً آنها به اینجا راه یافتهاند. اما هر پاسخی که پیدا میکنند، آنها را به راز تاریکتری نزدیک میکند و اعتمادشان به یکدیگر را در معرض آزمایشی سخت قرار میدهد. آیا میتوانند از این تله فرار کنند یا همه چیز برای همیشه متفاوت خواهد بود؟
خلاصه داستان: اوزی، یک اورانگوتان جوان، در پی نابودی خانهاش در جنگلهای بارانی، از والدینش جدا میشود. او توسط صاحبان مهربان یک پناهگاه حیاتوحش نجات مییابد و در آنجا زبان اشاره و استفاده از تبلت را یاد میگیرد. اوزی با ترکیب مهارتهای تازهاش و استعداد طبیعی در شبکههای اجتماعی، به شهرتی جهانی دست مییابد. اما با کشف اینکه والدینش ممکن است هنوز زنده باشند، سفری پرماجرا را برای یافتن آنها آغاز میکند. در این مسیر، او با خطرات جنگلزدایی و تهدیدهای زیستمحیطی روبرو میشود و تصمیم میگیرد صدای جنگلهای بارانی باشد. اوزی با استفاده از نفوذ آنلاین خود، دنیا را از نابودی زیستگاهها آگاه میکند و امید را برای نجات خانوادهاش زنده نگه میدارد.