خلاصه داستان: مردی که در قلب یخبندان قطب شمال گرفتار شده، پس از مدتها انتظار به لحظهی نجات خود نزدیک میشود. اما با وقوع حادثهای تلخ، این فرصت از میان میرود و او باید میان ماندن در پناهگاه نسبی اردوگاه یا پیمودن راهی پرخطر و ناشناخته برای یافتن امید نجات، یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: در بمبئی، شهری که با افزایش نگرانکننده آتشسوزیها دستوپنجه نرم میکند، ویتال، یک آتشنشان باتجربه، و سامیت، برادر همسرش که پلیس است، با وجود اختلافات شخصی، ناگزیر به همکاری میشوند. آنها در حالی که با گذشتهای پرتنش و سوءظنهای متقابل روبهرو هستند، باید پرده از راز این آتشسوزیهای مرموز بردارند. در این مسیر، هر یک به شیوه خود با خطرات و چالشهای تازهای روبهرو میشوند و در مییابند که برای نجات شهر، باید بر تفاوتهای خود غلبه کنند. این همکاری اجباری، آنها را به دل یک ماجرای پرتعلیق میکشاند که در آن اعتماد، کلید بقاست.
خلاصه داستان: کی هئون، مأمور سابق سازمان اطلاعات، پس از سالها به دلیل بیماری لاعلاج از خدمت کناره گرفته است. او با پیشنهادی وسوسهانگیز اما پرمخاطره مواجه میشود: انتقال سوبوک، نخستین انسان شبیهسازیشده که سلولهای بنیادی او کلید جاودانگی را در خود دارد، به مکانی امن. اما این مأموریت ساده به نظر نمیرسد؛ گروههای قدرتمند و مرموزی، از جمله شرکت سازنده سوبوک و نیروهای ناشناس، هر یک به دنبال دستیابی به این موجود خاص هستند تا از راز حیات جاودانه بهرهبرداری کنند. کی هئون که با مرگ قریبالوقوع خود دستوپنجه نرم میکند، در سفری پرمخاطره با سوبوک همراه میشود و در خلال این سفر، پرسشهای عمیقی درباره ماهیت انسان، روح و معنای زندگی برایش مطرح میگردد. او باید بین انجام وظیفه، نجات جان خود و محافظت از موجودی که شاید بیش از یک ابزار باشد، یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: سه یتیم پیوندی ناگسستنی تشکیل میدهند و در کنار یکدیگر در سواحل رودخانه کریشنا در شهر ویجایوادا، هند، بزرگ میشوند و به خانوادهای برای یکدیگر تبدیل میشوند. این سه دوست، که هرکدام بار سنگینی از گذشته خود را به دوش میکشند، در دنیایی پر از بیعدالتی و سختی، به دنبال یافتن راهی برای بقا و ساختن آیندهای بهتر هستند. در طول این مسیر، وفاداری و محبت میان آنها به بزرگترین دارایی آنها تبدیل میشود و آنها را در برابر چالشهای پیشرو مقاوم میسازد.
خلاصه داستان: در آستانه کریسمس، بابانوئل که با نام رمزی «رد وان» شناخته میشود، به طرز مرموزی ربوده میشود. کالوم درایفت، رئیس امنیت قطب شمال که مسئولیت محافظت از او را بر عهده دارد، برای یافتن او ناامید میشود. او برای انجام این مأموریت خطرناک، چارهای جز همکاری با جک اومالی، بهترین شکارچی جایزه در جهان که به دلایل شخصی با این پرونده درگیر میشود، ندارد. این دو که هیچ شباهتی به یکدیگر ندارند، باید اختلافات خود را کنار بگذارند و در یک سفر پرماجرا در سراسر جهان، با موجودات افسانهای و تهدیدهای غیرمنتظره روبهرو شوند تا رد وان را پیش از آنکه کریسمس برای همیشه نابود شود، پیدا کنند.
خلاصه داستان: لی جون، یک سرباز بازنشسته چینی، خود را در یک مسابقه با زمان میبیند هنگامی که یک حمله تروریستی جامعهای چینی در خارج از کشور را هدف قرار میدهد. او تنها ۱۲ ساعت فرصت دارد تا با تمام توان و شجاعت خود به حفاظت از هموطنانش بپردازد و از این وضعیت خطرناک جان سالم به در ببرد.