خلاصه داستان: چهار روز مانده به عروسی، باچان، مأمور مالیات شجاع و بیباک، پس از پایان تعلیق کاریاش، مأمور میشود تا خانه موتیام جاگایاه، سیاستمدار بیرحم و پرنفوذ، را زیر و رو کند. این آغاز ماجرایی پرالتهاب است. او در این مسیر با چالشهای شخصی و حرفهای زیادی روبرو میشود و باید میان عشق، عدالت و خطر، تعادل برقرار کند.
خلاصه داستان: کوین هارت، کمدین مشهور، بار دیگر در نقش خودش ظاهر میشود و این بار در تلاش است تا جایگاه خود را در دنیای فیلمهای اکشن تثبیت کند. در این مسیر پرماجرا، او با چالشها و موقعیتهای خطرناک و خندهداری روبهرو میشود که او را به مبارزهای نهایی میکشاند. جان تراولتا و ناتالی امانوئل نیز در این فیلم نقشآفرینی میکنند. ترکیب کمدی و اکشن در این اثر، تجربهای سرگرمکننده را برای مخاطبان فراهم میآورد.
خلاصه داستان: ۲۶ اکتبر ۱۹۷۹، ترور رئیسجمهور، کشور را تکان میدهد. وکیل جونگ این-هو که دفاع از پارک ته-جو، دبیر دخیل در این ترور، را بر عهده میگیرد، وارد یکی از بدنامترین دادگاههای سیاسی تاریخ کره جنوبی میشود. با وجود اینکه پارک ته-جو به دلیل موقعیت نظامی خود با حکمی از پیش تعیینشده مواجه است، جونگ این-هو با تمام توان برای برگزاری یک دادگاه عادلانه میجنگد و از بیعدالتی روند دادرسی خشمگین میشود.
خلاصه داستان: کشیش کُنته، کارشناس برجسته امور ماوراءالطبیعه و ویسکی، گروهی از سربازان راندهشده را به جزیرهای دورافتاده در اقیانوس آرام جنوبی همراهی میکند تا ناپدید شدن واحدهای تفنگداران دریایی مستقر در آنجا در سال ۱۹۴۴ را بررسی کنند؛ اتفاقی که گفته میشود توسط ارتش امپراتوری ژاپن رخ داده است. اما پس از صحبت با ساکنان جزیره، آنها به زودی کشف میکنند که تفنگداران دریایی در واقع توسط گروهی از لیکانتروپها، که بیشتر به عنوان گرگینه شناخته میشوند، قتلعام شدهاند.
خلاصه داستان: برای رابین ۱۱ ساله و پراراده و گروه وفادارش، «هودها»، تکهای از زمین پوشیده از علفهای هرز در انتهای بنبست آنها یک قلمرو جادویی است. آنها برای نجات این مکان از دست توسعهدهندگان بیرحم، دست به یک ماجراجویی تابستانی میزنند. رابین که رهبری ذاتی دارد، با دوستانش نقشهای جسورانه میکشد تا توجه رسانهها را جلب کند و از تخریب زیستگاه طبیعیشان جلوگیری کند. در این مسیر، آنها با شخصیتهای عجیب و موانع غیرمنتظرهای روبهرو میشوند و ارزش دوستی، شجاعت و همکاری را کشف میکنند. این فیلم کمدی-ماجراجویی خانوادگی، با نگاهی تازه به اسطورههای کلاسیک، داستانی دلنشین درباره قدرت کودکان در ایجاد تغییر روایت میکند.
خلاصه داستان: وقتی بدن بهترین دوستش در یک قبر کمعمق پیدا میشود، دن، پلیس یک شهر کوچک، برای یافتن پاسخها به سراغ یک گوشهنشین بیثبات میرود که آخرین فردی بود که دوستش را زنده دیده بود. او در این مسیر با شیاطین درونی خود روبهرو میشود و درمییابد که امید میتواند در غیرمنتظرهترین مکانها یافت شود. این سفر تلخ و تأملبرانگیز، مرزهای حقیقت و خیال را کاوش میکند و دن را به مواجهه با گذشتهای میبرد که هرگز انتظارش را نداشت.