خلاصه داستان: فیلم کوتاه «اورکت» به مناسبت روز پدر ساخته شده است و روایتگر لحظهای ساده و احساسی میان یک پدر و فرزندش است. داستان دربارهی پسری است که در یک روز سرد زمستانی، اورکتی را که پدرش سالها پیش به او داده بود، دوباره پیدا میکند. این اورکت کهنه که بوی خاطرات دوران کودکی را میدهد، او را به سفری در دل گذشته میبرد و یادآور فداکاریها و عشق بیادعای پدر میشود. فیلم با نگاهی شاعرانه به رابطهی پدر و فرزندی، ارزش های خانوادگی و میراث عاطفی را در قابهایی صمیمی به تصویر میکشد. محمدهادی نعمت الهی با کارگردانی این اثر، تلاش کرده است تا در مدت زمان کوتاه، عمیقترین احساسات انسانی را به نمایش بگذارد. «اورکت» اثری است که تماشاگر را به تفکر دربارهی روابط انسانی و اهمیت لحظههای کوچک زندگی دعوت میکند.
خلاصه داستان: پس از سقوط اضطراری یک فضاپیما بر روی سیارهای ناشناخته و خشن، اندی، معدنچی شهابسنگ، خود را تنها و سرگردان مییابد. او که تجهیزاتش آسیب دیده و ارتباطش با پایگاه قطع شده، باید با استفاده از ذکاوت و اراده، از محیط خطرناک و موجودات عجیب این دنیای بیگانه جان سالم به در ببرد. در همین حین، او متوجه میشود که تنها بازمانده دیگر سقوط، زنی به نام نائومی، در کپسول نجات خود در فاصلهای دور گرفتار شده است. اندی سفر دشوار و پرخطری را آغاز میکند تا به او برسد، در حالی که با رازهای این سیاره مرموز و محدودیتهای خودش دست و پنجه نرم میکند. او باید تصمیم بگیرد که برای بقا و نجات دیگری تا کجا پیش برود.
خلاصه داستان: کارآموزی جوان به نام جیمی عاشق دختری به نام سیمی میشود و آرزوی ازدواج با او را در سر میپروراند. اما یک مانع بزرگ بر سر راهش قرار دارد: مادری مستبد و سختگیر که همیشه حرف خودش را به کرسی مینشاند و با هرگونه استقلالطلبی پسرش مخالف است. جیمی که به تنهایی قادر به مقابله با مادرش نیست، از تمام اعضای خانواده کمک میگیرد تا نقشهای زیرکانه طراحی کنند. آنها تصمیم میگیرند با استفاده از طنز، عشق و صبر، مادر را به تدریج نرم کنند و به او بیاموزند که گاهی کنار آمدن با دیگران و احترام به خواستههای آنها، ارزشی فراتر از لجاجت دارد. این تلاشها ماجراهای خندهدار و موقعیتهای پیشبینینشدهای را رقم میزند که در نهایت همه را به درکی تازه از روابط خانوادگی میرساند.
خلاصه داستان: بهیراتی رانگال، وکیلی جوان و آرمانگرا در کارناتاکا، پس از یک حادثه تلخ و بیعدالتی بزرگی که در دادگاه تجربه میکند، مسیر زندگیاش به کلی دگرگون میشود. او که دیگر به قانون و سیستم قضایی اعتقادی ندارد، به دنیای زیرزمینی جرم و جنایت قدم میگذارد. بهیراتی اما مانند سایر تبهکاران نیست؛ او با عدالتخواهی خاص خود، به دنبال ایجاد توازن در جامعهای است که در آن قانون به نفع قدرتمندان عمل میکند. او با اتکا به هوش و نبوغ حقوقیاش به رهبری محبوب و تأثیرگذار در میان مردم عادی و همزمان هراس دشمنانش تبدیل میشود. داستان روایتگر سفر پرماجرای او از پشت میز دادگاه تا متنِ هیاهوی خیابانهاست؛ سفری که در آن مرز میان خیر و شر رنگ میبازد و او باید میان باورهای قدیمی و واقعیتهای تاریک دنیای جدیدش، راهی تازه بیابد.
خلاصه داستان: پس از بیست سال دوری و نبرد در جنگ تروآ، اودیسئوس، پادشاه افسانهای ایتاکا، سرانجام به سواحل سرزمین مادریاش بازمیگردد. او که در طول این سالها فرسوده و تغییر یافته، اکنون در حالی که دیگر برای کسی قابل شناسایی نیست، با حقیقتی تلخ روبهرو میشود: خانهای که زمانی پادشاهیاش بود، به عرصهای برای هرجومرج و ستیز بدل شده است. در نبود او، خواستگاران بسیاری برای به دست آوردن تاج و تخت و همسرش پنهلوپه با یکدیگر رقابت میکنند و ثروت و آرامش ایتاکا را غارت میکنند. اودیسئوس در حالی که با هویت جدید و ناشناختهای در میان مردم خود قدم برمیدارد، باید پیش از آنکه دشمنانش او را بشناسند، برای بازپسگیری جایگاه واقعیاش و نجات خانوادهاش برنامهای هوشمندانه طرح کند. او اکنون با چالشی بزرگتر از نبردهای میدان جنگ روبهروست؛ چالشی برای بازپسگیری هویت، خانواده و سرزمینی که روزگاری از آنِ او بود.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ تحمیلی، گروهی از رزمندگان تخریبچی مأموریت مییابند تا با باز کردن معبر در منطقهای بمبارانشده، راه را برای پیشروی نیروهای خودی هموار کنند. اما بمباران سنگین دشمن، آنان را یکییکی از پا درمیآورد و سرانجام تنها دو نفر از این گروه جان به در میبرند. این دو بازمانده که با حجم عظیمی از مسئولیت و خطر روبهرو هستند، باید با وجود خستگی و زخم، مأموریت ناتمام را به سرانجام برسانند. فیلم «آخرین شناسایی» روایتی انسانی از ایثار، شجاعت و پایبندی به تعهد در سختترین شرایط است و تلاش میکند تا ابعاد کمتر دیدهشدهی جنگ را از نگاه دو رزمندهی تنها به تصویر بکشد.