خلاصه داستان: داستان این کمدی خانوادگی درباره خانواده اسمارت است که بهطور غیرمنتظرهای مجبور میشوند زندگیشان را با یکی از اقوام دور تقسیم کنند. این همزیستی اجباری، آنها را در موقعیتهای خندهدار و در عین حال چالشبرانگیزی قرار میدهد. در حالی که هر یک از اعضای خانواده رویاهای بزرگ خود را دنبال میکنند، باید با کشمکشهای هویتی و مشکلات روزمره کنار بیایند. در این میان، تئاتر منطقهای به عنوان فضایی برای ابراز احساسات و برخوردهای طنزآمیز نقش مهمی در زندگی آنها ایفا میکند. این اثر تلاش میکند تا با نگاهی تیزبینانه به روابط انسانی، تعادل میان آرزوهای فردی و مسئولیتهای خانوادگی را به تصویر بکشد. با بازیهای درخشان و دیالوگهای هوشمندانه، فیلم لحظات تلخ و شیرینی را رقم میزند و در نهایت پیامی امیدوارکننده درباره پذیرش تفاوتها و اهمیت همدلی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: زهرا، خدمتکاری فروتن و مهربان، برای تأمین مخارج خانوادهاش در خانهای مجلل مشغول به کار میشود. امیر، جراح جوان و وارث ثروتمند خانواده، پس از مدتها به خانه پدری بازمیگردد. آشنایی این دو از نگاهی ساده آغاز میشود و به عشقی عمیق تبدیل میشود. اما تفاوت طبقاتی، مخالفتهای خانواده امیر و رازهایی از گذشته، دیواری میان آنها برپا میکند. زهرا که هویت واقعی خود را پنهان کرده، در کشمکشی میان عشق و حقیقت گرفتار میشود. آیا این عشق میتواند بر تمام موانع غلبه کند؟
خلاصه داستان: زنی که پس از رها کردن شغل پرفرازونشیب خود در دنیای هنر، به خانهنشینی و پرورش کودکی نوپا در حومهای آرام روی آورده است، بهتدریج با خشمی عمیق و غریزهای تازه روبهرو میشود. او در میان پوشکبازیها و شبهای بیخوابی، نشانههای عجیبی در بدنش مییابد: مویی ضخیم روی پوست، اشتیاقی ناگهانی به گوشت خام و بوی تند جنگل. هرچه او بیشتر با این دگرگونی روبهرو میشود، بیشتر به این باور میرسد که ممکن است در حال تبدیل شدن به سگی شبزیست باشد. این تحول نهتنها او را هراسان نمیکند، بلکه به او قدرت و آزادیای میبخشد که سالها در نقشهای اجتماعی و خانوادگی خود گم کرده بود. او در این سفر عجیب، با مادران دیگر، همسر مهربان اما غایبش و خاطرات کودکی خود روبهرو میشود و درمییابد که مادری، با تمام مشقتهایش، میتواند نوعی رهایی وحشیانه نیز باشد.
خلاصه داستان: مادر جوانی که پس از کنار گذاشتن شغل و زندگی شهری خود، به حومهای آرام نقل مکان کرده، اکنون تمام وقت خود را صرف مراقبت از فرزند نوپایش میکند. اما در دل این یکنواختی و خستگی، تغییراتی عجیب و شگفتانگیز در بدن و روانش رخ میدهد. او که درگیر فشارهای مادری و از دست دادن هویت پیشین خود است، به تدریج قدرت وحشیانهای را در درونش بیدار میبیند و نشانههایی او را به این باور میرساند که در حال تبدیل شدن به موجودی شبانه است. این دگرگونی، هم برای او رهاییبخش است و هم ترسناک؛ زیرا او را به مرز میان واقعیت و خیال میکشاند و با پرسشهایی درباره جنون، آزادی و معنای مادر بودن روبهرو میکند.
خلاصه داستان: آمهمیا، یوتیوبری کمطرفدار که در حوزه پدیدههای ماوراءالطبیعه فعالیت میکند، روزی از سوی مدیر خود نقشهای از یک ساختمان دریافت میکند که نقطهای مبهم روی آن مشخص شده است. او با کنجکاوی فراوان و به همراه کوریهارا و یوزوکی، تحقیق درباره این نقشه را آغاز میکند. هرچه آنها بیشتر به کاوش در جزئیات میپردازند، با نشانههای مرموز و اتفاقات غیرقابلتوجهی روبهرو میشوند که آنها را به سمت رازی بزرگ و پنهان هدایت میکند. این جستجو، زندگی عادی آنها را دستخوش تغییر میکند و آنها را با چالشی روبهرو میسازد که فراتر از تصورشان است.
خلاصه داستان: فیلم سجاده آتش روایتی از یک نبرد سخت و نفسگیر در جریان عملیات کربلای پنج است. در این عملیات، رزمندگان دو گردان مالک و حبیب با ماشین نظامی دشمن درگیر میشوند و نبردی نابرابر و سنگین را تجربه میکنند. در میان این آتش و دود، مهدی و عباس، دو فرمانده بسیجی با ویژگیهای خاص خود، لحظاتی عمیق و انسانی را رقم میزنند. شرایط دشوار نبرد و خصوصیات این دو شخصیت، اتفاقات و حالاتی را پدید میآورد که خارج از انتظارات معمول جنگهاست. این فیلم تلاش میکند تا ابعاد معنوی و انسانی رزمندگان را در دل سختترین شرایط جنگی به تصویر بکشد.