خلاصه داستان: زنی جوان و باردار به نام مایا که در شهری آرام زندگی میکند، به تازگی متوجه رفتارهای عجیب دوستپسرش، جیک، شده است. او شبها در خواب از جا برمیخیزد و بدون آنکه به یاد آورد، در خانه پرسه میزند. با ناپدید شدنهای مرموز چند نفر در محله و کشف اجساد قربانیان، مایا به تدریج به این ظن میرسد که جیک ممکن است با این جنایتها مرتبط باشد. او در حالی که برای حفظ امنیت خود و جنینش تلاش میکند، حقیقت تاریکی را درباره مردی که دوستش دارد کشف میکند. این فیلم یک تریلر روانشناختی است که مرز بین واقعیت و کابوس را محو میکند و بیننده را تا پایان در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: فیلم دزد اسب روایتگر داستانی در بستر تاریخی چین باستان است. یانگ یه، قهرمانی از خاندان یانگ، در نبرد یوزو جان خود را از دست میدهد. پس از مرگ او، امپراتور خنجر طلایی نهحلقهای، که گنجینهی ارزشمند این خاندان به شمار میرود، را به سلسله سانگ اهدا میکند. اما این خنجر به دست پادشاهی لیائو میافتد و زمینهساز وقایع پرتنشی میشود. در این میان، شخصیت اصلی داستان در تلاش است تا این گنجینه را بازپس گیرد و افتخار از دسترفته را به خاندان خود بازگرداند. مسیر او پر از نبردهای نفسگیر، خیانتها و چالشهای غیرمنتظره است.
خلاصه داستان: آرجون و کایال، یک زوج هندی که در آذربایجان زندگی میکنند، برای دیدار با والدین کایال راهی سفر میشوند. اما سفر آرام آنها به کابوسی وحشتناک تبدیل میشود وقتی کایال به طرز مرموزی ناپدید میشود. با گذر زمان و افزایش فشار، آرجون باید در میان دسیسهها و خطرات پیش رو راه خود را پیدا کند، در حالی که با گروهی بیرحم روبهرو میشود که مصمم هستند مانع از کشف حقیقت توسط او شوند.
خلاصه داستان: جانی، مکانیکی ساده در فیلادلفیا، زندگی عادی خود را سپری میکند تا اینکه در یک روز غیرمنتظره متوجه میشود پدر گمشدهاش که هرگز او را ندیده، یک دوک انگلیسی است. او برای یافتن ریشههایش راهی بریتانیا میشود، اما بهزودی درمییابد که دنیای اشرافیت اصلاً شبیه تصوراتش نیست. دوک، مردی سرد و دور از انتظار است و قوانین سختگیرانهای بر زندگی او حاکم است. در این میان، جانی با پرودنس، مشاور باهوش و جذاب دوک، آشنا میشود. رابطهای غیرمنتظره میان آنها شکل میگیرد که هر دو را غافلگیر میکند. جانی باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد بخشی از این دنیای پیچیده و پرآداب باشد یا به زندگی ساده و آزادانهاش در آمریکا بازگردد. این سفر نهتنها او را با میراث خانوادگیاش آشنا میکند، بلکه به کشف معنای واقعی عشق و تعلق میرساند.
خلاصه داستان: ویل فورد، کارآگاه سابق مذاکرهکننده گروگانها که در حادثهای پای خود را از دست داده، حالا به عنوان مشاور امنیتی روی بلندترین آسمانخراش جهان به نام «مروارید» کار میکند. او برای تحویل گرفتن پرونده ارزیابی امنیتی به همراه خانوادهاش به این برج ۲۴۰ طبقه در چین سفر میکند. اما در همان شب، گروهی از تروریستها برای پوشش سرقت اطلاعات، در طبقات بالای برج آتشسوزی مهیبی ایجاد میکنند. ویل که از خانوادهاش در داخل ساختمان جا مانده، باید با وجود مصدومیت و خطرات مرگبار، از دیوارهای شیشهای و جرثقیلهای بیرون برج بالا برود و در عملیاتی نفسگیر، زن و فرزندانش را از میان شعلههای آتش نجات دهد. او در این مسیر با چالشهای فیزیکی و ذهنی بسیاری روبهرو میشود و باید هر ثانیه برای بقا بجنگد.
خلاصه داستان: داستان دربارهی یک جادوگر کهنسال از شهر کنوتوپ اوکراین است که سالها پیش، پس از دلباختن به مردی فانی، از قدرتهای خارقالعادهاش دست کشید. اما با اشغال کنوتوپ توسط سربازان روسیه در فوریهی ۲۰۲۲، فاجعهای رخ میدهد—مرد محبوبش به طرز وحشیانهای به قتل میرسد. سرشار از اندوه و عطش انتقام، او دوباره قدرتهای جادوییاش را بازمییابد و راهی انتقامی خونین میشود تا قاتلان نامزدش را به سزای اعمالشان برساند.