خلاصه داستان: در آوریل ۲۰۰۶، یک جوخه کوچک از نیروی دریایی ایالات متحده (SEAL) در شهر رمادی عراق، مأموریتی را برای یافتن یک خانه امن آغاز میکند. اما با شروع عملیات، ارتباط با فرماندهی قطع میشود و جوخه در محاصره شورشیان قرار میگیرد. این فیلم بر اساس خاطرات واقعی یکی از اعضای جوخه ساخته شده و تجربهای نزدیک و بیواسطه از وحشت، هرجومرج و برادری در میدان نبرد را روایت میکند. تمرکز داستان بر واکنشهای انسانی در شرایط غیرقابلپیشبینی است و تلاش میکند واقعیت جنگ را بدون زرقوبرقهای معمول سینمایی به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۶، همزمان با فرو رفتن آرژانتین در خشونت و هرجومرج، یک معلم انگلیسی خسته از دنیا، به لطف دوستی غیرمنتظره با یک پنگوئن، دوباره حس همدلی و محبت به دیگران را در خود بازمییابد. او که برای تدریس به بوئنوس آیرس آمده، با پنگوئنی روبرو میشود که زندگیاش را زیر و رو میکند. این رابطه عجیب، او را به سفری درونی میبرد و به او یادآوری میکند که حتی در تاریکترین روزها، عشق و امید میتواند راهی پیدا کند. فیلم «درسهای پنگوئن» روایتی گرم و انسانی از پیوندی غیرمنتظره است که در بستری تاریخی و پرتنش شکل میگیرد.
خلاصه داستان: اوزنور، زن جوانی که از کودکی عاشق پسرعمویش قدرت است، پس از ازدواج او با نیسا، از روی حسادت به جادوی سیاه روی میآورد تا زندگی قدرت را دگرگون کند. اما طلسم هولناکی که او برپا میکند، پیامدهای وحشتناکی به همراه دارد و اوزنور را درگیر نیروهای شیطانی میکند. او باید با عواقب انتخاب خود روبرو شود و راهی برای نجات از این کابوس بیابد.
خلاصه داستان: دو خدمه در یک فضاپیمای متروکه از خواب بیدار میشوند، بیآنکه بدانند چه کسانی هستند، چقدر خواب بودهاند یا مأموریتشان چه بوده است. اما خیلی زود درمییابند که تنها نیستند — و واقعیت موقعیتی که در آن قرار دارند، بسیار وحشتناکتر از چیزیست که تصورش را میکردند.
خلاصه داستان: در آسایشگاهی دورافتاده، گروهی از افراد با پیشینههای گوناگون و سرنوشتهای پیچیده گرد هم میآیند. هر یک از آنها رازی در دل دارد و گذشتهای که آنها را به این مکان کشانده است. برخورد این شخصیتها، که در ظاهر هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند، به تدریج به یک برنامهریزی پنهانی و عملیاتی غیرقانونی تبدیل میشود. در این میان، تنشها بالا میگیرد و اعتمادها زیر سؤال میرود. فیلم رهاشده روایتی از تنهایی، امید و تلاش برای رهایی از قیدوبندهای گذشته است؛ جایی که هر تصمیم میتواند سرنوشت همه را تغییر دهد.
خلاصه داستان: هفت سال پس از درگذشت همسرش، «شیگهارو» که اکنون یک مرد بیوه است، از یکی از همکارانش برای پیدا کردن همسر جدید مشورت میگیرد. آنها با سوءاستفاده از موقعیتشان در یک شرکت فیلمسازی، تصمیم میگیرند یک آزمون بازیگری ترتیب دهند. در جریان مصاحبه با زنان مختلف، شیگهارو مجذوب زنی آرام به نام «آسامی» میشود. اما خیلی زود همهچیز رنگ و بوی عجیبی به خود میگیرد، چرا که آسامی آن کسی نیست که نشان میدهد...