خلاصه داستان: در حالی که تا گردن در بدهی فرو رفتهاند، دو برادر نقشهای میکشند تا با فریب یک وارث ثروتمند، خانهشان در ناپل را نجات دهند اما عشق ناخواسته، خیلی زود همه چیز را پیچیده میکند.
خلاصه داستان: در کپنهاگ پس از جنگ جهانی اول، کارن جوان که باردار و بیخانمان است، در جستجوی سرپناه به پیرزنی مرموز به نام دگمار پناه میبرد. دگمار یک مرکز زیرزمینی فرزندخواندگی اداره میکند و کارن را به عنوان کمک به کار میگیرد. به تدریج پیوندی عمیق میان آن دو شکل میگیرد، اما با ورود شوهر سابق کارن و کشف رازی هولناک، زندگی همه دگرگون میشود. فیلم بر اساس یک داستان واقعی، به موضوعات فقر، رازهای تاریک و اخلاق در جامعه پس از جنگ میپردازد.
خلاصه داستان: یک درمانگر روشنبین، در حالی که تلاش میکند دختربچهای را نجات دهد که معتقد است موجودی شیطانی از او تغذیه میکند، با شیاطین درونی خودش روبهرو میشود.
خلاصه داستان: یک خوشگذران برای بهدست آوردن ارثیهاش، نمایشی از یک برنامهی همسریابی به راه میاندازد تا آخرین وصیت پدرش را اجرا کند: اینکه پسرش با زیباترین دختر جهان ازدواج کند.
خلاصه داستان: جیمی و اورلی زوج جوانی هستند که با شنیدن خبر بارداری غیرمنتظره، زندگیشان زیر و رو میشود. در حالی که هنوز در شوک این اتفاق هستند، ناخواسته و به شکلی کاملاً تصادفی، جرقه آغاز یک تهاجم تمامعیار بیگانگان را در شهر کوچکشان میزنند. حالا این زوج که خودشان تازه باید زندگی مشترکشان را شکل دهند، باید در میان هرج و مرج و موجودات فضایی، راهی برای نجات یکدیگر، شهرشان و در نهایت تمام کهکشان پیدا کنند. آنها در این مسیر پرماجرا و پر از لحظات کمدی، یاد میگیرند که معنای واقعی همکاری و عشق چیست و چگونه میتوانند با وجود تمام تفاوتها، در کنار هم بمانند.
خلاصه داستان: اولیویا، خبرنگاری اهل نیویورک، وقتی خبردار میشود که خواهرش مارلا باردار است، به ترکیه سفر میکند. مارلا بهتازگی رابطهای را تمام کرده، اما تصمیم میگیرد بچه را نگه دارد — و درست از همان زمان، اتفاقات شومی شروع به رخ دادن میکنند. اولیویا درگیر ماجراهایی میشود که ریشه در باورها و آیینهای کهن دارد و پای یک نیروی مرموز به زندگیشان باز میشود. او باید میان عقل و خرافه، و میان محبت خواهرانه و ترس از ناشناختهها، راهی برای نجات خانواده پیدا کند.