خلاصه داستان: چهار فرد نامتجانس که هر یک با مشکلات عادی زندگی دستوپنجه نرم میکنند، ناگهان از طریق پورتالی مرموز وارد دنیای آندرورلد میشوند؛ سرزمینی عجیب و مکعبی که با نیروی تخیل زنده است. برای بازگشت به خانه، آنها باید این دنیا را بشناسند و در سفری جادویی همراه با استیو، یک سازنده خبره و غیرمنتظره، مهارتهای لازم را فرا بگیرند. آنها در این مسیر با موجودات عجیب روبهرو میشوند، دوستیهای تازهای میسازند و یاد میگیرند که خلاقیت و همکاری کلید اصلی بقا و بازگشت به دنیای واقعی است.
خلاصه داستان: وندی دارلینگ برای نجات برادرش مایکل از چنگال پیتر پنِ شرور، که قصد دارد او را به ناکجاآباد بفرستد، دست به کار میشود. در این مسیر با تینکربلِ دیوانهای روبهرو میشود که به چیزی که فکر میکند گرد جادویی پریان است، معتاد شده است.
خلاصه داستان: زندگی کارل، کتابفروش دورهگرد، مثل ساعت دقیق و منظم پیش میرود: هر روز از خانهای به خانه دیگر میرود و برای چند مشتری وفادارش کتاب میبرد. او سلیقهی هرکدام را میداند و با دقت داستانی را انتخاب میکند که دقیقاً مناسب آنها باشد. اما این زندگی منظم و پیشبینیپذیر، با ورود دختربچهای شاد و ۹ ساله به نام شاشا، به هم میریزد. شاشا با کنجکاوی و انرژی بیپایانش، کارل را وارد ماجراهایی میکند که او هرگز تصورش را نمیکرد. او کارل را وادار میکند با گذشتهاش روبهرو شود و معنای واقعی دوستی و ارتباط را دوباره کشف کند. این آشنایی نهتنها زندگی کارل، بلکه زندگی همهی اهالی محله را دستخوش تغییر میکند.
خلاصه داستان: در حالی که امپراتوری مغول به رهبری چنگیزخان به سوی غرب یورش میبرد تا سلسلهٔ جین را از میان بردارد، نگاهها به سلسلهٔ سونگ دوخته میشود. درون مرزهای سونگ، مکاتب گوناگون هنرهای رزمی درگیر کشمکشهای داخلیاند و هر کدام در پی کسب قدرت و برتری. در این میان، گوا جینگ، جوانی با ریشههای دشتهای مرکزی، با تکیه بر شجاعت و وفاداری، تلاش میکند تا جنگجویان پراکنده را متحد کند. او در برابر تهدید عظیم مغول، به دفاع از شهر شیانگیانگ برمیخیزد و آزمون بزرگ خود را در نبردی برای میهن و مردمش رقم میزند. داستان، روایتی از رشادت، دوستی و گذر از آزمونهای سخت است که در پسزمینهای از تاریخ و هنرهای رزمی روایت میشود.
خلاصه داستان: آبریل، زنی مصمم، برای نجات مزرعه خانوادگیاش از چنگ یک سرمایهگذار بیرحم، به آرژانتین سفر میکند. او در آنجا با نامزد سابقش، که حالا وکیل و رقیب اوست، روبهرو میشود. تهدیدهای بیرونی و توطئههای پنهان، مزرعه را در آستانه نابودی قرار میدهد و آبریل و نامزد سابقش را ناگزیر به همکاری با یکدیگر میکند. در دل این اتحاد اجباری، خاطرات و احساسات دیرینه دوباره زنده میشوند. آنها در حالی که برای حفظ مزرعه و آیندهشان میجنگند، شعله عشقی را که سالها پیش خاموش شده بود، دوباره در قلب خود روشن مییابند. اما آیا میتوانند بر اختلافات گذشته فائق آیند و در برابر دشمن مشترک پیروز شوند؟
خلاصه داستان: داستان در دهه ۱۹۲۰ در تیانجین، شمال چین میگذرد و بر رقابت میان پسر یک استاد هنرهای رزمی و برجستهترین شاگرد او تمرکز دارد. پس از مرگ استاد پیر، این دو برای به دست آوردن کنترل آکادمی مشهور هنرهای رزمی او روبهروی هم قرار میگیرند. اما به جای رعایت قانون حل اختلافات پشت درهای بسته، جنگ خود را به خیابانها میبرند.