خلاصه داستان: دیوید، استاد جوان دانشگاه، و همسر باردارش لوسی پس از تحمل چند دوره دشوار باروری، سرانجام به خانهای قدیمی و دورافتاده در محوطه دانشگاه نقل مکان میکنند تا زندگی تازهای را آغاز کنند. اما آرامش این خانه دوام چندانی ندارد؛ چراکه در گوشهای از آن، یک موجود شیطانی و باستانی در کمین است. با ورود به زیرزمین متروکه، دیوید بهطور ناخواسته نیرویی مرگبار و خبیث را از بند آزاد میکند که با هویت جدیدش، ذهن و روح خانواده را تسخیر میکند. این نیروی مخرب برای رسیدن به اهداف شوم خود، از ضعفها و رازهای پنهان افراد سوءاستفاده میکند و زندگی دیوید و لوسی را به کابوسی وحشتناک تبدیل میکند. آنها باید پیش از آنکه خیلی دیر شود، حقیقت پشت این حضور شیطانی را کشف کرده و راهی برای نابودی آن بیابند.
خلاصه داستان: سوزی سلمون، دختر چهاردهسالهای که در سال ۱۹۷۳ در حومه پنسیلوانیا زندگی میکند، به طرز فجیعی به قتل میرسد. او پس از مرگ در فضایی میانزمین و بهشت گرفتار میشود و از آنجا به زندگی خانواده و دوستانش نظاره میکند. سوزی در حالی که شاهد فروپاشی تدریجی پدر، مادر و خواهر و برادرش است، با احساسات پیچیدهای از خشم، دلتنگي و میل به عدالت دست و پنجه نرم میکند. او باید میان عطش انتقام و آرزوی آرامش برای عزیزانش تعادل برقرار کند و سرانجام راهی برای رها کردن خود و خانوادهاش از بند تراژدی بیابد. این روایت با در هم آمیختن عناصر فانتزی و درام، به کاوش در مفاهیم فقدان، سوگ، بخشش و امید میپردازد.
خلاصه داستان: مادری مجرد، ساعتهای طولانی در روز کار میکند تا بتواند دختر بیمار خود را در بیمارستان نگه دارد. روزی، مردی مرموز به درِ خانهاش میآید و به او پیشنهاد میدهد که در ازای مبلغی قابلتوجه، در ترجمهی یک کتاب باستانی همکاری کند. او که برای تأمین هزینههای درمان دخترش ناامید است، پیشنهاد را میپذیرد و وارد دنیایی میشود که در آن مرز میان واقعیت و خرافات کمرنگ میشود. با پیش رفتن داستان، او درمییابد که این کتاب فقط یک متن قدیمی نیست، بلکه کلید رازی است که میتواند زندگی او و دخترش را برای همیشه تغییر دهد. این همکاری مرموز او را با خطراتی روبهرو میکند که هرگز تصورش را نمیکرد و او باید میان نجات دخترش و فرار از این ماجرای خطرناک یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: سه فیلمساز جوان برای ساخت یک مستند دربارهی شیوع مرموز طاعون، به روستایی دورافتاده سفر میکنند. دولت این منطقه را منطقهای ممنوعه اعلام کرده و شایعاتی در حال پخش است مبنی بر اینکه این بیماری ریشه در یک نیروی شیطانی باستانی دارد. گروه فیلمبرداری تمام تلاش خود را میکند تا حقیقت را کشف کند، اما هرچه بیشتر پیش میروند، نشانههای ترسناکی از حضور یک موجود فراطبیعی میبینند. آنها به تدریج متوجه میشوند که طاعون فقط یک بیماری نیست و ممکن است در دام یک توطئهی شیطانی گرفتار شده باشند. در حالی که اعتماد میان اعضای گروه از بین میرود، آنها باید برای زنده ماندن و یافتن راهی برای خروج از این کابوس بجنگند. تنش و دلهره در هر لحظه بیشتر میشود و هر کدام از آنها باید با ترسهای درونی خود روبهرو شوند.
خلاصه داستان: نائومی، زن جوانی است که خودرواش از جاده منحرف شده و درون یک گودال میافتد و او را در منطقهای دورافتاده گرفتار میکند؛ جایی که حتی موبایلش آنتن نمیدهد. در همین هنگام، یک راننده یدککش بهطرزی مرموز ظاهر میشود، اما بهجای کمک، نائومی را به قربانی بعدی خود تبدیل میکند. او باید با استفاده از هوش و ارادهاش از چنگال این قاتل فرار کند و برای زنده ماندن بجنگد. هر قدم او را به راز تاریکی نزدیکتر میکند و مشخص میشود این نقشه از قبل طراحی شده است.
خلاصه داستان: «شب هشتم» داستان راهبی را روایت میکند که با تسبیحی در یک دست و تبری در دست دیگر، در جستجوی روحی هزارساله است. این روح که «شیطانِ سرخ» نام دارد، هر ۵۰۰ سال یک بار با پایان گرفتن مهر و موم باستانی خود بیدار میشود و انسانها را تسخیر میکند. با نزدیک شدن به شب هشتم، راهب و همراهانش باید پیش از آنکه روح به قدرت کامل برسد، راهی برای بازگرداندن آن به زندان ابدی بیابند. در این میان، افرادی با گذشتههای تاریک و گناهان پنهان، هدف آسان این موجود میشوند و هرجومرجی شهر را فرا میگیرد.