خلاصه داستان: در تاریخ ۸ ژانویهٔ ۲۰۱۵، مردی با یک چتر سیاه در ساعت ۳:۳۸ بامداد وارد خانهای در شمارهٔ ۸۱۸ خیابان هیلتاپ شد و دست به قتل دو نفر زد. تحقیقات بعدی ثابت کرد که بعضی قتلها بهتر است هرگز حل نشوند. این رویداد مرموز، سرآغاز روایتی تاریک و معمایی است که در آن حقیقت در لایههایی از ابهام و راز پیچیده شده است. فیلم «مردی با چتر سیاه» داستان تلاش برای کشف هویت این مرد و انگیزههای اوست؛ کاوشی در تاریکیهای روح انسانی و عواقب پنهان کاری که نباید فاش میشد.
خلاصه داستان: دو دهه پس از رویدادهای هولناک در «جاتیجاجر»، روح خبیث «جین امالصبیان» بار دیگر سر برمیآورد؛ این بار در روستای «گیریتیرتو». پس از مشاجرهای داغ که به دنبال یک مسابقه فوتبال میان کودکان رخ میدهد، آنها ناآگاهانه در هنگام غروب، نفرینی باستانی را بیدار میکنند و وحشت از نو آغاز میشود. تسخیر ارواح، رازهای تاریک و تلاش برای نجات، محور اصلی این فیلم ترسناک اندونزیایی است.
خلاصه داستان: در دنیایی تاریک و پر از جادو، گروهی از شش یاغیِ بیعرضه و طردشده برای انجام یک سرقت جسورانه دور هم جمع میشوند. اما این مأموریت غیرممکن به نظر میرسد، زیرا آنها باید به یکدیگر اعتماد کنند، چیزی که هرگز در زندگیشان انجام ندادهاند. در این میان، یک ویچرِ از رده خارج که روزگاری قهرمان بوده، به آنها میپیوندد. این اتحاد غیرمنتظره، آنها را در مسیری پر از خطر، خیانت و نبردهای مرگبار قرار میدهد. آیا این گروه ناهماهنگ میتوانند بر اختلافات خود غلبه کنند و سرقت را به سرانجام برسانند؟ «موشها: داستان یک ویچر» روایتی از اعتماد، بقا و قهرمانیهای ناخواسته در دنیایی است که هیچکس به کسی رحم نمیکند.
خلاصه داستان: در آیندهای نزدیک، دولت اسپانیا قصد دارد سیستم قضایی را با نرمافزار هوش مصنوعی خودکار و غیرسیاسی کند. کارمن کوستا، قاضی برجستهای که برای ارزیابی این سیستم دعوت شده، با مرگ مرموز خالق نرمافزار مواجه میشود. او درمییابد که جانش در خطر است و باید با منافع قدرتمندی که در بالاترین سطوح دولت بازی میکنند، مقابله کند. این درام هیجانانگیز علمی-تخیلی، پرسشهای عمیقی درباره عدالت، فناوری و اخلاق مطرح میکند.
خلاصه داستان: زوج جوانی به نام کیتلین و میگل بارت، پس از تولد دومین فرزندشان، به کمک یک پرستار کودک نیاز پیدا میکنند. پِی، زنی جوان و به ظاهر مهربان، برای این کار استخدام میشود. اما پِی در حقیقت هویت واقعی خود را پنهان کرده و نقشهای شوم در سر دارد. او به تدریج به زندگی خانواده بارت نفوذ میکند و تلاش میکند جایگاه همسر و مادر را در این خانه تصاحب کند. کیتلین که به دلیل بیماری، توانایی جسمی خود را تا حدی از دست داده، در ابتدا از پِی سپاسگزار است و به او اعتماد میکند. اما با گذشت زمان، رفتارهای مشکوک و اتفاقات عجیب در خانه، شک و تردید را در دل کیتلین ایجاد میکند. او در تلاش است تا راز تاریک پِی را کشف کند، اما هر بار که به حقیقت نزدیک میشود، خطری جدی تر او و خانوادهاش را تهدید میکند.
خلاصه داستان: در جهانی که پس از بحرانهای اقلیمی شکل گرفته، جامعهای آرمانگرا تلاش میکند زندگی را به شیوهای بهینه و برنامهریزیشده مدیریت کند. در این میان، فرزندآوری دیگر یک انتخاب شخصی نیست و برای تضمین آینده، زوجها باید صلاحیت خود را برای والد شدن ثابت کنند. یک زوج موفق که در آستانه این آزمون بزرگ قرار دارند، باید طی هفت روز زیر نظر یک ارزیاب رسمی، تحت بررسیهای دقیق و غیرمنتظرهای قرار بگیرند. این فرایند که قرار است آرامش و نظم را به جامعه بازگرداند، بهتدریج مرزهای خصوصی و عمومی زندگی آنها را در هم میآمیزد و پرسشهای عمیقی درباره معیارهای اخلاقی، عشق و کنترل اجتماعی مطرح میکند. آیا آنها میتوانند از این آزمون سخت سربلند بیرون بیایند؟