خلاصه داستان: مایک، یک کارتنخواب بیخانمان در لندن، در تلاش برای تغییر زندگیاش، در چرخهای از خودویرانگری گرفتار شده است. در طول مسیر، او با فرصتهای غیرمنتظرهای برای شروعی تازه روبرو میشود.
خلاصه داستان: در یک بعدازظهر دلپذیر، الن و پاول در حال برگزاری جشن بیست و پنجمین سالگرد ازدواج خود هستند که پسرشان دوست دختر جدیدش را به آنها معرفی میکند. این آشنایی که در ابتدا بیآزار به نظر میرسد، به تدریج رازهای پنهان خانواده را برملا میکند. دوست دختر جدید، لیز، دانشجوی سابق الن است که چند سال قبل به دلیل انتقاد الن از ایدئولوژی رادیکالش دانشگاه را ترک کرده بود. بازگشت ناگهانی لیز به زندگی این خانواده، تنشها و درگیریهای قدیمی را زنده میکند. الن که حالا با گذشتهای که سعی در فراموشی آن داشت روبهرو میشود، باید با پیامدهای تصمیمات قبلی خود کنار بیاید. این ملاقات ساده، آغازگر فروپاشی آرام اما ویرانگر این خانواده به ظاهر خوشبخت است.
خلاصه داستان: «کله بخیه» اولین موجودی است که توسط پروفسور دیوانه اراسموس تقریباً زنده شده است. در سالهای پس از آن، او به دایه حیوانات وحشیِ رو به رشدِ ارباب تبدیل شده که مورد بیمهری قرار گرفتهاند و وظیفه دارد به آنها بیاموزد که «هیولای درون» خود را سرکوب کنند و در قلعه - دور از چشمان کنجکاو و انگشتان چنگالمانندِ اراذل و اوباش روستا در دره پایین - پنهان شوند. اما وقتی مدیر کثیف سیرک، فولبرت فریکفایندر، از راه میرسد و به «کله بخیه» نقشی کلیدی در نمایش عجیب و غریبش پیشنهاد میدهد، قهرمان ما با وعده عشق و پذیرش وسوسه میشود.
خلاصه داستان: کیت و اورت، زوجی که به تازگی از هم جدا شدهاند، تصمیم میگیرند برای آخرین بار یک کریسمس خانوادگی را با هم برگزار کنند تا جدایی خود را به شکلی دوستانه به فرزندانشان اعلام کنند. اما حضور در کنار هم و یادآوری خاطرات شیرین گذشته، احساسات قدیمی را دوباره زنده میکند و برنامههای آنها برای یک جدایی ساده را پیچیده میکند. در این میان، اتفاقات غیرمنتظره و موقعیتهای خندهدار، آنها را در مسیری قرار میدهد که باید تصمیم بگیرند آیا واقعاً میخواهند از هم جدا شوند یا اینکه عشق هنوز هم میتواند راهی برای بازگشت پیدا کند.
خلاصه داستان: در جزیرهای آفتابی که دو گروه از خرناسها در آن زندگی میکنند، جدایی و برتریطلبی بر اساس ستارههای روی شکمشان ریشه دوانده است. اما ماجرای دوستی غیرمنتظره بین دو جوان از دو گروه، پرده از پوچی این تبعیض برمیدارد. در این مجموعه ویژه موزیکال شیرین برگرفته از داستان محبوب دکتر سوس، خرناسها با سفر به اعماق دریا و رویارویی با موجودات عجیب، معنای واقعی پذیرش و همدلی را کشف میکنند. این انیمیشن با آهنگهای شاد و شخصیتهای دوستداشتنی، پیامی timeless درباره برابری و دوستی را برای کودکان و خانوادهها به نمایش میگذارد و نشان میدهد که تفاوتهای ظاهری هرگز نباید ما را از هم جدا کند.
خلاصه داستان: دن مورگان، قاتل سابق که حالا زندگی آرامی را با همسر و فرزندانش سپری میکند، برای تعطیلات کریسمس برنامهای ساده دارد: خوش گذراندن با خانواده. اما وقتی دخترش نقشههای خودش را برای سفر دارد، دن تصمیم میگیرد همه را به لندن ببرد. این سفر که قرار بود خاطرهای خوش بسازد، به سرعت به یک ماجرای پرخطر تبدیل میشود؛ زیرا یک دشمن غیرمنتظره آنها را زیر نظر گرفته و زندگی آرام خانواده مورگان را تهدید میکند. حالا دن باید گذشته پرتلاطم خود را با مسئولیتهای پدرانهاش هماهنگ کند تا از خانوادهاش در برابر این تهدید محافظت کند.