خلاصه داستان: یک سال از کابوس ماورایی در پیتزای فردی فزبیر گذشته است و اکنون داستانهایی که دربارهی آن اتفاقات نقل میشوند، به افسانهای محلی و اغراقآمیز تبدیل شده و الهامبخش نخستین «فَزفِست» شهر شدهاند. در حالی که حقیقت از ابی پنهان نگه داشته شده، او پنهانی از خانه بیرون میزند تا دوباره با فردی، بانی، چیکا و فاکسی ارتباط برقرار کند؛ و همین کار زنجیرهای هولناک از رویدادها را رقم میزند که رازهای تاریک مربوط به ریشهی واقعی پیتزای فردی را فاش کرده و وحشتی را آزاد میکند که دههها در خفا پنهان بوده است.
خلاصه داستان: لو کونگون، رماننویس ناامید، در پایینترین نقطه زندگی خود تصمیم میگیرد رمان ناتمامش «خداکُش» را نابود کند. اما در جهان داستان، قهرمان رمان برای تغییر سرنوشت محتوم خود، سفری پرمخاطره را آغاز میکند. در این میان، مرز میان خیال و واقعیت در هم میآمیزد و لو کونگون درگیر نبردی میشود که سرنوشت هر دو جهان را رقم میزند. او باید میان نابودی خلقت خود و پذیرفتن عواقب آن یکی را برگزیند؛ سفری طولانی که او را به درون اعماق تخیل و حقیقت میبرد.
خلاصه داستان: سالها سرزمین آلتره شاهد صلحی ناپایدار میان انسانها، الفها و موجوداتی بوده است که به اژدهای افسانهای سیاه وفادارند. اما وقتی اژدها از خواب زمستانی خود بیدار میشود و سپاهی از این موجودات را برای آغاز جنگ بسیج میکند، گروهی کوچک از انسانها و الفها متحد میشوند تا در جستوجوی راهی پنهان به سوی لانهٔ اژدها برآیند. در این میان، شکارچی جوانی به نام لمبرت که رؤیای قهرمان شدن را در سر میپروراند، ناخواسته وارد ماجرایی بزرگ میشود. او همراه با دوستانش، آرژنت و رنجر، و با راهنمایی مرموز یک الف به نام لیا، باید بر ترسهای خود غلبه کند و نقشی سرنوشتساز در نبرد پیش رو ایفا نماید. سفری پر از خطر و کشف حقیقت، آنها را به قلب توطئهای میکشاند که سرنوشت تمام قلمرو را تغییر خواهد داد.
خلاصه داستان: ساموئل، روزنامهنگار میانسال، بههمراه آوا، کارآموز جوان و دخترش، برای مجلهشان پروندهٔ قتل دختری جوان را پوشش میدهند. در جریان تحقیق، آنها به شباهتهای نگرانکنندهای میان این قتل و قتل زن دیگری پی میبرند. هرچه deeper میروند، رازهای تاریکی از جامعه و روابط انسانی آشکار میشود. این درام معمایی با بازی استفان کرپون، پائول حامی، سامی بواجیله و مالوری وانِک، به کارگردانی پیتر دورونتزیس، روایتی تأملبرانگیز از عدالت و حقیقت ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در دوران سلطنت خاندان کادامبا، شاه ویجایندرا، حاکم سرزمین فئودالی خیالی بانگرا، هنگام ورود به جنگل عرفانی کانتارا به سرنوشت نهایی خود میرسد. پسرش راجاشکارا با مشاهده این رویداد، مرزهای قلمرو خود را مهر و موم میکند. بعدها، شاهزاده کولاشکارا با قتلعامی وحشیانه، آنها را دوباره باز میکند. شخصیت اصلی داستان، برم، در جستجوی رفاه، از این مرز عبور میکند و درگیری ایمان، قدرت و سرنوشت را بین پادشاهی و طبیعت شعلهور میسازد. او باید با باورهای کهن و نیروهای طبیعت روبرو شود و مسیر خود را در میان اسطورهها و واقعیتهای تلخ پیدا کند.
خلاصه داستان: پس از وقایع انیمیشن «یخزده»، آنا و السا میخواهند در آرندل زندگی جدیدی را آغاز کنند و قلعه را کمی راحتتر کنند. در حالی که آنها برای رهایی از محدودیتهای سنت تلاش میکنند، دوک وسلتون برنامههای دیگری برای خانه محبوبشان در کنار گلهای از پافینهای ترسناک دارد. این ماجرای کوتاه و کمیک، شخصیتهای محبوب را در قالبی تازه و با طنز لگو به تصویر میکشد.