خلاصه داستان: آرینی به همراه خانوادهاش برای آغاز زندگیای تازه به شهری کوچک نقل مکان میکند. اما به زودی در یک انبار متروکه، آینهای باستانی و مرموز پیدا میکنند که گویی نیرویی شوم در آن نهفته است. با کشف این آینه، رویدادهای وحشتناکی یکی پس از دیگری رخ میدهد و آرامش خانواده به کابوسی بیپایان تبدیل میشود. آرینی باید راز این آینه را کشف کند و با نیروهای ماورایی که تهدیدش میکنند مقابله کند. او در این مسیر با حقایق تلخی از گذشته روبهرو میشود و باید برای نجات خانوادهاش با ترسهای درونیاش دست و پنجه نرم کند.
خلاصه داستان: خانوادهای برای جمعآوری وسایل خانه به حاشیه جنگل میروند، اما ناگهان لاید کوچک ناپدید میشود. در همین حین، آتشسوزی مهیبی در جنگل شعله میکشد و مادرش با درک خطر، تلاش میکند پیش از رسیدن شعلهها او را پیدا کند. مسیر پر از دود، ترس و موانع است و هر ثانیه تأخیر میتواند مرگبار باشد. او باید با تکیه بر عشق مادری و شجاعت، در دل هرجومرج آتش، به دنبال فرزندش بگردد. این جستوجوی نفسگیر، مرز میان امید و ناامیدی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: امید یک زن به یافتن درمانی معجزهآسا، زمانی به کابوسی هولناک تبدیل میشود که با روح انتقامجوی جادوگری نفرینشده روبهرو میشود؛ جادوگری که مصمم است او را به کالبدی برای قدرت شیطانی خود تبدیل کند. این درگیری نفسگیر، مرز میان واقعیت و توهم را در هم میشکند و قهرمان داستان را در مسیری پر از وحشت و ناشناختهها قرار میدهد.
خلاصه داستان: دختری در سیلیکون ولی، در سایهٔ بازگشت موفق استیو جابز به اپل و تأثیر عظیم او بر خیالپردازیها، آرزوها و روابطش، بزرگ شده است. او در دنیایی بزرگ میشود که فناوری و نوآوری، الهامبخش رویاهای اوست، اما در عین حال، پیچیدگیهای روابط انسانی و جستوجوی هویت خودش را نیز تجربه میکند. این فیلم داستانی تأثیرگذار از بلوغ، عشق و یافتن مسیر خود در میان تحولات بزرگ است.
خلاصه داستان: یک رئیسجمهور ایتالیایی که همسرش را از دست داده، در ماههای پایانی دوران ریاستجمهوری خود با بحرانهای اخلاقی روبهرو میشود؛ از جمله درباره قوانین مربوط به اتانازی (مرگ خودخواسته)، عفو قاتلان و همچنین خیانت همسر درگذشتهاش.
خلاصه داستان: در ۹ آوریل ۱۹۴۰، سرهنگ مسن نروژی، بیرگر اریکسن، فرماندهی دژ اسکارسبورگ را بر عهده دارد؛ استحکاماتی که بر تنگه دریایی منتهی به اسلو مسلط است و مسیر هر کشتی مهاجمی را به پایتخت کنترل میکند. در حالی که نیروهای آلمانی با غافلگیری به نروژ حمله میکنند و دفاع کشور به سرعت فرو میپاشد، اریکسن با یک تصمیم سرنوشتساز روبهرو میشود: آیا باید طبق دستور عمل کند و اجازه عبور دهد یا با نافرمانی از فرماندهی، از آخرین خط دفاعی در برابر ناوگان مهاجم محافظت کند. او با وجود تجهیزات قدیمی و نیروهای اندک، دستور شلیک به کشتی جنگی آلمانی را صادر میکند؛ اقدامی که میتواند مسیر جنگ را تغییر دهد. این فیلم روایتی دراماتیک از شجاعت، زیر پا گذاشتن مقررات و میهنپرستی در یکی از بحرانیترین لحظات تاریخ معاصر نروژ ارائه میدهد.