خلاصه داستان: داستان این فیلم درباره دختری به نام الن است که پس از حمله فردی ناشناس نابینا میشود. او که در تلاش است با زندگی جدیدش کنار بیاید، پس از مدتی دچار توهم و اضطرابی میشود که به وحشتی فراگیر تبدیل میشود. الن در آپارتمان خود احساس میکند تحت نظر است و وقایع عجیبی رخ میدهد که او را به شک میاندازد. آیا این توهمات نتیجه آسیب روحی اوست یا تهدیدی واقعی وجود دارد؟ او باید میان واقعیت و خیال تمایز قائل شود و راز تاریکی را که زندگیاش را تهدید میکند کشف کند.
خلاصه داستان: موریس گربهای باهوش و حیلهگر است که با گروهی از موشهای صحرایی که توانایی سخن گفتن دارند، دست به کلاهبرداریهای زیرکانه میزند. آنها با اجرای نمایشی جعلی، مردم شهرهای مختلف را فریب میدهند و از ترس آنها از موش، پول به دست میآورند. اما وقتی به شهر بدبلینتز میرسند، با دختری به نام مالیشیا و رازی تاریک در دل شهر مواجه میشوند. ماجرایی که از یک کلاهبرداری ساده فراتر میرود و موریس و همراهانش را درگیر یک خطر واقعی و یک مأموریت نجات میکند.
خلاصه داستان: با افتتاح پارک تفریحی «حیات وحش» در نزدیکی کوه درخت کاج، ویک، راهنمای تورهای محلی، کسبوکارش را در خطر میبیند. این پارک با دستبندهای جادویی، بازدیدکنندگان را به حیوانات تبدیل میکند و تجربهای بینظیر ارائه میدهد. برای نجات شغلش، ویک به همراه دو خرس بامزه، برایان و بریار، وارد ماجراجویی میشود. آنها در تلاشاند راز دستبندها را کشف کنند و با چالشهای خندهداری روبهرو میشوند. در این مسیر، دوستی و همکاری آنها آزموده میشود و درسهای ارزشمندی درباره طبیعت و انسانها میآموزند. آیا آنها میتوانند تعادل را به کوه بازگردانند و پارک را به مکانی بهتر تبدیل کنند؟
خلاصه داستان: زن و شوهری برای بازسازی و راهاندازی یک کمپ تفریحی به دریاچهای دوردست میروند، اما بهزودی متوجه میشوند که زمین زیر پایشان رازهای تاریکی را در خود پنهان کرده است. ناپدید شدن مرموز یک دختر جوان در بیست سال پیش، هنوز بر منطقه سایه انداخته و بازگشت آن دو به این مکان، گذشتهای دلخراش را زنده میکند. با شروع وقایع وحشتناک، آنها باید با نیروهای وابسته به آن جنایت وحشیانه روبرو شوند و برای بقای خود بجنگند.
خلاصه داستان: نورا و هه سونگ، دو دوست صمیمی دوران کودکی هستند که پس از مهاجرت خانواده نورا از کرهجنوبی از هم جدا میشوند. حال با گذشت 20 سال، نورا و هه سونگ در یک هفته سرنوشتساز دوباره با یکدیگر روبرو شده و مفهوم عشق و سرنوشت را تجربه میکنند…
خلاصه داستان: این فیلم داستان زندگی حسین عطاری (جمشید مشایخی)، بازیگر پیشکسوتی را روایت میکند که سالهاست جلوی دوربین نرفته است. قرار است مراسم تجلیلی برای او برگزار شود، اما هیچکس از محل زندگیاش خبر ندارد. رفقای قدیمی او که مدتیاست به دنبالش هستند، تصمیم میگیرند با کمک نوهاش، او را پیدا کنند. جستوجو برای یافتن حسین، خاطرات گذشته و پیوندهای عمیق دوستی را زنده میکند و هر یک از رفقا با چالشهایی روبهرو میشوند. این جستوجو در نهایت به کشف رازهایی از زندگی حسین و تجدید دیدارهای پراحساس میانجامد.