خلاصه داستان: در آستانه طوفانی بزرگ، حیوانات برای سوار شدن به کشتی نوح فراخوانده میشوند، اما تنها یک جفت از هر گونه مجاز است. وینی، موش شاعری با ترس وحشتناک از صحنه، و تیتو، موش گیتاریستی با استعداد و جذاب، با کمک یک سوسک مبتکر و کمی شانس، مخفیانه راهی کشتی میشوند. در میان تنش میان گوشتخواران و گیاهخواران، این دو دوست تلاش میکنند با موسیقی و اشعار الهامگرفته از وینیسیوس د موراس، فضای کشتی را آرام کنند. آیا آنها میتوانند در ۴۰ روز و ۴۰ شب طوفان، صلح را برقرار کرده و جان خود را نجات دهند؟
خلاصه داستان: کریسمس در پاریس فرا رسیده و همه در حال آماده شدن برای جشنهای خانوادگی هستند. اما آدرین، پسر جوانی که در سایه پدر مشهورش زندگی میکند، قرار است اولین کریسمس را بدون مادرش تجربه کند. او فکر میکند پدرش علاقهای به برگزاری جشن ندارد و این تنهایی او را آزار میدهد. در همین حال، مارینت، دوست و همکلاسی او، که راز بزرگ او را میداند، سعی میکند حال او را خوب کند. اما یک اتفاق غیرمنتظره باعث میشود که یک آکوماتیزه جدید در شهر ظاهر شود و پاریس را تهدید کند. حالا دختر کفشدوزکی و گربه سیاه باید بار دیگر به میدان بیایند تا شهر را نجات دهند و کریسمس را به حالت عادی برگردانند. این ویژهنامه کوتاه، ترکیبی از ماجراجویی، احساسات خانوادگی و لحظات طنز است.
خلاصه داستان: یک تفنگدار دریایی که از ناحیه کمر فلج شده است، با مأموریت ویژهای به قمر پاندورا فرستاده میشود. او در بدو ورود با استفاده از یک بدن آواتار، با موجودات بومی ارتباط برقرار میکند و بهتدریج در یک دوراهی سخت قرار میگیرد: آیا باید از دستورات مافوق خود برای بهرهبرداری از منابع پاندورا اطاعت کند یا از دنیایی که آن را خانه خود میداند، محافظت نماید؟ این سفر او را به کشف ارزشهای تازه و نبرد برای بقا میکشاند.
خلاصه داستان: سه دوست دوران کودکی به نامهای داتو، پینکی و آرجون که مدتهاست یکدیگر را ندیدهاند، برای یک سفر تفریحی به گوا برنامهریزی میکنند. اما در اولین شب اقامت در هتل، آنها به طور تصادفی یک بسته کوکائین که متعلق به یک قاچاقچی خطرناک است را در اتاق خود پیدا میکنند. از آن لحظه به بعد، سفر رویایی آنها به یک کابوس پر از تعقیب و گریز و موقعیتهای خندهدار تبدیل میشود. این فیلم کمدی-درام به کارگردانی کمال کمو، داستانی پر از پیچشهای غیرمنتظره و لحظات طنز را روایت میکند.
خلاصه داستان: برای بیش از یک دهه، اندی و ویکی، پدر و مادر چارلی، در حال فرار بودهاند تا دخترشان را از دست یک آژانس دولتی مخفی به نام «بنیاد» پنهان کنند. بنیاد به دنبال مهار توانایی ماورایی چارلی است: توانایی ایجاد آتش با ذهن. اندی که خودش قدرتهای روانی محدودی دارد، به چارلی آموخته که احساساتش را کنترل کند تا از بروز انفجارهای ناخواسته جلوگیری کند. اما با نزدیک شدن چارلی به یازده سالگی، کنترل این قدرت روزبهروز سختتر میشود. پس از یک حادثه در مدرسه که محل اختفای آنها را لو میدهد، بنیاد مأموری مرموز و بیرحم به نام جان رینبرت را برای دستگیری چارلی میفرستد. حالا خانواده بار دیگر در مسیر فرار قرار میگیرد، اما چارلی که از قدرتش آگاه شده، دیگر نمیخواهد فرار کند. او تصمیم میگیرد برای اولین بار از آتش خود به عنوان سلاح استفاده کند و با کسانی که او را شکار کردهاند مقابله کند.
خلاصه داستان: پس از ربودن دخترش، زارا تمام تلاش خود را برای بازگرداندن او انجام میدهد. با این حال، وقتی او متوجه میشود که توسط رئیس پاتریک، که قبلاً با او معامله کرده است، هدف قرار گرفته، درمییابد که از گذشته پر دردسر او علیهاش استفاده خواهد شد. زارا که برای نجات دخترش باید با هویت قبلی خود روبهرو شود، درگیر نبردی نفسگیر با دشمنان قدیمی و جدید میشود و برای محافظت از خانوادهاش باید از تمام مهارتهای خود استفاده کند.