خلاصه داستان: یک راننده تاکسی با ظاهری عادی، زوج جوانی را سوار میکند و به جای رساندن آنها به مقصد، مسیر را به سمت جادهای دورافتاده و مخوف تغییر میدهد. زوج که ابتدا فکر میکنند با یک سوءتفاهم ساده روبرو هستند، به تدریج متوجه میشوند که راننده انگیزهای مرموز و ترسناک دارد. هر چه مسیر طولانیتر میشود، رازهای تاریکی از گذشته راننده و ارتباط او با مسافرانش آشکار میگردد. آنها باید برای بقا بجنگند و در عین حال پرده از حقیقتی بردارند که زندگی همه آنها را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: تابستانِ نوآ و دوستانش قرار بود پر از بازی و خوشی باشد، اما یک نیروی مرموز و تاریک، آرامش شهر کوچکشان را بر هم میزند. بچهها یکییکی ناپدید میشوند و رازهایی پشت این ماجرا نهفته است. نوآ با کمک یک کارآگاه بازنشسته و مرموز، تصمیم میگیرد حقیقت را کشف کند. در این مسیر پرماجرا، آنها با هیولایی باستانی روبهرو میشوند که خفته به نظر میرسد اما هیچکس نمیداند چه زمانی بیدار خواهد شد. این جستوجوی خطرناک، دوستی، شجاعت و شوخطبعی را در برابر وحشت قرار میدهد. آیا آنها میتوانند قبل از پایان تابستان، شهر را نجات دهند؟
خلاصه داستان: گوردان، سرپاسبان باسابقه و وظیفهشناس، زندگیاش را میان دو دنیای کاملاً متفاوت تقسیم کرده است: از یک سو، نظم و قانون در ایستگاه پلیس و از سوی دیگر، مسئولیتهای طاقتفرسای خانوادهای پرجمعیت و شلوغ. او که به دلیل رفتار آرام و صبورش در محل کار به «بودای خندان» معروف شده، در خانه با چالشهای روزمرهای مواجه است که صبر و حوصله او را به سختی میآزماید. در حالی که گوردان سعی دارد تعادل را میان این دو قلمرو حفظ کند، یک پرونده پیچیده و غیرمنتظره به او محول میشود که آرامش ظاهری او را به هم میریزد. حال او باید با تکیه بر تجربه و خرد خود، هم از پس مأموریت جدید برآید و هم فروپاشی خانوادهاش را مهار کند.
خلاصه داستان: ناندان، مردی ساده و ضعیف از روستایی دورافتاده در جنوب هند، در جامعهای زندگی میکند که طبقات اجتماعی و نابرابریهای عمیق بر همه چیز سایه انداخته است. او که همواره با تحقیر و بیعدالتی مواجه است، تصمیم میگیرد برای تغییر سرنوشت خود و خانوادهاش، پا به سفری پر از دشواری بگذارد. او در این مسیر با شخصیتهایی از طبقات مختلف جامعه روبهرو میشود و هر کدام به نوعی دیدگاه او را نسبت به زندگی و عدالت تغییر میدهند. ناندان برای رسیدن به جایگاه واقعی خود، مجبور است با سنتهای کهنه، تبعیضهای اجتماعی و قدرتهای محلی مبارزه کند. داستان او روایتی از تلاش، امید و ارادهای است که برای شکستن قفسهای ساختهشده توسط جامعه، ریشههای خود را فراموش نمیکند.
خلاصه داستان: این فیلم روایتی است از زندگی آناند دیگهی، رهبر برجسته سیاسی و اجتماعی ایالت مهاراشترا هند. مردی که با ارادهای استوار و قلبی آکنده از عشق به مردم، به یکی از چهرههای کلیدی حزب شیوسنا تبدیل شد و در منطقه تانه تأثیری ماندگار بر جای گذاشت. او که با تعهد بینظیر خود به خدمات اجتماعی شناخته میشد، به حامی مردم و صدایی برای بیصداها بدل گشت. داستان، سرگذشت پر فراز و نشیب مردی را بازگو میکند که آرمانهایش مرزهای سیاست را درنوردید و ردپایی جاودانه در دل مردم برجای گذاشت.
خلاصه داستان: جغد کوچکی به نام مون در آستانه کریسمس در شهر نیویورک گم میشود و با دختری کوچک و تنها به نام میا آشنا میشود. آنها با وجود تفاوتهایشان، با هم سفری غیرمنتظره را آغاز میکنند تا راه خانه را پیدا کنند. در این مسیر، با شخصیتهای گوناگونی روبرو میشوند که هرکدام درسهایی از مهربانی و امید به آنها میآموزند. این داستان گرم و لطیف، درباره دوستی، خانواده و معنی واقعی کریسمس است.