خلاصه داستان: موریس، ۱۷۵۹. جزیرهای زیر سلطه استعمار فرانسه که مزارع نیشکر آن با کار اجباری بردگان آفریقایی تبعیدی میچرخد. ماسامبا، بردهای میانسال و خسته، پس از سالها تحمل، تسلیم سرنوشت شده و فقط برای بقای خود و دخترش ماتی تلاش میکند. اما ماتی ۱۶ ساله برخلاف پدر، روحیهای سرکش دارد و نمیخواهد زندگیاش را در سایه ظلم و بردگی بپذیرد. وقتی خشونت اربابان فرانسوی از حدی میگذرد و زندگی اهالی روستا را بیش از پیش تهدید میکند، ماتی تصمیمی جسورانه میگیرد که آرامش شکننده آنها را به هم میریزد. این تصمیم، پدر و دختر را وارد مسیری پرمخاطره میکند؛ فراری که در دل جنگلها و کوهستانهای موریس آغاز میشود و آنها را با واقعیتهای تازهای از آزادی، امید و بهای سنگین آن روبهرو میسازد. در این مسیر، ماسامبا باید میان ترس دیرینه و عشق پدرانهاش به ماتی، یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: آنامیکا، دختر جوانی از یک خانواده با پیشینه چندفرهنگی، پس از سالها دوری به خانه کودکیاش بازمیگردد تا از مادر جدا شدهاش، سادانا، که به زوال عقل مبتلا شده، مراقبت کند. او در محلهای قدم میگذارد که خاطرات مبهمی از آن دارد و با زنی روبهرو میشود که گاهی او را به یاد نمیآورد. این بازگشت، گذشتهای را که آنامیکا سعی در فراموشی آن داشت، دوباره زنده میکند. رابطه مادر و دختر در میان فراموشیهای سادانا و سرزنشهای پنهان آنامیکا شکل تازهای به خود میگیرد. فیلم «ماهی قرمز» روایتی لطیف از عشق، بخشش و پیوندهای خانوادگی است که مرز میان خاطره و واقعیت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: آوری و لوگان دو سال پیش با هم قرار میگذاشتند، اما رابطهشان به شکلی ناخوشایند به پایان رسید. حالا هر دو با شرکای جدید خود وارد یک رابطه جدی شدهاند و برای اولین بار قرار است کریسمس را با خانوادههایشان بگذرانند. اما وقتی متوجه میشوند که شریکهای جدیدشان خواهر و برادر هستند و قرار است هر دو در یک خانه کریسمس را جشن بگیرند، مجبور میشوند یک هفته را زیر یک سقف بگذرانند. آنها در حالی که باید گذشته عاشقانه خود را پنهان کنند، با موقعیتهای خندهدار و پرتنشی مواجه میشوند.
خلاصه داستان: ماریا، زنی چهلساله و مادر چهار فرزند، در تلاش است تا میان زندگی خانوادگی و شغلی پرتنش خود تعادل برقرار کند. همسر دومش، زیگموند، به دلیل شغلی که دارد مدام در سفر است و همین فاصلهها، شکاف عاطفی میان آنها را عمیقتر میکند. با افزایش فشارهای ناشی از انتظارات متضاد، رابطهشان به تدریج از هم میپاشد و ماریا ناگزیر با واقعیتهای تلخی درباره خود و انتخابهایش روبهرو میشود. فیلم دوست داشتنی روایتی صمیمی و بیپرده از پیچیدگیهای عشق، هویت و پذیرش مسئولیت است.
خلاصه داستان: در کرالای جنوب هند، خانوادهای آرام درگیر تحقیقات پلیس درباره ناپدید شدن مرموز چند گردشگر میشود. رازهای پنهان و دروغهای خانوادگی کمکم برملا میشود و هر یک از اعضای خانواده در هالهای از ابهام فرو میروند. کارآگاه پرونده با کنار هم چیدن سرنخهای پراکنده، به خانه این خانواده و باغ پر از گل کاغذی آن میرسد؛ جایی که به نظر میرسد پاسخ بسیاری از پرسشها در آن دفن شده است. فیلم با فضاسازی تعلیقی، مخاطب را به دل یک معمای پیچیده میبرد و لایههای پنهان شخصیتها را یکییکی آشکار میکند.
خلاصه داستان: وقتی قاتل زنجیرهای مرموزی به نام «قاتل چشمهای قلبی» در سیاتل، زوجهای عاشق را در شب ولنتاین به قتل میرساند، دو همکار که شب تعطیل را برای اضافهکاری در محل کار ماندهاند، به اشتباه هدف این قاتل قرار میگیرند. آنها که هیچ رابطه عاشقانهای با هم ندارند، حالا باید در حالی که برای نجات جانشان فرار میکنند، نقش یک زوج عاشق را بازی کنند. این سوءتفاهم مرگبار، آنها را در یک شب پر از تعقیب و گریز، تنش و موقعیتهای کمدی قرار میدهد و آنها را مجبور میکند برای بقا به یکدیگر اعتماد کنند.