خلاصه داستان: وقتی یک سرقت مواد مخدر به شکلی مرگبار از کنترل خارج میشود، یک پلیس خسته و دلزده برای نجات پسر یک سیاستمدار، راه خود را از میان دنیای جنایتکاران یک شهر فاسد باز میکند.
خلاصه داستان: وقتی تحتتعقیبترین مرد آمریکا در شهری کوچک در ایالت کنتاکی ظاهر میشود، گذشتهی خشونتبارش ــ به همراه گروهی خونخواه که بهدنبال انتقام و پاداشی هنگفت هستند ــ خیلی زود خودش را نشان میدهد. در حالی که برادران در برابر هم قرار میگیرند و گلولهها شهر را به ویرانی میکشانند، این تفنگکش برقآسا دشمنانش را وادار میکند بهای سنگینی برای طمعشان بپردازند.
خلاصه داستان: سپتامبر و جولای، دو خواهر نوجوان، پیوندی عمیق و ویژه با یکدیگر دارند. آنها با زبانی رمزآلود با هم صحبت میکنند و دنیای بیرون را از خود دور نگه میدارند. پس از آنکه سپتامبر از مدرسه تعلیق میشود، مادرشان آنها را به خانهای دورافتاده در سواحل ایرلند میبرد؛ جایی که آرامش ظاهری بهتدریج جای خود را به تنشی خاموش میدهد. جولای، خواهر کوچکتر، در این محیط جدید کمکم در برابر سلطهی هرچه خشنتر سپتامبر مقاومت میکند و مرزهای این رابطهی وابستهی عاطفی و وسواسگونه را به چالش میکشد. فیلم «سپتمبر میگه» با نگاهی روانشناختی، لایههای پنهان رقابت، عشق و کنترل را در یک خانوادهی بهظاهر عادی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در دل روستاهای آمریکا، جایی که نسلها به کشت و کار و دامداری مشغول بودهاند، یک دامدار پیر و نوهاش با بحران مالی و تهدید مصادره مزرعهشان روبهرو میشوند. آنها که به هیچ راه نجاتی جز شانس و عشق به تیم فوتبال محلیشان «گرین بی پکرز» امید ندارند، تصمیم میگیرند همه چیز را در یک قمار بزرگ به خطر بیندازند. این فیلم داستانی احساسی درباره خانواده، سنت و امید در برابر ناملایمات است.
خلاصه داستان: در آستانهٔ سیزده سالگی، بتی فِلاد، موسیقیدان نوجوانی که موجودی جادویی است، تنها آرزویش این است که شبیه بقیه اعضای شگفتانگیز اما بسیار متفاوت خانوادهاش باشد. اما مادر جادوییاش به دلایلی با این موضوع مخالفت میکند. در حالی که بتی با این مسئله دستوپنجه نرم میکند، حقیقت شگفتآوری دربارهٔ خانوادهاش میآموزد و کشف میکند که غیرعادی بودن، جادویی بودن و موسیقیایی بودن، همه بخشی از خانوادهٔ فوقالعاده و عجیبی هستند که به آن تعلق دارد. خانوادهای بسیار عجیب و غریب... پس آماده باشید که حسابی غافلگیر و شگفتزده شوید!
خلاصه داستان: جینبونگ، قهرمان سابق تیراندازی با کمان که مدال المپیک را در کارنامه دارد، حالا در آستانه اخراج از شرکتش قرار گرفته است. برای حفظ شغلش، او پیشنهادی عجیب میپذیرد و راهی جنگلهای آمازون میشود. پس از تجربهای نزدیک به مرگ، او با سه جنگجوی افسانهای آشنا میشود: سیکا، اِبا و والبو؛ سه تیرانداز ماهر با استعدادی ذاتی. جینبونگ که باور دارد این سه نفر میتوانند او را دوباره به اوج برسانند، با کمک بَنگسیک، مترجم کرهای-بولدوریایی، آنها را به کره میآورد. حالا امید اصلی جینبونگ به این سه نفر از آمازون بسته شده تا بتواند بار دیگر مهارتهایش را اثبات کند و از بحران شغلی و شخصی نجات یابد.