خلاصه داستان: در آسمان اتفاق عجیبی رخ میدهد. تنها یک زن جوان و چند نفر از دوستان منزویترش متوجه آن میشوند… اما آنها بیصدا هستند، چون اوضاع هر لحظه عجیبتر میشود — حتی در پایین، روی زمین، وضعیت بیش از پیش به چیزی تبدیل میشود که با نگرانی «عادی» نامیده میشود.
خلاصه داستان: دو تن از نامآورترین رؤسای مافیای سازمانیافته نیویورک، فرانک کاستلو و ویتو جنووزه، برای کنترل خیابانهای شهر با یکدیگر رقابت میکنند. این دو که زمانی بهترین دوستان یکدیگر بودند، حالا بر اثر حسادتهای کوچک و خیانتهای پیاپی، در مسیری مرگبار قرار گرفتهاند؛ مسیری که نهتنها مافیا، بلکه آینده آمریکا را برای همیشه دگرگون خواهد کرد.
خلاصه داستان: در یک شهر کوچک، قاتلی نقابدار به کمپزنها حمله میکند و وحشت ایجاد میکند. کلانتر و معاونش با دنبال کردن سرنخها، مظنون را به یک رستوران محلی میرسانند. در آنجا، با بازجویی از افراد حاضر و تحلیل رفتار آنها، تلاش میکنند هویت واقعی قاتل را در میان جمع کشف کنند. اما همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست و رازهای تاریکی در دل این شهر کوچک نهفته است.
خلاصه داستان: پس از مرگ ناگهانی پدر خانواده، مادر و دختر درگیر رابطهای پرتنش و پر از سرزنش میشوند. مادر که از غم و انکار رنج میبرد، در اقدامی غیرمنتظره و مرموز، غریبهای را استخدام میکند تا با استفاده از روشهای غیرمتعارف، همسرش را از مرگ بازگرداند. اما این تصمیم، مرز میان واقعیت و خیال، عشق و وسواس را به چالش میکشد و رازهای تاریکی را از گذشته هر یک از اعضای خانواده آشکار میسازد. این آزمون وحشتناک، مادر و دختر را در برابر انتخابی دشوار قرار میدهد: تسلیم شدن در برابر سرنوشت یا به هم زدن نظم طبیعت. هرچه تلاشها برای احضار روح پدر بیشتر میشود، پرده از جنبههای ناشناختهای از شخصیتها برداشته میشود که پیش از این پنهان بود. داستان تسلیم، تلفیقی است از درام خانوادگی و عناصر ماورایی، که مخاطب را تا انتها با تعلیقی نفسگیر همراه میکند و پرسشهایی بنیادین درباره عشق، فقدان و مرزهای اخلاقی مطرح میسازد.
خلاصه داستان: مایا دختر جوانی است که زندگی آرامی دارد تا اینکه متوجه میشود پدرش سم، که سالها پیش فوت شده، در واقع یک جاسوس بوده است. او با کشف یک نامه رمزگذاریشده، وارد دنیایی از توطئههای بینالمللی میشود و درمییابد که پدرش دشمنان خطرناکی داشته است. حالا مایا باید با کمک همکاران سابق پدرش، از جمله یک مأمور بازنشسته، حقیقت را کشف کند و در عین حال از دست کسانی که به دنبال او هستند فرار کند. او در این مسیر مهارتهای جاسوسی را به سرعت یاد میگیرد و با هویت واقعی پدرش و رازهای پنهان خانوادهاش روبهرو میشود.