خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ تحمیلی، ارتباط خط کمین با نیروهای خودی توسط دشمن قطع شده و احتمال سقوط منطقه بسیار زیاد است. مقابله و مقاومت نیروها در مقابل دشمن نیازمند حضور دیدهبانی است که بتواند آتش سنگین توپخانه را هدایت کند. عارفی برای پیوستن به خط کمین و انجام این مأموریت حیاتی، باید از مسیری عبور کند که زیر آتش شدید دشمن عراقی قرار دارد. او با وجود خطرات فراوان، عازم این سفر پرمخاطره میشود تا با جانفشانی، راه را برای نجات نیروهای خودی باز کند. فیلم دیده بان روایتی از ایثار و شجاعت در شرایط دشوار جنگی است.
خلاصه داستان: در قرن یازدهم پیش از میلاد، دانشجویی جوان از دانشگاه شیراز به کاپیتان سلیمان میپیوندد و در سفری دریایی پرماجرا راهی چین میشود. او در این مسیر با چالشها و رویدادهای غیرمنتظرهای روبهرو میشود که دیدگاهش را نسبت به جهان تغییر میدهد. این سفر نه تنها او را با فرهنگهای گوناگون آشنا میکند، بلکه او را به درکی تازه از زندگی و روابط انسانی میرساند. در میان طوفانها و درگیریها، او عشق، دوستی و شجاعت را تجربه میکند و در نهایت به حقیقتی درباره خود و سرنوشتش دست مییابد.
خلاصه داستان: در دنیایی که مرز بین قانون و جرم محو شده است، یک تیم مخفی از مأموران زبده در سایهها زندگی میکنند. زمانی که یک دیکتاتور بیرحم ثروتی میلیارد دلاری را از مردمش میدزدد، آنها مأمور میشوند تا آن را بازپس بگیرند؛ سرقتی ظاهراً غیرممکن که آنها را به قلب یک نبرد مرگبار از استراتژی، فریب و بقا میکشاند. هر یک از اعضای تیم رازها و انگیزههای پنهانی دارد و اعتماد در این گروه به اندازهای شکننده است که یک اشتباه کوچک میتواند همه چیز را نابود کند. آنها باید در منطقهای خاکستری عمل کنند، جایی که هیچکس کاملاً خوب یا بد نیست و هر تصمیم میتواند عواقب غیرقابل پیشبینی داشته باشد. این مأموریت نه فقط یک سرقت، بلکه آزمونی برای وفاداری، اخلاق و بقاست.
خلاصه داستان: نویسندهای که در ژانر وحشت قلم میزند، پس از مرگ والدینش راهی سفری به ایرلند میشود تا خاکستر آنها را در مکانی که وصیت کردهاند پخش کند. اما مهمانخانهای که برای اقامت انتخاب میکند، طبق شایعات محلی تسخیرشده است و روح یک جادوگر در آن پرسه میزند. او در ابتدا این داستانها را خرافهای بیش نمیداند، اما خیلی زود با پدیدههای عجیبی روبهرو میشود که ذهن او را به چالش میکشند. او در میان نوشتههای قدیمی و اشیای بهجامانده در خانه، به راز تاریکی پی میبرد که زندگی و گذشتهاش را زیر سؤال میبرد. تلاش او برای انجام وصیت والدینش به سفری درونی تبدیل میشود که مرز بین واقعیت و خیال را محو میکند. هر قدم او را به حقیقتی هولناک نزدیکتر میکند که با هیچ داستان ترسناکی که تا به حال نوشته برابری نمیکند.
خلاصه داستان: یک زوج متأهل به نامهای یونگ-وو و یون-هی که رابطهای آشفته و ناسالم دارند، برای ترمیم زندگی مشترکشان به کلبهای دورافتاده در دل جنگل پناه میبرند. اما بهزودی مشخص میشود که هرکدام در خفا نقشه قتل دیگری را میکشد. تنشهای پنهان و بیاعتمادی عمیق، آنها را به سمت یک بازی مرگبار سوق میدهد. در این خلوت، مرز میان عشق و نفرت کمرنگ میشود و هر لحظه ممکن است فاجعهای رخ دهد. فیلم «باید از روی جنازهام رد شوی» با فضاسازی تیره و روانشناختی، مخاطب را به درون ذهن شخصیتهایی میبرد که برای بقا دست به هر کاری میزنند. آیا این زوج میتوانند از این بحران جان سالم به در ببرند یا قربانی نقشههای خودشان میشوند؟
خلاصه داستان: محمدعلی وندی، بازیگر، فیلمساز و معلم تئاتر، پس از ناامیدی از مهاجرت، به همراه همسرش میترا صدری، نقاش، به تهران بازمیگردد تا زندگی تازهای را آغاز کند. اما جستجوی آنها برای یافتن خانهای مناسب و گوشهای آرام در شلوغی پایتخت، غیرممکن به نظر میرسد. آنها درگیر چالشهای روزمره و یافتن معنا در میان آپارتمانهای کوچک و اجارههای سنگین میشوند. رقص پا روایتی صمیمی از تلاش برای ساختن زندگی در شهری است که آرامش را از انسان میگیرد و در این میان، رابطهٔ زناشویی و امیدهای فردی آنها آزموده میشود.