خلاصه داستان: پسری که پدرش در کنسولگری آمریکا خدمت میکند، بهطور مرموزی ناپدید میشود. پدر که از پاسخهای مقامات قانع نشده، تصمیم میگیرد بهصورت غیرقانونی در محوطهٔ کنسولگری بماند تا خودش حقیقت را پیدا کند. او در این مسیر با زن جوانی آشنا میشود که ادعا میکند اطلاعاتی دربارهٔ پسرش دارد. اما هرچه بیشتر جستجو میکند، بیشتر درگیر یک توطئهٔ پیچیده و خطرناک میشود که فراتر از مرزهای فیزیکی و حقوقی کنسولگری است. او باید میان قانون، امنیت و عشق پدرانه یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: مردی ایرانی به نام عباس (اکبر عبدی) که در ترکیه سرگردان مانده، آرزوی رسیدن به آمریکا را در سر میپروراند. او برای گرفتن ویزا دست به یک نقشه جسورانه میزند: خود را به شکل یک زن درمیآورد تا بتواند با یک مرد آمریکایی ازدواج کند و راهی ایالات متحده شود. اما این ماجرای پرمخاطره به تدریج او را در موقعیتهای خندهدار و پرتنشی قرار میدهد و مرز میان نقش و واقعیت را کمرنگ میکند. در این مسیر، عباس با شخصیتهای گوناگونی روبهرو میشود و درک تازهای از عشق، هویت و رویاهای انسانی به دست میآورد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره ژنرالی مست و خودکامه است که همسر و خدمتکارش را مورد آزار و ستم قرار میدهد. وقتی همسرش متوجه بارداری خدمتکار از ژنرال میشود، او را از خانه بیرون میکند. سالها بعد، ژنرال میمیرد و نسل جوانتری با دیدگاههای تازه و مشکلات نو سر برمیآورد. این ملودرام که آزادانه از نمایشنامه «اشباح» هنریک ایبسن اقتباس شده، به روابط پیچیده خانوادگی، میراث شرم و گناه، و تلاش برای رهایی از گذشته میپردازد. داریوش مهرجویی با نگاهی تازه به این اثر کلاسیک، روایتی سینمایی از تضاد نسلها و رازهای پنهان ارائه میدهد. بازیهای درخشان حسن معجونی، مهتاب کرامتی و ملیکا شریفینیا، عمق روانشناختی شخصیتها را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: ترمه، دختر جوانی که با عمویش زندگی میکند، با بازگشت ناگهانی مادرش به زندگیاش روبهرو میشود. این بازگشت نه تنها خاطرات گذشته را زنده میکند، بلکه رازهایی را برملا میسازد که مدتها در سایه پنهان ماندهاند. ترمه در میان کشمکشهای خانوادگی و احساسات پیچیده، باید با حقیقتهایی کنار بیاید که مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. فیلم تیغ و ترمه روایتی احساسی و پرتعلیق از روابط انسانی، عشق، و بخشش است که در بستری از درام خانوادگی شکل میگیرد.
خلاصه داستان: زوجی میانسال پس از از دست دادن خانهشان در یک بحران مالی، با خبر بیماری لاعلاج شوهر مواجه میشوند. در آستانه فروپاشی، آنها تصمیمی غیرمنتظره میگیرند: پیادهروی در مسیر ساحلی جنوب غربی انگلستان، سفری پانصد مایلی که قرار است نه فقط فرار از واقعیت، بلکه راهی برای رویارویی با ترسها و یافتن معنایی تازه در زندگی باشد. این سفر که بدون تجهیزات و آمادگی آغاز میشود، آنها را با چالشهای جسمی و روحی طاقتفرسایی روبهرو میکند، اما در دل همین سختیهاست که پیوندی عمیقتر و نگاهی تازه به زندگی در آنها شکل میگیرد.
خلاصه داستان: بادیگارد داستان حیدر، محافظی باتجربه و آرمانگرا را روایت میکند که سالها در حفاظت از مقامات بلندپایه کشور خدمت کرده است. او که به اصول و وظیفهاش ایمان دارد، در مأموریتی جدید با چالشهایی روبهرو میشود که مرز بین تعهد و وجدان را زیر سؤال میبرد. حیدر درگیر تناقضی عمیق میان دستورهای مافوق و ارزشهای شخصیاش میشود و این تعارض او را به مسیری میکشاند که هم جان خود و هم امنیت ملی را به خطر میاندازد. فیلم با نگاهی روانشناختی به دنیای محافظان، ابعاد پنهان این حرفه را نشان میدهد و پرسشهایی درباره درست و غلط، وفاداری و اخلاق مطرح میکند.