خلاصه داستان: سرهنگ ابراهیم علیاصغرلو، افسر چترباز، طی عملیاتی در کردستان به دست اعضای کومله دستگیر میشود. او چند بار اقدام به فرار میکند، اما هر بار دستگیر و به «اتاق یک» منتقل میشود، اتاقی که ویژه نگهداری محکومان به اعدام است. در این اتاق، چهار زندانی دیگر نیز نگهداری میشوند. ابتدا بین سرهنگ و دو مسئول ایدئولوژیک گروه، بحث و جدل درمیگیرد، اما به تدریج هر پنج نفر به هم نزدیک میشوند و با نقشهای که سرهنگ طرحریزی میکند، از زندان میگریزند.
خلاصه داستان: سروان کلالی، عضو قدیمی حزب توده ایران، پس از سالها تحمل زندان، آزاد میشود و به دنبال دیدار با همسر و دخترش است. اما او در کنار این اشتیاق، تصمیمی جدی نیز دارد: او باید به سراغ کسانی برود که به او و آرمانهایش خیانت کردهاند. این سفر بازگشت، او را درگیر مسیری پیچیده از روابط انسانی، گذشتههای تلخ و رازهای پنهان میکند. فیلم با نگاهی عمیق به مفاهیم وفاداری، خیانت و عدالت، روایتی تأملبرانگیز از جامعهای در گذار ارائه میدهد. محمدعلی نجفی با کارگردانی دقیق خود، فضایی پرتنش و معنادار خلق کرده است. بازیهای قطبالدین صادقی و مهناز افشار به عمق شخصیتها میافزاید. این اثر سینمایی به دلیل پرداختن به موضوعات سیاسی و اجتماعی، در زمان خود بازتابهای گستردهای داشت.
خلاصه داستان: رضا جوانی است که سه روز پیش از عروسی با طلعت، به ناحق به زندان میافتد و بیست سال از زندگیاش را در حبس میگذراند. پس از آزادی، در حالی که شهری کاملاً دگرگون شده را پیش رو دارد، به دنبال طلعت میگردد تا گذشته را بازسازی کند. او درمییابد صادق خان، دوست دوران جوانیاش، عامل اصلی بدبختی او بوده است. رضا در مسیر جستوجوی حقیقت، با واقعیتهای تلخ جامعه و خیانتهای پنهان روبهرو میشود. او باید میان انتقام، عشق از دسترفته و آیندهای نامعلوم یکی را برگزیند.
خلاصه داستان: پیرزنی که در سرای سالمندان زندگی میکند به خانه برمیگردد تا روزهای پایانی عمرش را در خانهاش و کنار فرزندانش که هر کدام گوشهای به زندگی خود مشغولند بگذراند. گرمی حضور مادر در خانه، فرزندان را به دور هم جمع میکند و در این مجال فیلم به معرفی شخصیتهای داستان میپردازد.
خلاصه داستان: اعضای یک گروه قاچاق مواد مخدر، مردی به نام غلام را یک روز پس از آزادیاش از زندان به قتل میرسانند. این قتل، آغازگر زنجیرهای از انتقام و خشونت میشود. خانواده غلام و دوستانش در جستجوی حقیقت، با موانع و خطرات متعددی روبهرو میشوند. داستان حول محور تلاش برای یافتن عاملان این جنایت و رازهای پنهان پشت آن میچرخد. در این مسیر، شخصیتهای اصلی با چالشهای اخلاقی و اجتماعی پیچیدهای مواجه میشوند که آنها را به سمت تصمیمهای سرنوشتساز سوق میدهد.
خلاصه داستان: اصلان (فرامرز قریبیان) و ماهمنیر (مهناز انصاریان) به دلیل ناسازگاریهای مداوم از یکدیگر جدا شدهاند. باربد، پسر یازدهسالهشان، در تنهایی و سکوت خانه، با مشکلات عاطفی و درسی دستوپنجه نرم میکند. بیتوجهی والدین به دنیای کوچک او، رنج تنهایی را دوچندان کرده است. باربد که پناهی جز دفترچه خاطراتش ندارد، هر روز دلهرهها و آرزوهایش را در آن مینویسد. او در این مسیر با چالشهایی روبهرو میشود که او را به مرز انتخابهای دشوار میکشاند؛ انتخابهایی که میتواند آیندهاش را تغییر دهد. فیلم میخواهم زنده بمانم روایتی انسانی و تأملبرانگیز از تأثیر جدایی والدین بر روح و روان کودک است و نشان میدهد که عشق و توجه چگونه میتواند امید را در دل یک کودک زنده نگه دارد.