خلاصه داستان: وقتی یک نوازنده همراه با همسرش به خانهای دورافتاده در ولز نقل مکان میکنند، موسیقیای که مینوازند، جادوی کهن و محلی آن منطقه را برمیآشوبد و کودکی بینام را به درِ خانهشان میکشاند؛ کودکی که قصد دارد به زندگی آنها نفوذ کند. این مهمان مرموز، آرامش ظاهری آنها را به هم میریزد و مرز میان واقعیت و افسانه را کمرنگ میکند. داستان با فضاسازی ملتهب و نگاههای پنهان، به تدریج رازهای تاریکی را از دل طبیعت و گذشته برملا میسازد. سکوت سنگین خانه و نغمههای جادویی، شخصیتها را درگیر معمایی میکند که گریزی از آن نیست. فیلم با بهرهگیری از تعلیق و نمادپردازی، تجربهای متفاوت از ترس روانی و فولکلور را پیش روی مخاطب قرار میدهد.
خلاصه داستان: در شهری مرزی در مکزیک که از بیتوجهی، فساد و خشونت رنج میبرد، معلمی ناامید روش تازه و غیرمعمولی را امتحان میکند تا بیتفاوتی شاگردانش را درهم بشکند و کنجکاوی، استعداد و شاید حتی نبوغ آنها را بیدار کند. این معلم با تکیه بر اعتماد و خلاقیت، کلاس درس را به فضایی امن و الهامبخش تبدیل میکند و تلاش میکند تا دانشآموزانی را که از سوی سیستم آموزشی رها شدهاند، به آیندهای بهتر امیدوار کند.
خلاصه داستان: در راه بازگشت به خانه در یکی از شبها، دختری جوان که با مادرش تنها زندگی میکند، از او خواسته میشود شب را در خانهی دوستش بماند. او تمام شب را در تهران سرگردان میچرخد و با سه مرد روبهرو میشود که هر کدام داستان متفاوتی دارند.
خلاصه داستان: فیلم کوروش به کارگردانی کمال تبریزی، روایتی سینمایی از زندگی کوروش بزرگ، بنیانگذار امپراتوری هخامنشی، ارائه میدهد. داستان از تولد و جوانی او آغاز میشود و تلاشهایش برای اتحاد قبایل پارس و فتح بابل و ایجاد امپراتوری پهناور را به تصویر میکشد. فیلم با نگاهی انسانی و حماسی، چالشها، جنگها و سیاستهای کوروش را در مسیر بنیانگذاری یکی از بزرگترین تمدنهای تاریخ دنبال میکند. بازیگرانی چون بهناز نازی، سروش کریمینژاد و عاطفه رضوی در این اثر تاریخی به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: در یک روز معمولی در بیکینی باتم، باب اسفنجی و پاتریک به طور تصادفی دستگاهی مرموز را فعال میکنند که آنها را به سفری پرشتاب در دل زمان میاندازد. آنها در دورههای تاریخی مختلف و آیندههای دور ظاهر میشوند و با شخصیتهای عجیب و موقعیتهای خندهداری روبهرو میشوند. در این مسیر، دو دوست صمیمی تلاش میکنند راهی برای بازگشت به خانه پیدا کنند، اما هر بار که فکر میکنند به زمان خودشان نزدیک شدهاند، اتفاقی غیرمنتظره آنها را به دوران دیگری پرتاب میکند. در طول این ماجراجویی، آنها با نسخههای متفاوتی از خودشان و دیگر ساکنان بیکینی باتم آشنا میشوند و درسهای تازهای درباره دوستی و شجاعت میآموزند. با وجود همه آشفتگیها، باب اسفنجی و پاتریک هرگز امید خود را از دست نمیدهند و با خنده و خلاقیت، تلاش میکنند تا بار دیگر به خانه بازگردند.
خلاصه داستان: بابک، مهندس جوانی که در دهه بیست زندگی خود با والدینش زندگی میکند، توانایی شنوایی ماورایی دارد؛ او میتواند صداها را از میان دیوارهای ضخیم و از فواصل دور بشنود. اما بابک تنها فرد با قدرتهای غیرعادی نیست. گروهی از انسانهای استثنایی یکییکی ظاهر میشوند و یکدیگر را پیدا میکنند. آنها باید یاد بگیرند که چگونه از تواناییهایشان استفاده کنند و در دنیایی که این تفاوتها را درک نمیکند، جایگاه خود را بیابند.