خلاصه داستان: یک تفنگدار دریایی جوان به نام کولتر پس از مجروحیت در افغانستان، به بیمارستان جانبازان در مونتانا منتقل میشود. او در آنجا با دیک، یک دامپزشک مسن جنگ ویتنام آشنا میشود. دیک که خود با زخمهای روحی دستوپنجه نرم میکند، کولتر را با هنر ماهیگیری با مگس آشنا میکند. این پیوند غیرمنتظره، مسیری تازه برای التیام آسیبهای جسمی و روحی هر دو فراهم میآورد و آنها را به سفری درونی و بیرونی در دل طبیعت بکر مونتانا میبرد.
خلاصه داستان: کاترینا سالهاست که در اداره ثبت احوال کار میکند و هر روز شاهد پیوند عاشقانههای تازه است، اما زندگی شخصی خودش سالهاست در سکون فرو رفته. همسرش پنج سال است که در کما به سر میبرد و تمام خانواده نیز درگیر این انتظار طولانی و طاقتفرسا شدهاند. در این میان، کاترینا که با رازهای تلخ و شیرین عشقهای گوناگون آشناست، در موقعیتی تازه قرار میگیرد که مرزهای احساسی او را به چالش میکشد. او باید میان وفاداری، عشق و تصمیمی بزرگ یکی را برگزیند؛ تصمیمی که میتواند زندگی او و اطرافیانش را برای همیشه دگرگون کند.
خلاصه داستان: داستانهای به هم پیوسته چندین زوج مختلف را دنبال میکند که هر کدام در مراحل مختلف زندگی و روابط خود با یک دوراهی روبرو هستند. در بمبئی امروزی، عشق، خیانت و رستگاری در میان شخصیتهایی در هم میتنند که هر کدام به دنبال معنا و ارتباط در شهری شلوغ و پرتنش هستند. از زوجی جوان که تازه زندگی مشترک را آغاز کردهاند تا مردی میانسال که با اشتباهات گذشتهاش مواجه میشود، این فیلم روایتهایی موازی را به تصویر میکشد که در نهایت به هم میرسند. فیلم با نگاهی تیزبینانه به روابط انسانی، پیچیدگیهای عشق مدرن را در بستری از کمدی و درام به نمایش میگذارد و شخصیتها را در موقعیتهایی قرار میدهد که انتخابهایشان زندگیشان را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: کابل، ۱۵ آگوست ۲۰۲۱. نیروهای آمریکایی در حال آماده شدن برای خروج از افغانستان هستند، در حالی که طالبان برای تصرف قدرت به سمت پایتخت در حال پیشروی هستند. در بحبوحه هرج و مرج، فرمانده محمد بیدا و افرادش مسئول امنیت سفارت فرانسه، آخرین سفارت غربی که همچنان باز است، هستند. این تیم که به همراه ۵۰۰ نفر دیگر به دام افتاده و به حال خود رها شدهاند، باید به هر قیمتی خود را به فرودگاه برسانند. ماموریتی خطرناک بدون هیچ تضمینی برای موفقیت برای فرار از جهنم کابل و نجات آنچه از بشریت باقی مانده است.
خلاصه داستان: در یک خانه قدیمی چندخانواره به نام «ویلا وونجونگ»، جو-هیون به طور اتفاقی برگه تبلیغاتی کلیسای فرقهای را که دریافت کرده، داخل صندوق پستی شین-هی میاندازد. شین-هی کمکم خود را وقف کلیسا میکند و با اشتیاق، همسایگانش را برای درمان پسر بیمار خود به ایمان آوردن ترغیب میکند. این ایمان تازه، مرزهای اخلاقی و انسانی را در هم میشکند و رازهای تاریکی را در دل اجتماع کوچک آنها آشکار میسازد.
خلاصه داستان: هارپر، مادر تازهواردی که در آستانه روانپریشی پس از زایمان قرار دارد، به همراه مادرش به خانه روستایی قدیمی خانواده نقل مکان میکند. او امیدوار است در این محیط آرام، بهبود یابد و با نوزادش زندگی تازهای آغاز کند. اما به زودی آرامش این خانه با حضور موجودی مرموز و تهدیدکننده بر هم میخورد. هارپر درمییابد که این موجود قصد دارد او و فرزندش را هدف قرار دهد. او باید میان توهمات ذهنی و واقعیت وحشتناک، حقیقت را تشخیص دهد تا بتواند از خود و نوزادش در برابر این تهدید ناشناخته محافظت کند. هر لحظه، مرز میان خیال و واقعیت برای او کمرنگتر میشود و او در تلاش است تا راز این خانه و موجودیت شوم آن را کشف کند.