خلاصه داستان: پس از یک فاجعه نظامی مرموز در تاسمانی، رویدادی فراطبیعی رخ میدهد که مردگان را دوباره به زندگی بازمیگرداند. اما این بازگشت آرامشبخش نیست؛ اجساد با خشمی بیامان به شکار زندگان میپردازند. در این هرجومرج، آوا، زنی جوان، در جستوجوی همسر گمشدهاش است و باید از میان انبوه مردگان متحرک راهی به پناهگاهی امن بیابد. او بهزودی با گروهی از بازماندگان آشنا میشود که رازهایی تاریک درباره منشأ این فاجعه و سرنوشت عزیزان از دسترفتهشان دارند. آوا در این سفر پرخطر نه تنها با تهدیدهای بیرونی، بلکه با پرسشهای اخلاقی دشواری درباره مرگ، انسانیت و آنچه پس از آن میآید روبهرو میشود. او باید تصمیم بگیرد که برای یافتن همسرش تا کجا پیش برود و آیا میتواند به آنچه از او باقی مانده وفادار بماند.
خلاصه داستان: گروهی از دوستان که به میانسالی رسیدهاند، در تلاشاند فیلم ترسناکی را که در جوانی ساخته بودند، دوباره بازسازی کنند. آنها به امید تکرار خاطرات و فرار از یکنواختی زندگی، به دل جنگلهای آمازون میزنند، اما خیلی زود متوجه میشوند که ماجرای واقعی بسیار خطرناکتر از فیلمنامهشان است. برخورد با یک مار غولپیکر، نقشههای آنها را به هم میریزد و هر یک از اعضای گروه باید برای زنده ماندن بجنگند. در این میان، رازهایی از گذشته نیز برملا میشود که روابط آنها را دستخوش تغییر میکند. این اثر کمدی-ماجراجویانه، با نگاهی طنز به ژانر وحشت، تلاش میکند تعادلی میان هیجان و خنده ایجاد کند و مخاطب را با شخصیتهایی دوستداشتنی اما دستوپاچلفتی همراه سازد.
خلاصه داستان: مایک و نیک دو دوست قدیمیاند که به دلایل شخصی وارد دنیای خطرناک جرایم سازمانیافته میشوند. آنها برای بقا در این مسیر پرخطر، با شخصیتهای مرموز و موقعیتهای غیرمنتظرهای روبهرو میشوند. هر قدم آنها در این دنیای تاریک، وفاداریشان را به یکدیگر و تواناییهایشان برای مقابله با تهدیدها به چالش میکشد. در این میان، آلیس به عنوان یک نیروی مرموز وارد داستان میشود و نقشهها را تغییر میدهد. نیک و مایک باید تصمیمهای سختی بگیرند که عواقب آن فراتر از تصورشان است. ترکیب طنز تلخ، تعلیق و لحظههای نفسگیر، داستانی پرکشش را میسازد که مخاطب را تا پایان همراه خود نگه میدارد. این فیلم درباره انتخابهایی است که هویت آدمی را میسازند و قیمتی که برای آنها پرداخته میشود.
خلاصه داستان: برندن بِکِت و پدر افسانهایاش که یک تکتیرانداز بازنشسته است، توسط گروهی از مزدوران بیرحم تحت تعقیب قرار میگیرند. آنها برای فرار از چنگال تعقیبکنندگان و نجات جان خود، چارهای جز ورود به منطقهای مرگبار و بیقانون به نام «سرزمین هیچکس» ندارند. در این سرزمین متروک که هیچکس پاسخگوی اعمالش نیست، پدر و پسر باید با تکیه بر مهارتهای رزمی و تیراندازی خود، یک مأموریت نجات تقریباً غیرممکن را آغاز کنند. این مأموریت نهتنها آنها را در برابر دشمنان خطرناک قرار میدهد، بلکه رابطه پیچیده و پرتنش میان آنها را نیز به چالش میکشد. در این میان، برندن که میراثدار یک نام افسانهای در دنیای تکتیراندازان است، باید ثابت کند که شایستگی ادامه دادن راه پدرش را دارد.
خلاصه داستان: نیکی، قهرمان سابق جنگ، پس از سالها تلاش برای زندگی آرام، ناگهان با ربودهشدن دخترش روبهرو میشود. او که هیچ کمکی از سوی نهادهای رسمی دریافت نمیکند، تصمیم میگیرد خودش وارد عمل شود. در این مسیر پرخطر، نیکی نهتنها با شبکهای از تبهکاران بیرحم روبهرو میشود، بلکه به دلیل سوءتفاهمها و توطئههایی که علیه او چیده شده، تحت تعقیب پلیس و ارتش نیز قرار میگیرد. او باید در حالی که همه به دنبال او هستند، با تکیه بر مهارتهای رزمی و تجربههای گذشتهاش، راز این آدمربایی را کشف کند و دخترش را نجات دهد. این مأموریت نجات، او را به اعماق دنیای تاریک و پررمزورزی میکشاند که هر قدم آن میتواند آخرین قدم زندگیاش باشد.
خلاصه داستان: دو دوست از روستایی در شمال هند برای دستیابی به شغل پلیس و کسب احترام و جایگاه اجتماعی تلاش میکنند. هرچه ناامیدی و فشار در مسیر رسیدن به هدفشان بیشتر میشود، دوستی آنها نیز تحت تأثیر قرار گرفته و دچار تنش میشود. این درام انسانی به بررسی رویاها، شکستها و معنای واقعی موفقیت در جامعهای میپردازد که انتظاراتش سنگین است.