خلاصه داستان: چهار سال پس از فرار از دست «گربر»، فینی بلیک هنوز با آثار اسارتش دستوپنجه نرم میکند. وقتی خواهرش، گوئن، در خواب تماسهایی از «تلفن سیاه» دریافت میکند و در رؤیاهایش صحنههای نگرانکنندهای از سه پسر را میبیند که در یک اردوگاه زمستانی تحت تعقیباند، این دو خواهر و برادر مصمم میشوند راز ماجرا را کشف کنند و با قاتلی روبهرو شوند که پس از مرگ، قدرتمندتر و برایشان مهمتر از آن شده است که هر دو میتوانستند تصور کنند.
خلاصه داستان: وقتی سیلی سهمگین یک محقق و پسر خردسالش را در دل طبیعت گرفتار میکند، فراخوانی برای یک مأموریت حیاتی، فرار آنها و آینده بشریت را در معرض خطر قرار میدهد. در حالی که آبها همهجا را فرا میگیرند، او باید میان نجات جان فرزندش و انجام وظیفهای که میتواند جهان را تغییر دهد، یکی را برگزیند. سفری پر از تعلیق و امید آغاز میشود.
خلاصه داستان: وقتی یک زاهد منزوی و دخترش زنی مرموز و مجروح را از رودخانه نجات میدهند، خود را در تار عنکبوتی مرگبار از خشونت و انتقام گرفتار میبینند و مجبور میشوند برای زنده ماندن با یک جنایتکار بیرحم روبهرو شوند. این ملاقات تصادفی آرامش زندگیشان را بر هم میزند و آنها را به سفری پرتنش میکشاند که در آن مرز میان قربانی و شکارچی محو میشود. هر رازی که فاش میشود، آنها را به خطر بزرگتری نزدیک میکند و برای بقا باید به غرایز خود اعتماد کنند.
خلاصه داستان: یک سال از کابوس ماورایی در پیتزای فردی فزبیر گذشته است و اکنون داستانهایی که دربارهی آن اتفاقات نقل میشوند، به افسانهای محلی و اغراقآمیز تبدیل شده و الهامبخش نخستین «فَزفِست» شهر شدهاند. در حالی که حقیقت از ابی پنهان نگه داشته شده، او پنهانی از خانه بیرون میزند تا دوباره با فردی، بانی، چیکا و فاکسی ارتباط برقرار کند؛ و همین کار زنجیرهای هولناک از رویدادها را رقم میزند که رازهای تاریک مربوط به ریشهی واقعی پیتزای فردی را فاش کرده و وحشتی را آزاد میکند که دههها در خفا پنهان بوده است.
خلاصه داستان: لو کونگون، رماننویس ناامید، در پایینترین نقطه زندگی خود تصمیم میگیرد رمان ناتمامش «خداکُش» را نابود کند. اما در جهان داستان، قهرمان رمان برای تغییر سرنوشت محتوم خود، سفری پرمخاطره را آغاز میکند. در این میان، مرز میان خیال و واقعیت در هم میآمیزد و لو کونگون درگیر نبردی میشود که سرنوشت هر دو جهان را رقم میزند. او باید میان نابودی خلقت خود و پذیرفتن عواقب آن یکی را برگزیند؛ سفری طولانی که او را به درون اعماق تخیل و حقیقت میبرد.
خلاصه داستان: سالها سرزمین آلتره شاهد صلحی ناپایدار میان انسانها، الفها و موجوداتی بوده است که به اژدهای افسانهای سیاه وفادارند. اما وقتی اژدها از خواب زمستانی خود بیدار میشود و سپاهی از این موجودات را برای آغاز جنگ بسیج میکند، گروهی کوچک از انسانها و الفها متحد میشوند تا در جستوجوی راهی پنهان به سوی لانهٔ اژدها برآیند. در این میان، شکارچی جوانی به نام لمبرت که رؤیای قهرمان شدن را در سر میپروراند، ناخواسته وارد ماجرایی بزرگ میشود. او همراه با دوستانش، آرژنت و رنجر، و با راهنمایی مرموز یک الف به نام لیا، باید بر ترسهای خود غلبه کند و نقشی سرنوشتساز در نبرد پیش رو ایفا نماید. سفری پر از خطر و کشف حقیقت، آنها را به قلب توطئهای میکشاند که سرنوشت تمام قلمرو را تغییر خواهد داد.