خلاصه داستان: گرگ هفلی، نوجوانی که همیشه درگیر ماجراهای بامزه و گاهی شرمآور است، این بار در آستانه کریسمس با یک مشکل بزرگ روبهرو میشود: او در لیست شیطنتهای بابانوئل قرار گرفته است! در حالی که برف سنگینی منطقه را فرا گرفته و خانواده هفلی در خانه گیر افتادهاند، گرگ تلاش میکند تا ثابت کند واقعاً آدم بدی نیست و لیست بابانوئل را پاک کند. اما هر کاری میکند، اوضاع خرابتر میشود. در این میان، او با دوستانش و اعضای خانواده وارد ماجراهای خندهداری میشود که درسهای مهمی درباره صداقت، مسئولیتپذیری و معنی واقعی کریسمس به او میدهد. این انیمیشن کمدی-خانوادگی بر اساس مجموعه کتابهای محبوب «خاطرات یک بیعرضه» ساخته شده است.
خلاصه داستان: با شدت گرفتن جنگ جهانی اول، دکتر هنری گاتری مسئولیت یک انجمن کر بریتانیایی را بر عهده میگیرد که بیشتر اعضای خود را در جنگ از دست داده است. او و بازماندگانِ این انجمن بهزودی درمییابند که بهترین واکنش به هرجومرج جنگ، ساختن موسیقی زیبا با هم است. در میان ویرانیها و فقدانها، این گروه تلاش میکند با اجرای سرودهای کرال، نهتنها روحیه خود، بلکه امید و همبستگی را در جامعهای زخمخورده زنده نگه دارد. داستان درباره قدرت شفابخش موسیقی و پیوند انسانی در سختترین شرایط تاریخی است.
خلاصه داستان: استیوی و برادر کوچکش الیوت به سرزمینهای به شدت پوچ و بیمعنی رویاهایشان سفر میکنند تا از مرد شنی بخواهند خانوادهای بینقص برایشان فراهم کند. این سفر آنها را با چالشها و ماجراهایی روبهرو میکند که در آنها معنای واقعی خانواده و پذیرش تفاوتها را کشف میکنند.
خلاصه داستان: در دنیایی که جادوگر خبیثی به نام «گرامپ» با نفرین خود، شادی، لبخند و خنده را از تمام ساکنانش گرفته، تری، پسری معمولی و تنها، زندگی بیرنگ و بیروحی را میگذراند. اما وقتی پرنسس «داون»، آخرین امید سرزمین، از خواب طولانی بیدار میشود، تری درمییابد که او تنها کسی است که میتواند جلوی جادوگر را بگیرد. تری و پرنسس همراه با موجودی عجیب و بامزه به سفری پرماجرا میروند تا با شکست دادن جادوگر، خنده و شادی را به جهان بازگردانند. در این مسیر، آنها با خطرات و موانع متعددی روبهرو میشوند و تری درمییابد که شجاعت و ایمان به خودش، کلید پیروزی بر تاریکی است.
خلاصه داستان: یک بازپرس به همراه فیلمبردارش پس از یک خودکشی مشکوک، وارد یک مجتمع آپارتمانی میشوند تا پاسخی برای این سوال پیدا کنند، اما در عوض متوجه میشوند که چیزی وحشتناک در راهروها پرسه میزند.
خلاصه داستان: گلیندا و الفابا پس از تحولات تلخ و جداییهای گذشته، بار دیگر در سرزمین اُز گرد هم میآیند، اما این بار شرایط کاملاً دگرگون شده است. جمعیتی خشمگین علیه جادوگر به اصطلاح شرور به پا خاستهاند و دوستی بیهمتای این دو شخصیت، اکنون به نقطهی اتکایی برای آیندهی خودشان و تمام اُز تبدیل شده است. الفابا که به دلیل پوست سبزش همواره طرد شده بود، اکنون با قدرتهای واقعی خود روبهروست و باید میان عشق به خواهرش و مسئولیتاش در قبال سرزمینی که او را نمیپذیرد، تصمیمی سرنوشتساز بگیرد. گلیندا نیز که از سادگی و خوشبینی اولیه فاصله گرفته، درگیر پیچیدگیهای قدرت و سیاست جادوگران شده است. آنها برای آخرین بار باید با هم متحد شوند و با صداقت و همدلی به یکدیگر نگاه کنند تا بتوانند خودشان و تمام اُز را برای همیشه تغییر دهند. در این میان، رازهای تازهای از گذشتهی الفابا فاش میشود و جادوگر بزرگ و مادام مورایبل، هرکدام اهداف پنهان خود را دنبال میکنند. سفر آنها به درون خودشان، سرنوشت اُز را به چالش میکشد و این بار هیچ بازگشتی به گذشته وجود ندارد.