خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۷، مارسلو، معلم فناوری، همزمان با کارناوال از سائو پائولو به رسیفی نقل مکان میکند تا از گذشتهٔ خشونتبارش فرار کند و زندگی تازهای را آغاز کند. اما شهر را غرق در آشوب مییابد و همسایههایش کمکم شروع به زیر نظر گرفتن او میکنند.
خلاصه داستان: در بحبوحه جنگ ویتنام، یک گروه شناسایی نخبه به درهای دورافتاده و نقشهبردارینشده در دل جنگلهای انبوه اعزام میشود تا سرنوشت یک دسته گمشده را روشن کند. اما مأموریت ساده آنها به کابوسی خونین تبدیل میشود؛ آنها در برابر تهدیدی فراتر از تصور قرار میگیرند: دایناسورهایی که گمان میرفت میلیونها سال است منقرض شدهاند. سربازان جوان که برای نبرد با انسانها آموزش دیدهاند، حالا باید برای بقا در محیطی خصمانه با شکارچیانی ماقبل تاریخ روبرو شوند. هر قدم در این دره، آنها را به عمق خطر میکشاند و مرز میان شکارچی و شکار محو میشود. این فیلم ترکیبی از تعلیق، اکشن و وحشت است و روایتگر تلاش انسان برای زنده ماندن در برابر نیرویی است که هیچ آمادگی برای مقابله با آن ندارد.
خلاصه داستان: آرورا، دختری دهساله، از همسایهای که گمان میکند آدمکش است میخواهد هیولایی را که به باور او تمام خانوادهاش را خورده، از بین ببرد. همسایه که خود درگیر گذشتهای تاریک است، در ابتدا این درخواست را هذیان کودکانه میپندارد، اما با ناپدید شدنهای مرموز در محله، بهتدریج به واقعیت ماجرا پی میبرد. او برای محافظت از آرورا باید با قاتلان واقعی و همچنین هیولاهای درون ذهنش بجنگد و بپذیرد که برخی از هیولاها تنها در تخیل وجود ندارند.
خلاصه داستان: فیلم رییس (Boss) روایتگر گروهی از افراد درگیر در دنیای زیرزمینی و رقابتهای پنهان است که هر یک برای رسیدن به رؤیاهای شخصی و جایگاه خود تلاش میکنند. داستان حول محور روابط پیچیده، وفاداریهای متزلزل و تصمیمهای سرنوشتساز میچرخد و قهرمانانی را نشان میدهد که در مرز میان اخلاق و منفعت شخصی گرفتار شدهاند. در این میان، شخصیت اصلی با چالشهایی روبهرو میشود که او را مجبور به بازتعریف ارزشهایش میکند. هر اتفاق، زنجیرهای از واکنشها را در میان اعضای گروه به وجود میآورد و فضای پرتعلیق فیلم را میسازد. این اثر با حضور بازیگران مطرح کرهای، نگاهی تازه به ژانر جنایی و کمدی دارد و تلاش میکند ضمن سرگرمسازی، مخاطب را با سؤالاتی درباره قدرت، دوستی و انگیزههای انسانی روبهرو کند.
خلاصه داستان: فیلم مقتدر روایتی از یک مأموریت اطلاعاتی پیچیده است که طی یک دهه شکل میگیرد. یک مأمور مخفی هندی با نفوذ به دنیای تبهکاران و سیاستبازان کراچی، تلاش میکند شبکههای تروریستی فرامرزی را که امنیت منطقه را تهدید میکنند، از هم بپاشد. او در این مسیر با چالشهای متعدد، خیانتها و پیچیدگیهای سیاسی روبهرو میشود و باید میان وظیفه و باورهای شخصی خود تعادل برقرار کند. این مأموریت مخفیانه، مرزهای اخلاقی و میهنی را زیر سؤال میبرد و شخصیت اصلی را به آزمونی سخت میکشاند.
خلاصه داستان: تافیتی، میرکات جوان و کنجکاوی که در دشتهای پهناور آفریقا زندگی میکند، در ابتدا دوستی با بریستلز، گراز بوتهای دستوپاچلفتی را نمیپذیرد و او را مایه دردسر میداند. اما وقتی پدربزرگ مهربانش توسط یک مار سمی گزیده میشود و تنها درمان او گلی افسانهای در آن سوی بیابان است، تافیتی بدون لحظهای درنگ راهی سفری پرمخاطره میشود. بریستلز نیز با وجود ترسهایش، پابهپای او میآید تا ثابت کند که در سختترین لحظات، همراهی یک دوست واقعی ارزشمندترین دارایی است. آنها در این مسیر با موجودات گوناگون، تپههای شنی بیپایان و چالشهای پیشبینینشده روبهرو میشوند و درمییابند که شجاعت و دوستی میتواند هر مانعی را از میان بردارد.